با سلام-بنده امیر حیدری هستم 20 ساله از زنجان-بنده قصد ازدواج دارم و بسیار علاقه مندم ازدواج کنم هنوز کسی را در نظر ندارم ولی سردرگم هستم-خواهرم پارسال فوت کرد و من تنها شدم و تک پسر خانواده-پدر و مادر بسیار خوبی دارم-به خاطر بیماری خواهرم از دیپلم گرفتن باز ماندم ولی الان پیگیر هستم ولی کمی طول خواهد کشید-پدرم برایم خانه و ماشین فراهم کرده و این مشکل را حل کرده است-هنوز شغلی ندارم و هنوز کاری پیدا نکرده ام-با این شرایط بسیار به ازدواج کردن علاقه دارم و از فکرم بیرون نمی رود-معافیت سربازی دارم-به استمنا اعتیاد دارم-با هیچ کدام از فامیل به دلایلی رفت و امد نداریم-اکثر اوقات در خانه تنها هستم-چون خب نمی شود همیشه با پدر و مادر بیرون رفت-گاهی میخواهند تنها باشند-و من هم به همدم خود در این گردش ها احتیاج دارم-قبل از این همدم من خواهرم بود ولی الان...-دوران مجردی برایم جذابیتی ندارد-هر وقت حرف ازدواج را میزنم مادرم مخالفت میکند-خب من نمیتوانم تا 26-27 سالگی صبر کنم-کارشناس های خانواده هم همه یک حرف میزنند که اگه حرف آنها را گوش بدم باید کلا ازدواج نکنم-میدانم باید کار داشته باشم ولی در حال حاظر از من بر نمی آید-جثه لاغری هم دارم-عاشق همسرداری و تشکیل زندگی هستم-خواهش میکنم کمکم کنید-با این شرایط چه کنم؟لطفا مرا راهنمایی بفرمائید-با تشکر
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ضمن عرض تسليت به خاطر مصيبت وارده توجه شما را به نكات ذيل جلب مي نمايم:
1. هر چند سن 20 سالگي براي تشكيل زندگي زود است، ولي با توجه به امكانات نسبتاً خوبي كه شما در اختيار داريد مي توانيد به اين مهم اقدام نماييد. البته اين اقدام بايد تا حد امكان يكي دو سال به تاخير بيفتد و بعد از يكي دو سال شروع به خواستگاري نماييد. بديهي است. خواستگاري يك امر زمان بر است و احيانا چند ماهي به درازا انجامد با اين وصف چه بسا شما تا به مرحله عقد رسمي پا گذاريد سن شما براي ازدواج به حد مناسب رسيده باشد و در همين حين كاري نيز دست و پا كرده باشيد.
2. مي توانيد تحصيلات خود را به گونه اي ادامه دهيد كه منافاتي با كار داشتن شما نداشته باشد. مثلاً به دانشگاه هاي برويد كه حضور شما زياد الزامي نيست. پس ضمن كار و تلاش شبانه روزي مي توانيد به اخذ ليسانس و فوق ليسانس بپردازيد.
3. سلامت روحي و رواني ملاك اصلي انتخاب همسر مي باشد يعني شما به عنوان يك شوهر بايد قبل از عقد از سلامت رواني نسبي برخوردار باشيد. به عبارت ديگر نمي توان براي فرار از احساس تنهايي و يا روحيات مضطرب و افسرده وار به ازدواج اقدام كرد. بايد اين مشكلات روحي قبل از ازدواج تا حدودي از طريق مشاوره تخصصي درمان پذيرد و فرد با بهبودي نسبي پا به ازدواج بگذارد.
متاسفانه برخي افراد براي رهايي از استمنا يا خلاصي از دردهاي روحي به ازدواج اقدام مي كنند و متاسفانه ازدواج تاثير چنداني بر بهبودي شرايط آنان ندارد.
شك نكنيد كه استمنا شما بايد قبل از ازدواج از طريق مراجعه به روانپزشك و روان شناس باليني به طور كامل درمان گردد و شما پاك و طاهر به تشكيل زندگي مشترك بپردازيد. براي اعتياد به استمنا يا خودارضايي وسواس گونه دارو درماني ركن اصلي محسوب مي گردند و شما نمي توانيد بدون دارودرماني بر خودارضايي كه نوعي رفتار وسواسي است فائق آييد (كما اين كه هيچ فرد وسواسي به صرف خوددرماني نمي تواند بر وسواس خود چيره شود)
4. اين گونه نيست كه همه مشاورين ازدواج با ازدواج شما در اين سنين مخالف باشند و قطعاً افراد موافق با ازدواج شما وجود دارند. توصيه مي شود شما به بهانه اي غير از مساله ازدواج (مثلا مشاوره تحصيلي ) به يكي از بهترين مشاورين شهرتان مراجعه نماييد. در جلسه مشاوره به مطرح كردن شرايط خود بپردازيد و از ايشان براي حل مساله ازدواج كمك بجوييد. روان شناس كارآشنا مي تواند والدين شما را به مركز مشاوره فرا خواند و با پيش كشيدن شرايط روحي-رواني شما به صورت ضمني آنان را متقاعد به ازدواج شما نمايد. ايشان مي تواند در كمتر از يك ساعت شرايط روحي شما را به گونه اي جلوه دهد كه ازدواج براي شما ضرورت صددرصدي دارد و والدين محترم شما هم به احتمال زياد حرفي براي مخالفت با حرف بهترين مشاور شهر ندارند. البته مشاور به گونه اي وانمود مي نمايد كه شما براي مشاوره تحصيلي پيش او امده ايد، ولي در ادامه جلسه بحث به ازدواج و مسائل پيرامون آن كشيده است. به ياد داشته باشيد كه تاثير حرف مشاوره ده ها برابر حرف شما در جهت گيري ذهني والدين شما موثر است.
موفق و موید باشید






