با سلام
چرا گاهی اوقات حال دعا کردن نداریم ؟
این به ایمان ما بستگی دارد یا لقمه یا عوامل دیگر ؟
با تشکر

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اگر گاهي حال دعا وجود ندارد. مشكل خاص و غير قابل حلي نيست، چون انسان حالات گوناگوني دارد. از اميرالمومنين (ع) نقل شده: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى النَّوَافِلِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِضِ " [1]. همانا براي قلب ها اقبال و تمايل هست و گاهي هم پشت كردن و بي حالي، وقتي قلب شما ميل دارد خودتان را مجبور كنيد مستحبات را انجام دهيد و وقتي قلب ها تمايل ندارد اكتفا كنيد به واجبات»
بنابراين قلب انسان گاه اقبال به خدا و معنويات دارد و گاه پشت مي كند.در اين رابطه فرموده اند: در هنگام اقبال دل به مستحبات و مندوبات بپردازيد و در صورت ادبار به واجبات اكتفاكنيد. البته هر قدر انسان مجاهده نفس بيشتري كند و با خدا و قرآن واهل بيت (ع) انس بيشتري گرفته و دل از هواهاي نفساني تخليه كند به تدريج اقبالش بيشتر شده و به صورت ملكه و عادت در مي آيد. آن گاه است كه درهمه حالات به ياد خدا و متوجه اوست و هيچ چيز نمي تواند او را ازمحبوب حقيقي باز دارد. اين همان خوشا آنان كه الله يارشان بي به حمد و قل هوالله كارشان بي
خوشا آنان كه دايم در نمازند بهشت جاودان ماوايشان بي
روح انسان داراي حالات مختلف و نشيب و فرازهاي فراواني است. گاه اقبال و ميل و توجه انسان به عبادات فراوان و شديد است و گاه اين ميل كمتر و كم رنگ مي گردد. هر چند كم شدن ميل به عبادت و دعا و معنويات معلول عوامل متعددي است كه به برخي اشاره مي كنيم. ولي گاهي اوقات حالت قبض و گرفتگي و بي رغبتي به دعا و عبادات براي اين است كه انسان قدر و لذت زمان اقبال و توجه و ميلش به عبادت را بهتر درك كند و متوجه گردد چه نعمتي داشته و ارزش آن را نمي دانسته است. آن چه در اين ميان مهم و قابل توجه است اين است كه رابطه انسان با خداوند و اولياي پاك او گسسته نگردد و اين ارتباط هر چند كم رنگ همواره برقرار باشد:
گرت هواست كه معشوق نگسلد پيوند نگاه دار سر رشته تا نگه دارد
روش تقويت معنويت و حال دعا و عبادت: كمال طلبي، خدا خواهي، عشق و پرستش، گرايش به معنويت و درك لذت هاي معنوي همه آموزه هايي است كه از فطرت انسان ناشي مي شود. انسان از درون خويش احساس مي كند كه به معنويت و قرب به خدا نياز دارد، براي اين كه انسان بتواند نفس خود را رام و آرام كند و هميشه مشتاق دعا و مستحبات باشد ، دستورالعمل زير به طور قطع نافع است:
1- تقويت عقل و ايمان: مهمترين نياز انسان در اين زمينه داشتن عقلانيت قوي است، بكوشيد با مطالعه و تفكر در معارف بينشي دين، عقل خود را تقويت نمائيد. عقل، يعني نيرويي كه انسان را به پرستش خداي مي خواند و به سوي بهشت رهبري مي كند ، بنابراين اولين و مهمترين راه تقويت عقل، ايمان و معنويت، تحصيل و تقويت آگاهي از طريق مطالعه، تامل و تفكر است. ايمان قلبي ريشه در معرفت و انديشه انسان دارد. آگاهي و تفكر بيدار كننده قلب از خواب غفلت وزنده كننده دل انسان است. كسي كه آگاهي ندارد، در حقيقت مرده اي است كه ميان زندگان راه مي رود.
2- تقويت اراده: پس از تقويت شناخت و آگاهي ، اكنون نوبت تقويت ايمان و معنويت به وسيله اراده عملي است. منظور از عمل در اين مسير، رفع موانع و ايجاد شرايط ارتباط و توجه عملي به خداوند است. عبادت و پرستش شاه راه ارتباطي بنده با خداوند و تقويت ايمان به او است، منتهي براي رسيدن به آن و انجام عبادت به صورتي كه حقيقتا موثر باشد، طي مراحل زير ضروري است.
أ- مبارزه با ريشه هاي گناه: گناه رفتار نابهنجاري است كه ناشي از خود خواهي و هوي پرستي انسان است. رفتاري كه ايمان آدمي را تضعيف مي نمايد و زمينه شرك و كفر را در او تقويت مي نمايد. براي پاكسازي از گناه ريشه اي ترين كار مبارزه با خواستگاه و زمينه هاي نفساني آن است؛ يعني زياده خواهي غرايز، دلبستگي ها و وابستگي ها و صفات رزيله اي كه انگيزه اين رفتار را در آدمي بوجود مي آورند. براي مثال آدم حسود ، هميشه در معرض غيبت، تهمت ، آسيب رساندن به محسود و انواعي از گناهان است و آدم بخيل توان انجام واجبات مالي و كمك رساني به ديگران را ندارد، اين شخص اگر بخواهد گناه نكند، اساسي ترين راه اين است كه با خير خواهي كه ضد حسد است و تحصيل سخاوت كه ضد بخل است، ريشه گناه را از دل خود بيرون نمايد و خويش را از خطر شرك و خود خواهي برهاند.
ب- مبارزه با عادت هايي كه مانع رشد انسان و عمل هستند: برخي عادتها در انسان مانع حركت او در جاده ايمان تلقي مي شود. به عنوان مثال كسي كه به پرخوري، پرخوابي و پر گويي عادت نموده است، قادر نخواهد بود به انجام وظايف واجب و مستحب خود اقدام كند. عادتهاي مذموم در برخي موارد حتي زمينه انجام گناه و تخلف از بندگي حق تعالي را در انسان فراهم مي كنند و باعث تضعيف ايمان در او مي شوند.
ج-مبارزه مستقيم با خود گناه و ترك و جبران آنها: علاوه در مبارزه با زمينه هاي گناه ، مبارزه مستقيم با گناه و ترك و جبران آن از طريق روش توبه، زمينه تقويت ايمان و پاكي انسان را از آلودگي و تاريكي فراهم خواهد نمود.
د- انجام وظايف واجب شرعي: يكي از مراحل بسيار مهم و سرنوشت ساز در تقويت ايمان، انجام وظايف واجب و اطاعت از فرامين خداوند است. اين مرحله كه در عرفان اسلامي از آن به قرب فرايض تعبير مي كنند، در نهايت به حصول ملكه تقوي و بهره مندي از آثار و ارزشهاي ناشي از آن، خواهد انجاميد.
ه- انجام نوافل و مستحبات: نهايي ترين مرحله در جاده ايمان كه به محبت و عشق الهي مي انجامد، مرحله انجام مستحبات و نوافل است، مرحله اي كه عرفا از آن تحت عنوان قرب نوافل و راه عشق تعبير مي كنند. قرب نوافل، پاياني ترين مقصد دين و موثر ترين راه نزديكي انسان به خداي و كسب مقام ولايت و خلافت الهي است.
البته انجام اين مراحل خود مستلزم آن است كه انسان با محتواي دين آشنا باشد و از راهنمايي اساتيد اخلاق و عالمان ديني سود جويد. شما مي توانيد با به كار گيري روش مرابطه با نفس، يعني مشارطه (شرط كردن با خود) در ابتداي روز، مراقبت از رفتار و تعهدات، در طول روز و محاسبه اعمال در پايان روز، بكوشيد نفس خود را بر حالت اعتدال حفظ نمائيد. البته پس از محاسبه در صورتي كه خداي ناكرده از شما خطايي سر زده، خود را مورد سرزنش و مجازات قرار دهيد و در صورتي كه درست عمل نموده ايد، خداي را شاكر و سپاسگزار باشيد.
موارد مهم مورد مراقبت: 1- خوردن و آشاميدن 2- عصباني شدن و خشم 3- شهوت جنسي 4- عادت هاي مذموم 5- صفات رزيله
توصيه: برنامه هاي معنوي خود را به صورت مستمر و مرتب انجام دهيد، مانند نماز اول وقت و حتي الامكان به جماعت و در مسجد، قرائت قرآن، توسل و ارتباط با معصومين(ع) و زيارت ايشان، استمداد از مقام ولايت خصوصاً حضرت حجت (عج)، پايبندي به ساير واجبات و انجام برخي مستحبات در حد توان و اقبال قلب، مانند وضو داشتن دائمي و انجام برخي نوافل نمازها و خواندن دعا و مناجات با خداوند. در صورت عمل به اين برنامه انشاء الله، به كمك خداوند و توجه حضرات معصومين (ع ) حال دعا در شما بيشتر خواهد شد.
پي نوشت ها:
1. شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، 29 جلد، مؤسسه آل البيت عليهم‏السلام قم، 1409 ه. ق، ج 4، ص 70.

موفق و موید باشید