با سلام و احترام
اطولا چه فرقي بين ركن رابع از تفكرات شيخيه و ولايت فقيه از تفكرات شيعه 12 امامي مي باشد و آيا تفكر شيخيه در جانشيني امام عصر (ع) باطل است ؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

شيخيه فرقه‏اي جدا شده‏ از شيعه اماميه است كه در قرن سيزدهم ه. ق توسط شيخ احمد احسائي به وجود آمد.(1)
اين فرقه در استنباط احكام جزو اخباريان بوده و مخالف اجتهاد از طريق اصول فقهند.(2)
پس از شيخ احمد احسايي بر سر پيشوايي ميان سيد كاظم رشتي (يكي از شاگردان شيخ احمد) و حاج محمد كريم خان كرماني اختلافي رخ داد و هر گروه به يكي از آن دو پيوستند و دسته ديگر به ميرزا شفيع تبريزي اجتماع كردند. (3) اكثر طرفداران ميرزا شفيع در تبريز زندگي مي‏كنند و پس از فوت حاج ميرزا شفيع (1301 ه' ق) پسرش حاج ميرزا موسي جانشين او گرديد و پس از فوت او (1319 ه' ق) آقا ميرزا علي ثقة الاسلام جانشين او گرديد، كه در سال 1330 ه' ق به جرم آزادي خواهي در تبريز به دست روس‏ها به دار آويخته شد.(4)
تفاوت هاي شيعه با شيخيه در مهدويت :
اعتقاد به ركن رابع :
آنان دين اسلام را داراي چهار ركن مي‏دانند: توحيد و نبوت و امامت و شيعه كامل، برخلاف شيعه دوازده امامي كه قائل به پنج اصلند: توحيد و نبوت و عدل و امامت و معاد، چه آنان گويند كسي كه معتقد به توحيد است، در حقيقت به عدل خدا نيز معتقد است و كسي كه به نبوت معتقد است، معاد را هم قبول دارد، ولي در زمان غيبت كبري مسلمانان را پيشوايي بايد و آن عبارت است از شيعه كامل كه آن را چهارمين ركن پس از امامت مي‏دانند كه در هر عصري يكي از علماي خود جهت اين امر برگزينند، از قبيل سيد كاظم رشتي كه شاگرد شيخ احمد احسايي بود.
شيخيه عقيده دارند در زمان غيبت "ركن رابع" وجود دارد كه واسطه بين مردم و امام زمان(ع) بوده و به هدايت و رهبري مردم مي‏پردازند، ولي شيعه اماميه "ركن رابع" را قبول نداشته و عقيده دارند در زمان غيبت امام زمان(ع) فقيهان به گونه‏اي نيابت عامه حضرت را بر عهده داشته و به هدايت مردم مي‏پردازند. (5)
البته نسبت به ركن رابع برخي شيخيه آنرا به معناي تولي وتبري دانسته اند نيز برخي از فرق شيخيه اصلا به آن معتقد نيستند.(6)
وجود امام زمان در عالم هورقليا
از سوي ديگر شيخيه عقيده دارند امام زمان(ع) در عالم دنيا نيست، بلكه در دنياي ديگري به نام عالم برزخ يا هور قليا است، كه عالمي است كه سطح داخلي يااسفل آن محيط بر فلك اطلس (افلاك) است و چون خداوند بخواهد، وارد اين عالم خواهد شد. اين عالم هور قليا را اقليم ثامن نيز مي‏خوانند. (7)
شيعه اماميه عقيده دارند امام زمان(ع) در همين عالم دنيا وجود دارد؛ گر چه در اين كه حضرت امام زمان در كدام مكان است، اختلاف دارند. (8)
تفاوت در ولايت فقيه:
بنا به آنچه در بحث ركن رابع گذشت مي توان چنين گفت: كه فرقه شيخيه در باره ولايت و نيابت معتقد است كه در زمان غيبت رابطه با امام زمان در قالب نيابت خاص (ركن رابع) امكان پذير است و همواست كه واسطه بين امام و مردم است. اما شيعه معتقد است كه بعد از غيبت صغرى، نيابت خاص تمام شد، ولي با آغاز غيبت كبرى، نيابت عام آغاز شد؛ بدين معنا كه فقهاي واجد شرايط به طور عام از نائبان امام زمان(عليه السلام) هستند.
خود امام زمان در ناوه خويش ،وجود رابط را نفي مي كند .
راوي گويد : در سالى كه شيخ ابو الحسن على بن محمد سيمرى وفات نمود من در بغداد بودم چند روز قبل از وفاتش بحضور او رفتم آنگاه توقيعى درآورد و بمن نشان داد و بر ساير حاضرين، و نسخه آن بدين نهج بود.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يا على بن محمد السيمرى اعظم اللَّه اجر اخوانك فيك فانك ميت بين ستة ايام فاجمع امرك و لا توص الى احد فيقوم مقامك بعد وفاتك فقد وقعت الغيبة التامة فلا ظهور الا بعد اذن اللَّه تعالى ذكره و ذلك بعد طول الامد و قسوة القلوب و امتلاء الارض جورا و سيأتى من شيعتى من يدعى المشاهدة الا فمن ادعى المشاهدة قبل خروج السفيانى و الصيحة فهو كذاب مفتر و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم.

ترجمه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اى على بن محمد سيمرى حق سبحانه برادران ايمانى تو را در مصيبت وفات تو اجر زياد كرامت فرمايد بطور تحقيق در ظرف اين شش روز وفات خواهى نمود پس در كار خود آماده باش در باره خصوص وكالت و نيابت كسى را تعيين منما كه پس از وفات تو بجاى تو نيابت داشته باشد زيرا غيبت كبرى و تمام فرا رسيد و هرگز ظهورى براى من نخواهد بود جز باذن حق سبحانه و تعالى ذكره و ظهور من بعد از آنست كه زمان غيبت بطول خواهد انجاميد و دلها را قساوت فرا بگيرد هم چنين زمين را جور و فساد احاطه نمايد و از شيعيان من كسانى بيايند دعوى نمايند كه مرا ديده‏اند آگاه باشيد هر كه قبل از خروج سفيانى و شنيدن صيحه از آسمان دعوى ديدن مرا بنمايد دروغگو و نسبت افتراء گفته است حول و قوه‏اى نيست جز از حق سبحانه.
راوى گويد كه نسخه نامه مبارك را نوشته و از نزد شيخ ابو الحسن على ابن محمد سيمرى خارج شديم پس از روز ششم بحضور او رفتيم او را در بستر و به حال احتضار ديديم در همان حال از او سؤال نمودند كه وصى و بجاى تو كى‏منصوب خواهد شد جناب سيمرى فرمود حق تعالى را امريست بايد آن را باتمام برساند .واين آخرين سخن او با مردم بود.

منصوب خواهد شد جناب سيمرى فرمود حق تعالى را امريست بايد آن را باتمام برساند آخرين سخن او با مردم بود.
براي آگاهي بيشتر به كتابهاي فرهنگ فرق اسلامي،محمد جواد مشكور و تاريخ اديان و مذاهب جهان، عبدالله مبلغي آباداني
رجوع نماييد .
پي نوشت‏ها:
1 . غلام حسين مصاحب، دايرة المعارف فارسي، ذيل كلمه شيخيه ،ج 2، ص 1524؛ سيد مصطفي حسيني دشتي، معارف و معاريف، قم ، صدر، 1376،چاپ دوم، ج 6، ص 592.
2 . علي اكبر دهخدا، لغت نامه، ج 9، ص 12919.
3 . همان.
4 . غلام حسن مصاحب، دايره المعارف فارسي ، ج 2، ص 1524 - 1525.
5 . عبدالله مبلغي آباداني، تاريخ اديان و مذاهب جهان، قم، انتشارات منطق، 1373، ج 3، ص 1397 - 1398.
6. همان ،ص 1399.
7. دايره المعارف فارسي،همان، ج 2، ص 1524.
8. شيخ طوسي، كتاب الغيبه، قم انتشارات بصيرتي، ص 266 و 162؛ مجلسي ،بحار الانوار، ج 52، ص 153.
9 . درخشان پرتوى از اصول كافى، سيد محمد حسينى همدانى‏ ، ناشر: چاپخانه علميه قم‏ ،ج‏5، ص 402 -203 .

موفق و موید باشید