با عرض سلام و خسته نباشید محضر تمامی عزیزان:
از دوران ابتدایی در محیطی بزرگ شده ام که با افراد بزرگتر از خودم نشست و برخاست داشته ام و این امر موجب شده که خیلی زودتر از دیگران به بلوغ فکری و ذهنی و حتی بلوغ جسمی برسم.(به دلیل کار کردن در مزارع)به دلیل ارتباط دوستان ناباب از اواخر دوران ابتدایی شروع یه عمل زشت خودارضایی(استمنا)کردم.در اوایل دوران دبیرستان خود را در منجلاب این عمل زشت دیدم و از خویش تنفر پیدا کردم.اما خوشبختانه با مطالعه کتاب آیت ا.. مکارم شیرازی توانستم با وجود اعتیاد فوق زیاد به این عمل آنرا ترک کنم.
بلوغ فکری و ذهنی ام به گونه بود که تمام دوستانم در مواجهه با مشکل پیرامون ارتباط با نامحرم پیش من می آمدند و از من کمک میخواستند.خدارا شکر توانستم با صحبت کردن و روشن کردن حقایق زندگی بر آنان این رابطه گناه آلود از میانشان حذف کنم.اما این بلوغ زودرس فکری موجب شده تا از سن 17 سالگی به ازدواج فکر کنم.نیاز مبرمی به بک همدم دارم تا بتوانم او را در مشکلاتم کنار خود ببینم.ازدواج را به خاطر رفع نیاز جنسی نمیخواهم که شاید باور نداشته باشید که این نیاز در پیش من منفورترین نیاز است.با وجود اینکه درسم خوب است ولی تمام پیشرفت و رسیدن به هدف والایم را ملزم به داشتن همسر میدانم.از بعد تلقین نیز نتوانستم مشکلم را حل کنم.
خدارا شکر در خانواده ای مذهبی و ولایی تکامل یافته ام و نماز و روزه ام را به طور کامل به جا می آورم.ارتباط خود را با کسانی که به جنس مخالف به چشم ابزار هوسرانی نگاه میکنند قطع کرده ام و از این افراد که به دختران با چشم رسیدن به مقاصد شومشان نگاه میکنند متنفرم و در مواردی نیز با آنان نزاع کرده ام ولی باز نمیتوانم فکر ازدواج را از سر بیرون کنم.شرایط ازدواج را به هیچ وجه ندارم و رفع تمام نیاز های عاطفی و احساسی و... خودرا در این امر میدانم.منی که مشکل دیگران را حل میکردم اکنون در گل مانده ام و از هیچ تلاشی مزایقه نمیکنم ولی باز نمیتوانم و این امر ازدواج تمام فکر و ذهنم را مشغول کرده.بسیار دلتنگ میشوم و نمیتوانم دلتنگی هایم را با کسی در میان بگذارم از این رو تمامی دلتنگی هایم را در یک دفتر مینویسم.این مشکل دارد تمامی اهدافم را از مقابل چشمانم میبرد.
با عرض پوزش که متن طولانی شد.به پاسخ مدبرانه شما نیاز مبرمی دارم لطفا هرچه زودتر راهنمایی فرمایید.
با تشکر
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
بي ترديد ايام جواني، دوران بيداري غريزه جنسي و گرايش به جنس مخالف است. دراين ايام شوق جنسي و احساسات بر روان آدمي سايه مي افكند؛ ناخودآگاه رفتار، سخن و نگاه جوان را تحت تاثير قرار مي دهد و سبب تحريك پذيري وي، برخورد با جنس مخالف مي شود. طبيعي است اين نياز دروني بايد به طور صحيح و مطلوب ارضا و تامين شود. راه پذيرفتني آن نيز ازدواج است.
ازدواج، اقتضاي طبيعت انسان است. زوجيت در تمام موجودات عالم (حيوانات، گياهان و حتي جمادات) وجود دارد.
سبحان الذي خلق الازواج كلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لايعلمون (يس، 36) منزه است خدايي كه تمام موجودات عالم، از جمله گياهان و انسان ها و آنچه را نمي دانند، به صورت زوج آفريد.
انسان به طور طبيعي به سوي زوج خود مي رود.
اريك فروم روانشناس آلماني مي گويد: انسان از لحظه اي كه به دنيا مي آيد تا لحظه مرگ، هركاري مي كند، براي رفع احساس تنهايي خويش است (اصغر كيهان نيا، جوانان و ازدواج، ص 15)
ازدواج براي رسيدن به كمال است. به گفته افلاطون، انسان به دنبال نيمه گمشده خويش مي گردد.
قطعا همانطور كه گفتيد هر جواني مانند شما نياز به يك همدمي دارد كه در مشكلات كنارش باشد. اما مجرد ماندن بي دليل، آفات ديگري هم دارد كه بايد با ازدواج درست، از آن ها دوري جست.
1. بي توجهي به خانواده: با مجرد ماندن، خانواده تشكيل نمي شود و با عدم تشكيل خانواده، به تدريج از ارزش آن كاسته مي شود و زمينه آسيب هاي فردي و اجتماعي فراهم خواهد شد؛ همان مشكلي كه امروزه غرب با آن دست و پنجه نرم مي كند.
2. فراهم آمدن زمينه گناه: با مجرد ماندن، زمينه گناه افزايش مي يابد. رسول گرامي اسلام (ص) به مردي به نام عكاف فرمود: تزوج و الا فانت من المذنبين (ازدواج كن وگرنه از گناهكاران خواهي بود). علامه مجلسي، بحارالانوار، ج100، ص 221.
3. فراهم شدن زمينه شرارت: مجردي به معناي رهايي است و كسي كه رها است، زمينه شرارت در او بيشتر پديد مي آيد؛ به همين سبب پيامبر اسلام، شرورترين افراد امت خود را مجردان مي داند (اشرار امتي عزابها) علامه مجلسي، بحارالانوار، ج100، 222
ازدواج صرفا براي ارضاي غرايز جنسي و بقاي نسل نيست؛ بلكه فوايد متعدد ديگري نيز دارد:
1. حفظ دين: ازدواج، انسان را از آلودگي ها دور مي كند و مي تواند نيمي از دين او را حفظ كند.
2. افزايش ايمان: كسي كه ازدواج كند، افزون بر حفظ دين مي تواند ايمان خود را نيز فزوني بخشد. بر اساس فرموده اي از رسول خدا (ص) فرد متاهل خدا را پاك و پاكيزه ملاقات مي كند (علامه مجلسي، بحارالانوار، ج100،220). بر اساس سخني از امام باقر (ع) دو ركعت نماز متاهل از روزه داري و شب زنده داري مجرد پر بها تر است.
3. كسب آرامش: متاهل، آرامش بيشتري از مجرد دارد و دليل آن، افزون بر آرامشي كه از همسر خود مي گيرد يافتن فاميل جديد و احساس پشتوانه بيشتر است.
4. تكريم شخصيت: در جامعه، شخصيت متاهل بيشتر از مجرد گرامي داشته مي شود.
5. كسب اعتبار در جامعه: اعتباري كه مردم براي ازدوج كرده قائل مي شوند، به اندازه مجرد نيست.
6. ايجاد امنيت رواني: ازدواج، مايه آرامش است، به اين دليل كه انسان را از تنهايي و سردرگمي در مي آورد؛ اضطراب ناشي از ابهام آينده را از بين مي برد؛ فشارهاي ناشي از غرايز جنسي را مي كاهد و ... اما ازدواج نمي تواند بحران هاي روحي مانند افسردگي شديد را از بين ببرد.
7. احساس مسئوليت بيشتر: وقتي پاي انسان ديگري در زندگي انسان باشد، احساس مسئوليت او افزون تر مي شود.
8. به كار گيري استعدادهاي نهفته: انسان متاهل، براي خوشبخت كردن همسر و فرزندان خود بيشتر مي كوشد و استعدادهاي نهفته خود را شكوفا تر مي كند.
9. ارضاي حس محبت كردن و محبت شدن: انسان به طور غريزي دوست دارد به ديگران محبت كند و مورد محبت قرار گيرد كه همسر، گزينه مناسبي براي ارضاي اين غريزه است.
10. مزاياي شغلي بهتر: با توجه به اعتماد افزون تري كه جامعه به فرد متاهل دارد، استقبال بيشتري براي استخدام و به كارگيري او خواهد داشت.
بنابراين مي بينيد كه ازدواج فقط براي رفع تنهايي نبوده و اينكه بگوييد به خاطر نياز جنسي نمي خواهم زيرا اين نياز در پيش من منفورترين نياز است، حرف درستي نيست. نگاه بيش از حد آيده آل گرايانه نه تنها زندگي را بر شما سخت مي كند بلكه ممكن است با اين نگاه دست به انتخابي بزنيد كه بعدا باعث پشيماني شما شود. پس توجه به ظاهر و زيبايي همسر، توجه به همتايي فرهنگي، اقتصادي و تمام ملاك هاي همسر مناسب در اولويت برنامه ريزي شما باشد.
اما نكته اي كه وجود دارد؛ متاسفانه به دلايل مختلف فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي، نظير بالا رفتن سطح انتظارات و توقعات خانواده ها و توجه به بعضي تشريفات غيرلازم، معضل اشتغال و آينده شغلي جوانان، ادامه تحصيل آنها و عدم وجود امكانات و شرايط مالي مناسب برخي خانواده ها سن ازدواج دختران و پسران افزايش يافته و در نتيجه ارضا و تامين عاقلانه و صحيح اين غريزه، به انحراف كشيده شده مي شود.
برادر گرامي؛ خوشبختانه سني كه شما در آن قرار داريد، سن برنامه ريزي براي ازدواج موفق در آينده اي نزديك است. پس به هيچ وجه دم از نااميدي نزنيد. بي ترديد تليقن هايي كه ما در زندگي خود داريم بزرگترين عامل شكست هاي روحي است. پس با افزايش روحيه اميد و نشاط به آينده اي بهتر، از هم اكنون در پي فراهم كردن شرايط و امكانات اوليه يك ازدواج در سطح معمولي را داشته باشيد. در اين راه كمك و مساعدت افراد دلسوز مانند والدين و يا برادر و خواهرهاي بزرگتر مي تواند راه روشنتري پيش روي شما بگذارد. اما تا زماني كه همه شرايط مهيا شود لازم است با بكارگيري نكات ذيل وضعيت روحي خود را ارتقاء بخشيد.
1. تحكيم روابط خانوادگي و ايجاد فضاي عاطفي مثبت بين والدين و فرزندان و افزايش رابطه صميمانه و نزديك بين اعضاي خانواده، عامل پيشگيرانه اي است جهت ايجاد احساس امنيت و آرامش و تامين نياز عاطفي. زيرا وقتي جوانان در خانه، با محبت و توجه كافي روبه رو نشوند، اين محبت و رابطه عاطفي را در بيرون خانه جست و جو مي كنند و متناسب با دوران بلوغ و اوج گيري احساسات غريزي، رابطه خود را با جنس مخالف توسعه مي دهند. بنابراين نياز به محبت در دوره جواني را بايد با گسترش روابط عاطفي خانوادگي و نيز گسترش رابطه صميمانه و دوستانه بين همسالان هم جنس، تامين كرد و با يافتن دوستان مناسب و ايجاد رابطه گرم و عاطفي و انجام برخي فعاليت هاي دسته جمعي به اين نياز دروني پاسخ مثبت داد.
2. خودكنترلي مي تواند جوانان جوياي رشد و كمال و عفت و پاكي را در اين فضاي آلوده حفظ كند. با كنترل چشم، گوش و ديگر حواس و نيز كنترل افكاري كه در اين زمينه شكل مي گيرد، مي توان از تاثير گذاري روابط ناسالم ديگران، تا حدودي جلوگيري كرد. مطمئنا هرچه بيشتر ذهن و حواس خود را در اين زمينه مشغول سازيد، بيشتر تاثير خواهيد پذيرفت. پس بهتر است اوقات فراغت خود را با برنامه ريزي صحيح پر كنيد و با پرهيز از بيكاري و تنهايي و توجه به اين صحنه ها، به وظيفه اصلي و مهم تحصيل علم بپردازيد.
3. از فكر و ترسيم صحنه هاي محرك در ذهن و خيال خود بپرهيزيد: عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل مي كند (عيسي به اصحاب خود گفت.... موسي به شما دستور داد كه زنا نكنيد و من به شما دستور مي دهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اينكه زنا كنيد؛ زيرا كسي كه خيال زنا كند، مانند كسي است كه در خانه اي نقش و نگار شده، دود و آتش به پا كند. چنين كاري گرچه خانه را نمي سوزاند؛ ولي زينت و صفاي آن را مكدر كرده و فاسد مي كند. وسائل الشيعه، ج 14، ص 240
4. از نگاه هاي مسموم و مناظر تحريك آميز دوري كنيد: رسول خدا مي فرمايند: نگاه هوس آلود، تيري است مسموم از تيرهاي شيطان؛ هركس آن را به جهت خوف الهي ترك كند، خداوند ايماني به او مي بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مي كند. وسائل الشيعه، حرعاملي، ح 14، ص138.
5. اجتناب از نشست هاي غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريك آميز: از حضرت امام باقر(ع) روايت شده است (هركس به سخن گوينده اي گوش فرا دهد، او را بندگي كرده است. پس اگر ناطق از خدا بگويد شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شيطان و سخنان شيطاني بر زبانش جاري كند، قطعا بندگي شيطان كرده است. وسائل الشيعه، ج 12، ص 236.
6. اعتدال در خوردن: بي ترديد پرخوري و بي نظمي در خوردن، در ذخيره سازي و انباشتن مواد تحريك زا موثر است. در حديثي حضرت رسول اكرم (ص) پس از آنكه جوانان را به ازدواج ترغيب مي كند مي فرمايد: هر كس قدرت بر ازدواج ندارد، روزه بگيرد، يقينا روزه نيروي غريزه او را تضعيف مي كند. مستدرك الوسائل، ج2، ص 531. با وجود فراغت، هم مواد غذايي در تقويت غريزه به مصرف مي رسد و هم فكر و خيال مصروف چاره سازي براي پر كردن اوقات فراغت مي شود و لذا در روايات بر اشتغال و كار و پرهيز از فراغت، تاكيد بسيار شده است.
7. تلاوت قرآن: بي شك انس با قرآن، تلاوت و تدبر در مضامين آن، خود شفاي هر دردي است كه به سرعت كار هر پريشاني را رو به سامان مي برد و زخم هاي پنهان را التيام مي دهد. همت ها را تا آسمان ها بالا مي برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حيوانات نجات مي بخشد.
بنابراين راه حل دين در خصوص نوع مقابله و مواجهه با غريزه جنسي، نخست ازدواج و نكاح مشروع است و در صورت عدم امكان، كنترل مثبت است. ولي هيچ گاه نبايد به بي بند و باري، افسارگسيختگي و آلودگي به گناه رضايت داد.
همانگونه كه گفتيم شما از هم اكنون در صدد فراهم كردن مقدمات ازدواج از طريق كار نيمه وقت در كنار تحصيل باشيد و در عين حال بمرور زمان خانواده خود را از اين قضيه مطلع نماييد. البته براي اينكه مشكلات اقتصادي به يك باره هجوم نياورد، بهترين راه اين است كه، فرد مناسب و سازگار با شرايط خود را انتخاب و يك نامزدي شرعي ساده كنيد. ليكن تا مراسم عروسي را تا دو سه سال به تاخير اندازيد. اين برنامه چند فايده دارد:
1. شما مي توانيد در حد نسبتا محدودي به تامين غريزه جنسي خود بپردازيد.
2. از مزاياي شيرين دوران نامزدي كه دلپذير ترين دوران زندگي است، بهره مند شويد.
3. در برخورد با مشكلات به تدريج پختگي و توانايي لازم براي حل آنها را پيدا كنيد.
4. در كنار تحصيل، كم كم بر مشكلات اقتصادي غلبه پيدا كرده و براي تشكيل خانواده آماده مي شويد.
موفق و موید باشید






