من مدتی هست که این سوال در فکر من هست و جوابی برای اون نتونستم پیدا کنم
داشتم فکر مییکردم که حضرت محمد قبل از اینکه پیامبر بشند مسلمان نبودند و مسلما مادر محترم ایشان هم دینی نداشتن با توجه به اینکه حضرت محمد برای شکستن بتها و آگاهی مردم ظهور کردند باید مردم اون زمان همه بت پرست و بی حجاب باشند چون بی حجابی در نظر آنها کفر نبوده و قوانینی از طرف کسی هنوز صادر نشده بوده
سوال من این هست که اگر این تصورات من درست باشه پس مادر محترم حضرت محمد باید بی حجاب بوده باشند!؟ پس چطور این آخوندها به خودشون اجازه میدن که بانوان بی حجاب رو بی عفت بنامند زمانی که پاکترین مرد مسلمان از دامان همچین زنی به دنیا آماده؟
چطور میتوان یک زن بی حجاب را بی عفت نامید زمانی که مادر پیغمبر اسلام قبل از اسلام قبل از ظهور اسلام با اینکه زنی نامسلمان و بی حجاب بوده فرزند پاکی همانند پیغمبر رو به دنیا آورده؟؟
یا اگر من اشتباه میکنم منو یاری و آگاه کنید اینو بی شوخی میگم دوست دارم بدونم کسی هست در مورد این موضوع اطلاعی داشته باشه؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا بايد گفت: گرچه درباره آيين رسول خدا (ص) – قبل از بعثت - اختلاف وجود دارد، كه ايشان از اديان قبل از خود پيروي مي نموده است و يا دين خاص داشته است، اما اين امر مسلم است كه رسول خدا تابع دين الهي بوده است. همين طور از برخي روايات استفاده مي شود كه اجداد رسول خدا(ص) موحد( 1)، و پيروي دين الهي- قبل از اسلام- بوده اند، لازمه ي اين امر آن است كه بستگان حضرت پيامبر (ص) - مانند مادرش دستور دين خدا – از جمله- حجاب را رعايت كند، زيرا حجاب اختصاص به اسلام ندارد، بلكه دراديان الهي ديگر نيز وجود داشته است. به عبارت ديگر از شروع خلقت تا روز قيامت، دين مورد رضايت خداوند متعال يكى بيش نبوده است و تمام انبياى الهى از حضرت آدم(ع)تا حضرت خاتم(ص) بشر را به يك دين دعوت نمودهاند، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد: "شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً و ...(2) آيينى را براى شما تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده بود و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم بر اين اساس يكي از دستورات الهي مي تواند حجاب باشد، شايد بر همين اساس باشد كه اصل حجاب در اديان و در ميان ملل مختلف مطرح بوده و سابقه طولانى دارد، گرچه نحوه بهرهگيرى از حجاب، حدود و احكام آن بر حسب سنت و آداب جوامع متفاوت مي باشد.(3)
حجاب در شريعت موسى(ع)
ويل دورانت راجع به قوم يهود و قانون تلمود مى نويسد:
اگر زنى به نقض قانون يهود مى پرداخت، مثلاً بى آن كه چيزى بر سر داشت، به ميان مردم مى رفت و يا در شارع عام نخ مى ريسيد يا با هر سخنى از مردان درد دل مى كرد يا صدايش آن قدر بلند بود كه چون در خانهاش تكلّم مى كرد، همسايگانش مى توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد«.(4) از كتاب مقدس نيز بر مى آيد كه در عهد سليمان(ع) زنان علاوه بر پوشش بدن، بُرقَعْ(روبند) به صورت مى انداختند.(5) همين سنت در زمان ابراهيم(ع) رايج بود. نامزد اسحق، رِفْقه ابتدا كه اسحق را ديد، برقع به صورت انداخت.(6)
حجاب در شريعت عيسى(ع):
حجاب در شريعت حضرت عيسى(ع) نيز وجود داشت، چون عيسى (ع) گفت: فكر نكنيد كه من آمدهام تا تورات و نوشتههاى پيامبران را منسوخ نمايم، بلكه آمدهام تا آنها را به تحقق برسانم.(7) يكي از اين احكام حجاب بود كه در دين قبل از مسيح، يعني دين يهود وجود داشت. افزون بر آن داده هاي تاريخي نشان مي دهد زنها در قرنهاى اوليه مسيحيت تنها با چادر مى توانستند در مراسم عبادى شركت كنند، زيرا گيسوان شان فريبنده به شمار مى رفت و مى گفتند حتى فرشتگان ممكن است در موقع اجراى نماز از ديدن آنها حواس شان پرت شود!(8) پاولوس فرمان داد زنان بايد حجاب داشته و سر خود را بپوشاند.(9)
حجاب در شريعت زرتشت
زرتشت با توصيه ها و اندرزهاي خود، كوشيده است تا پايه هاي حجابي را كه زنان ايراني به عنوان يك فرهنگ ملي در ظاهر عرف خود رعايت مي كنند، در عمق روح آنان مستحكم نمايد. از اين راه، ضمانت اجراي قانون حجاب را در آينده نيز تامين نمايد. بدين سان، جامعه خويش را در مقابل امكان انحراف هاي اخلاقي، بيمه كند.
يكي از نويسندگان مي نويسد:«حجاب چهره زنان جزو سنّت هاي ملّي بوده است. در ايران قبل از اسلام، كه امتياز طبقاتي پايه تشكيل جامعه بود، زنان محتشم ايراني براي حفظ حرمت و حشمت، با پرده نازكي صورت شان را مي پوشاندند. اين رسم و عادت به تدريج، رنگ مذهبي به خود گرفت تا جايي كه كسي را ياراي گفت و گو در باره آن نماند. در كيش آريايي، زنان محترم، محجوب بودند... همچنين محجوب بودن (پوشش صورت) به زنان اشراف اختصاص داشته است.»(10)
روسري بانوان زرتشتي پارچه اي رنگين و با نقش و نگار و به طول حدود سه متر و نيم و عرض يك متر بود كه مانند بانوان بختياري روي كلاهك مي گذاشتند و با دستمال روي آن را مي بستند. (11) بنابراين مادر آن حضرت، حجاب موجود در دين خود را رعايت مي كرده است. و منظور از بي عفت ناميدن افراد بي حجاب، رعايت نكردن حجاب است نه آنچه در عرف از آن فهميده مي شود.
جهت آگاهي بيش تر به كتاب هاي زير مراجعه فرماييد:
1. علي محمدي، حجاب در اديان
2. ابوالقاسم اشتهاردي، حجاب در اسلام
3. محمد محمدي اشتهاردي، حجاب بيانگر شخصيت
پي نوشت ها :
1.ر.ك علامه مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت، موسسة الوفاء، 1404 ق، ج 15، ص 117.
2. شوري(42)، آيه 13 .
3. مجله پيام زن، ش 19، ص 69 - 71؛ ش 20، ص 80 - 83.
4. ويل دورانت، تاريخ و تمدن، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب، 1368ش. ج 4 -عصر ايمان-، ص 461.
5. كتاب مقدّس، عهد قديم، سفر نشيد الاناشيد، باب5.
6. همان، سفر تكوين، باب24.
7. عهد جديد، انجيل متى، باب 20.
8. تاريخ تمدن، ج 9، ص 242.
9. جلال الدين آشتيانى، تحقيق در دين مسيح، ص 286، بي نام.
10. حسن صدر، حقوق زن در اسلام و اروپا، ص ۷ و ۵۱، بي نام.
11. علي محمدي، حجاب در اديان، اشراق، 1373، ص ۹۱.
موفق و موید باشید






