اولین سوالم هم این است که اصلا علم میتونه اسلامی و غربی باشه یا نه؟ اگه میتونه چه شرایطی اونو غربی کرده؟ مثلا چون توسط فلان دانشمند غربی کشف شده میشه علم غربی؟ یا علم غربی علمی است که تحت شرایط و ایدئولوژی خاص جامعه غربی رشد کرده؟یا مثلا علم غربی علمی است که خدا رو زیر سوال ببره؟به طور خلاصه علم اسلامی با علم غربی چه تفاوتی داره؟

سوال دوم من این است که علم اسلامی شدنی هست یا نه؟یک موضوع مهم درباره علم اینه که اونو به دو مرحله جمع آوری اطلاعات و تحلیل تقسیم کنیم. در مرحله اول که به جمع آوری اطلاعات می پردازیم بر حسب شرایط یک سری خاص از اطلاعات را گزینش میکنیم مثلا در حوزه علوم تجربی فقط اطلاعاتی را گزینش و وارد مجموعه میکنیم که به طور خلاصه تجربی باشند. در سایر حوزه ها این محدوده و یا مجموعه میتواند وسیع تر و یا محدود تر باشد.مرحله دوم مرحله تحلیل و انالیز داده هاست که در آن از داده های مرحله اول برای ساخت و پرداخت یک تئوری استفاده می گردد.

حالا سوال من این است علم اسلامی در محدوده جمع آوری اطلاعات به چه حوزه هایی اجازه ورود میدهد و چه حوزه هایی را محدود میکند؟در ضمن آیا علم اسلامی علمی است که اطلاعات خود را فقط از منابع دینی میگیرد؟اگر نه چه حوزه های دیگری دارد؟معیار اسلامی بودن سایر حوزه ها چیست؟(اشاره در قرآن،حدیث،یا عدم تضاد با دین ویا...)

سوال سوم اینه که در مرحله تحلیل و آنالیز آیا اساسا تفاوتی بین علوم غربی و اسلامی وجود دارد؟یعنی ممکن است با دادن اطلاعات یکسان مغز غربی یک نتیجه بگیرد و مغر اسلامی نتیجه دیگر؟اگر دارد این تفاوت چگونه است؟جایگزین روش تحلیلی غربی چیست؟این روش تحلیلی اسلامی چه ویژگی هایی باید داشته باشد تا بتوان آن را اسلامی خواند؟

سوال چهارم راجع به این است که چه حوزه هایی قابل اسلامی شدن هستند؟ آیا فقط بعضی از شاخه های علوم انسانی می توانند اسلامی بشوند و یا تمام آن؟سایر علوم چه؟مثلا علم اقتصاد اسلامی داریم؟ یا علم جامعه شناسی اسلامی(نمیدانم به جامعه شناسی هم میشه گفت علم یا نه؟ به هر حال موضوع بحث ما که نیست!!)،پزشکی اسلامی چطور؟ویا...

سوال پنجم هم اینه که هدف علوم غربی چیست؟ تفاوت اساسی علوم اسلامی با آنها در حوزه هدف چیست؟آیا علوم اسلامی در صورت جایگزینی به اندازه علوم غربی کارایی خواهند داشت؟مثلا اقتصاد اسلامی می تونه در حد اقتصاد های لیبرال باشه یا نه؟این علوم اسلامی چقدر برای ساختن زندگی دنیوی به کار می آیند ؟آیا پذیرش علوم اسلامی به معنای پذیرش شرایطی خاص است!؟

سوال آخر هم این که اکنون علوم اسلامی در چه سطحی هستند؟به عنوان مثال تا آنجا که من اطلاع دارم اقتصاد اسلامی مجموعه ای از کلی گویی هایی است که اصلا در حد و اندازه یک تئوری نیست.مثلا تعاریفی که من از اقتصاد اسلامی شنیدم در این کلی گویی ها خلاصه می شود که اقتصاد اسلامی نه مثل اقتصاد سرمایه داری است و نه سوسیالیستی و یا اقتصاد اسلامی با وجود دارا بودن مزایا اقتصاد سرمایه داری و سوسیالیستی از معایب آنها به دور است.و اینکه برای پیشرفت این علوم و رسیدن آنها به سطحی که بتوان برای اداره جامعه از آنها استفاده کرد چقدر زمان لازم است؟
در صورتی که پاسخ به سوالات فوق برایتان مقدور نیست لطفا منابعی را برای پیدا کردن پاخ به من معرفی کنید.
با تشکر

پرسش: اسلامي كردن علوم
اولين سوالم هم اين است كه اصلا علم ميتونه اسلامي و غربي باشه يا نه؟ اگه ميتونه چه شرايطي اونو غربي كرده؟ مثلا چون توسط فلان دانشمند غربي كشف شده ميشه علم غربي؟ يا علم غربي علمي است كه تحت شرايط و ايدئولوژي خاص جامعه غربي رشد كرده؟يا مثلا علم غربي علمي است كه خدا رو زير سوال ببره؟به طور خلاصه علم اسلامي با علم غربي چه تفاوتي داره؟
پاسخ: با سلام و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در مبحث اسلامي كردن علوم آنچه كه مقابل اسلام قرار مي گيرد غرب نيست. بلكه پسوند ضد اسلامي و ضد ديني است. به اين معنا كه در اسلامي كردن علوم، ملاحظه بر غربي بودن يا شرقي بودن علوم نيست. بلكه ملاحظه بر اسلامي نبودن آنها است. بنابراين علومي كه ضد مباني اسلامي باشند، چه از غرب و چه از شرق باشد مورد انتقاد و انكار قرار مي گيرد.
ضد اسلامي بودن يك علم نيز بر پايه هائي استوار است كه از آنها مي توان به عنوان نمونه به اين موارد اشاره كرد.
1- معرفت شناسي: در علم اسلامي، معرفت و شناخت از طريق ابزار هاي معرفتي مختلفي از جمله حس، عقل، قلب، قابل حصول است. البته هر كدام از اين ابزار معرفت در دستيابي به گونه اي از شناخت قابل استفاده است مانند آنكه در علوم تجربي و حسي، حس ابزاري قابل اعتنا و در مسائل غير حسي از ابزار عقل مورد استفاده قرار مي گيرد.(1) در مكاتب علمي غير اسلامي تنها به برخي از اين ابزار اكتفا مي شود. مانند آنكه در مكتب معرفتي پوزيتويستي تنها ابزار معرفتي قابل اعتنا، حس به شمار مي آيد و به همين دليل بسياري از مسائل ديگر كه به وسيله حس قابل دستيابي و شناخت نيستند، غير واقعي و غير حقيقي به شمار مي آيند.
البته مسائل شناخت شناسي به همين موارد محدود نمي شود و تفاوت ديدگاه حكماي اسلامي با فلاسفه غير اسلامي هم در اين موارد محدود نمي شود. (2)
2- جهان بيني: علم اسلامي مبتني بر معرفت شناسي كه توضيحش گذشت، داراي جهان بيني الهي خواهد بود كه جهان را منحصر در جهان مادي نمي داند و در كنار جهان مادي و قابل حس و مشاهده، به جهان يا جهان هاي غير مادي ديگري نيز معتقد مي باشد كه هرچند قابل اثبات با حس و تجربه حسي نيستند لكن به وسيله ابزار ديگر مانند عقل قابل اثبات و شناخت مي باشند.(3)(4)
3- مسائل علوم: مسائل علم اسلامي با توجه به مباني معرفت شناسي و جهان بيني كه دارند طبيعتا در برخي موارد متفاوت با علم غير اسلامي خواهد بود. به اين معنا كه راه حل هاي ارائه شده در علوم اسلامي براي مسائل مختلف ، با استفاده از مباني خاص معرفتي و ايدئولوژيكي كه دارد ، متفاوت خواهد بود با راه حل هائي كه يك علم غير اسلامي با استفاده از مباني ضد مباني اسلامي ارائه مي دهند.
به عنوان مثال روانشناسي غير اسلامي ، روان شناسي خواهد بود كه از جهان بيني مادي مبتني بر معرفت شناسي حسي صرف تغذيه مي كند و براين اساس نمي تواند به موجودي به نام روح اعتقادي داشته باشد. چرا كه روح موجودي مادي نبوده و به حس نمي آيد. بر اين اساس براي درمان بيماري هاي رواني انسان توصيه هائي مي كند و راه حل هائي ارائه مي كند كه با توصيه ها و راه حل هاي ارائه شده از طرف روان شناسي مبتني بر جهان بيني الهي مبتني بر معرفت شناسي اسلامي متفاوت و گاه متضاد مي باشد.
با توجه به مطالبي كه بيان شد اسلامي كردن علوم به معناي اين است كه علوم بر اساس معرفت شناسي و به دنبال آن جهان بيني اسلامي پايه ريزي شود و مسائلش بر اين اساس مورد مطالعه و بحث و تحقيق قرار بگيرد. البته اين سخن منافاتي با اين مساله ندارد كه علم اسلامي در بسياري از موارد در روش بررسي مسائل با علم غير اسلامي اشتراكاتي داشته باشد. در علوم تجربي براي فهميدن اين كه آب از چه موادي تشكيل شده است، محقق چه معتقد به اسلام و مباني معرفت شناسي و جهان بيني اسلامي باشد و چه نباشد، از يك روش استفاده خواهد كرد و آن روش تجربه و حس و مشاهده آزمايشگاهي است. (5)
پي نوشت:
1. ر.ك: مرتضي مطهري، مجموعه آثار، قم، صدرا، بيتا، ج 13، ص 359.
2. براي مطالعه بيشتر ر.ك: مرتضي مطهري، پيشين، ج 13، كتاب ( مساله شناخت).
3. ر.ك : مرتضي مطهري، پيشين، ص 342 به بعد.
4. براي مطالعه بيشتر دررابطه با جهان بيني هاي مختلف و جهان بيني اسلامي ر.ك: مرتضي مطهري، پيشين، ج 3، ص 23.
5. براي تفصيل بيشتر مطلب در رابطه با مسائل علوم اسلامي و غير اسلامي، متن سخنان آيت الله مصباح يزدي را در ارتباط با اسلامي كردن علوم، مي توانيد در آدرس ذيل مطالعه كنيد:
http://snn.ir/news-13910223002.aspx
و: http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1604264

پرسش: اسلامي كردن علوم
سوال دوم من اين است كه علم اسلامي شدني هست يا نه؟يك موضوع مهم درباره علم اينه كه اونو به دو مرحله جمع آوري اطلاعات و تحليل تقسيم كنيم. در مرحله اول كه به جمع آوري اطلاعات مي پردازيم بر حسب شرايط يك سري خاص از اطلاعات را گزينش ميكنيم مثلا در حوزه علوم تجربي فقط اطلاعاتي را گزينش و وارد مجموعه ميكنيم كه به طور خلاصه تجربي باشند. در ساير حوزه ها اين محدوده و يا مجموعه ميتواند وسيع تر و يا محدود تر باشد.مرحله دوم مرحله تحليل و اناليز داده هاست كه در آن از داده هاي مرحله اول براي ساخت و پرداخت يك تئوري استفاده مي گردد.
حالا سوال من اين است علم اسلامي در محدوده جمع آوري اطلاعات به چه حوزه هايي اجازه ورود ميدهد و چه حوزه هايي را محدود ميكند؟در ضمن آيا علم اسلامي علمي است كه اطلاعات خود را فقط از منابع ديني ميگيرد؟اگر نه چه حوزه هاي ديگري دارد؟معيار اسلامي بودن ساير حوزه ها چيست؟(اشاره در قرآن،حديث،يا عدم تضاد با دين ويا...)

پاسخ: با سلام و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در سوال اول پاسخ داده شد.
پرسش: اسلامي كردن علوم
سوال سوم اينه كه در مرحله تحليل و آناليز آيا اساسا تفاوتي بين علوم غربي و اسلامي وجود دارد؟يعني ممكن است با دادن اطلاعات يكسان مغز غربي يك نتيجه بگيرد و مغر اسلامي نتيجه ديگر؟اگر دارد اين تفاوت چگونه است؟جايگزين روش تحليلي غربي چيست؟اين روش تحليلي اسلامي چه ويژگي هايي بايد داشته باشد تا بتوان آن را اسلامي خواند؟

پاسخ: با سلام و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در سوال اول پاسخ داده شد.
پرسش: اسلامي كردن علوم
سوال چهارم راجع به اين است كه چه حوزه هايي قابل اسلامي شدن هستند؟ آيا فقط بعضي از شاخه هاي علوم انساني مي توانند اسلامي بشوند و يا تمام آن؟ساير علوم چه؟مثلا علم اقتصاد اسلامي داريم؟ يا علم جامعه شناسي اسلامي(نميدانم به جامعه شناسي هم ميشه گفت علم يا نه؟ به هر حال موضوع بحث ما كه نيست!!)،پزشكي اسلامي چطور؟ويا...

پاسخ: با سلام و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به نظر مي رسد با توجه به روشن شدن تفاوت هاي مباني معرفت شناختي و جهان بيني علم اسلامي با علم غير اسلامي ، حوزه كاركرد و تاثير گذاري علم اسلامي روشن شده باشد. به اين معنا كه در هر حيطه اي از علوم كه مباني معرفت شناختي و جهان بيني تاثير گذار باشد ، قابليت اسلامي شدن را خواهد داشت. بنابراين ما علم اقتصاد اسلامي و جامعه شناسي اسلامي و روانشناسي اسلامي و حتي پزشكي اسلامي نيز خواهيم داشت. به عنوان مثال اقتصاد اسلامي ، برخلاف اقصاد غير اسلامي كه مبناي آن را جهان بيني مادي و غير اسلامي و گاه ضد اسلامي تشيل مي دهد ، مباني اقتصاد اسلامي و اصول و قوانين آن را اصول جهان بيني الهي و اسلامي تغذيه مي كند.بنابراين قطعا مسائل آن و راه حل هاي آن براي تنظيم روابط اقتصادي با اقتصاد غير اسلامي متفاوت خواهد بود.
در پزشكي اسلامي ، انسان ( موضوع علم پزشكي ) موجودي است داراي دو جنبه جسماني و روحاني كه هر كدام برديگري تاثير گذار بوده و از يكديگر تاثير مي پذيرند. بنابراين در شناخت صحت و سقم هر يك در نظر داشتن ديگري لازم و ضروري است و بدون اين ملاحظه ، توفيق كامل حاصل نخواهد شد. در پزشكي غير اسلامي انسان با نگاه مادي صرف به آن موجودي است تك بعدي و جسماني صرف در نتيجه نگاه به انسان نگاهي ناقص بوده و تلاش براي شناخت و درمان او ، از اين نگاه تك بعدي و مادي صرف برخوردار خواهد بود.
با توجه به قسمت اول پاسخ سوال پنجم نيز روشن خواهد شد. به اعتقاد ما با توجه به كمالي كه نگاه اسلامي چه در معرفت شناسي آن و چه در جهان بيني آن وجود دارد كه تمام حيطه هاي شناختي انسان ونيز جهان را شامل مي شود و تنها اكتفا به يك نگاه ناقص حسي و مادي صرف نمي كند ، در ارائه راه حل ها و راهكارهاي مختلف در زمينه هاي مختلف و گوناگون ، موفق تر و كامل تر خواهد بود. در نگاه غير اسلامي و غير ديني ، انسان در ميدان تحقيق و بررسي جهان هستي تنها است و با تكيه صرف بر خود و توانائي هاي حسي و مادي خود مسووليت شناخت و ارائه راهكارهاي لازم براي تنظيم حيات خود را برعهده دارد. حال آنكه در نگاه اسلامي ، در كنار احترام و اعتماد به معارف بشري و توصيه بر تلاش در اين راه ، راه ديگري در اختيار او گذاشته مي شود كه تكميل كننده تلاش هاي او و كامل كننده معارف انسان مي باشد و در نتيجه او را در دستيابي به حل مسائل مختلف زندگي دنيوي و اخروي ياري مي كند.
البته تحقق اين امر در هر صورت به انسان و ميزان تلاش او وابسته است كه تا چه حد ، توانسته باشد از اين اصول و مباني موجود ، استفاده كرده و آن ها را در توسعه معارف خود دخيل كند. همچين اينكه كارآئي اين علوم با توجه به كم كاري هائي كه شده است ، در مدت زمان اندك به چه مقدار خواهد بود نمي توان با قطعيت اظهار نظر كرد لكن لزوم اين تلاش و وجوب اين جهاد علمي حتمي و غير قابل انكار است.
پرسش: اسلامي كردن علوم
سوال پنجم هم اينه كه هدف علوم غربي چيست؟ تفاوت اساسي علوم اسلامي با آنها در حوزه هدف چيست؟آيا علوم اسلامي در صورت جايگزيني به اندازه علوم غربي كارايي خواهند داشت؟مثلا اقتصاد اسلامي مي تونه در حد اقتصاد هاي ليبرال باشه يا نه؟اين علوم اسلامي چقدر براي ساختن زندگي دنيوي به كار مي آيند ؟آيا پذيرش علوم اسلامي به معناي پذيرش شرايطي خاص است!؟

پاسخ: با سلام و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در سوال قبل پاسخ داده شد
پرسش: اسلامي كردن علوم
سوال آخر هم اين كه اكنون علوم اسلامي در چه سطحي هستند؟به عنوان مثال تا آنجا كه من اطلاع دارم اقتصاد اسلامي مجموعه اي از كلي گويي هايي است كه اصلا در حد و اندازه يك تئوري نيست.مثلا تعاريفي كه من از اقتصاد اسلامي شنيدم در اين كلي گويي ها خلاصه مي شود كه اقتصاد اسلامي نه مثل اقتصاد سرمايه داري است و نه سوسياليستي و يا اقتصاد اسلامي با وجود دارا بودن مزايا اقتصاد سرمايه داري و سوسياليستي از معايب آنها به دور است.و اينكه براي پيشرفت اين علوم و رسيدن آنها به سطحي كه بتوان براي اداره جامعه از آنها استفاده كرد چقدر زمان لازم است؟
در صورتي كه پاسخ به سوالات فوق برايتان مقدور نيست لطفا منابعي را براي پيدا كردن پاخ به من معرفي كنيد.
با تشكر
پاسخ: با سلام و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
با عرض پوزش به دليل حجم انبوه سوالات از اين مركز امكان پاسخگويي به سوالات متعدد يك پرسشگر وجود ندارد ؛ در اين نوبت نيز سوالات متعددي از جانب شما ارسال شد كه از پاسخگويي به بيش از سه مورد معذوريم ؛ لطفا باقي سوالات را در نوبت هاي بعد با رعايت همين تعداد ارسال بفرماييد

موفق و موید باشید