سلام
من با این مبحث مشکل دارم که ما می گوییم که قسمت وجود دارد و ما برای چی دعا کنیم در صوتی آن اتقاقی که قرار در کارمان بیافتد می یوفتد حالا نقش دعا این وسط چیست مگر گفته نمی شود که تقدیر ما نو شته شده است حال نقش دعا چیست.من دختری23 ساله رشته برق می خونم از سعی میکنم نماز اول وقت باشد وگاهی اوقات اهل نماز شب و خواندن قران هستم خانواده خوبی دارم وخدارا شکر از سلامت جسمانی برخوردارم من جدیدا دچار سردرگمی شدیدی شده ام من می توانستم این ترم در تابستان فارغ التحصیل بشوم وی ه خاطر یک واحد ازمایشگاه کل دانشگاه مشهد رفتم نداشتم کارم به یک ترم دیگر کشید در صورتی که اگر این یک واحد ازمایشگاه ترم پیش برداشته بودم و از آن دو آزمایشگاه ترم قبل ر یکی برای تابستان نگه داشته بودم کارم می افتاد روی غلتک ولی نمیدونم این به حساب بد شانسی یا چی بذارم که که خبر افتادن 6 واحد دیگر واقعا تو روحیه تاثیر کرد ان هم با نمره های لب مرز که استاد هامن جا تایید کرده بود من کل شب امتحان ترم تلاش خودم برای 20 واحد کرده بودم و بقیه از خدا خواستم هر چی صلاحه قرار بده ولی این شد احساس میکنم خدا دیگر هیچ توجهی به من نداره من تو هیچ چیز نتونستم موفق بشم از نظر ظاهری تقریبازیبا دارم مورد توجه یک ان خیلی قرار می گیریم ولی زود همه سرد میشن منظورم خواستگار دندون گیری ندارم کل عمری که از خدا گرفتم تو ورزش یک سرکی زدم ولی اون جا نتونستم اوج بگیرم تو اخری که پام پیچ خورد تا یک یال ورزش عطیل کردم سر کارموقت مونتاژ بودم و لی نتونستم مموفقیت کسب کنم با توجه به این که هم علاقم در همین ضمینه بود هم رشته تحصییم از وتی یادم می یاد دست به هر کاری زدم هیچ نتیجه جز خراب کاری نداشتم واقعا شاید تو این زمینه استعداد نداشتن نمی دونم ولی هیچ وقت نتونستم تو هیچ چیز پیرفت خوبی داشته باشم خیلی ودن که با تقلب شده بود این ترم ففارغ التحصیل شدن ولی من اگر شده یا موچمم بعضی وقت ها می گیرن یا مراقب میافته کنارم دوستام کارشون مثل من با همیم ولی اون دوتا کاراشون راه می یوفته مال من می خوره به یک بن بست مثلا کل ترم یک درس می خوندم اخر ترم اون فقط شب امتحان خوند یکیک تقلب نمرش از من بیشتر شد با اطرافی نزود دوست میشم با همه زود ارتباط بقار می کنم ولی ادم خیلی سر زبئن داری نیستم ادمی کمی مینه هستم دارای خافظه خوبی رای بیاد اوردن خاطرات به همین خاطر رفتار زشت اطرافیان همیشه تو ذهنمه ولی درس های حفظیم خوب نیست !! خواب خیلی زیاد می بینیم تنها حسنی که از خودم پیدا کردم اینه که دستم سبکه همینه ولی نمیدونم ممکنه مشکلاتم از چشم زخم باشه چون از میهمونی که برمی گردیم بیشتر اوقات یا می خورم زمین ... یا یک چیزی می شکنم خسته شده احساس می کنم اما رضا دیگر دوستم ندارم تو هیچ کاری کمکم نمی کنه نمی دمونم چه طوری زندگیمچه طوری تغییر بدم واهل دوست شدن با کسی هم نیستم
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خواهر گرامي! با نامۀ طولاني و پر از غلط تايپي شما به اين سوال رسيده ايم: «با وجود تقدير(قضا و قدر) الهي تلاش هاي من براي رسيدن به سعادت -خصوصاً دنيوي- مفهومي ندارد، چون از قبل معلوم است كه چه اتفاقي قرار است بيفتد، همان گونه كه دعا كردن تأثيري ندارد؟»
- براي روشن شدن زواياي مختلف بحث ناگزير از توضيح مطالبي هستيم:
1- سخني در مورد قسمت يا تقدير داشته ايد؛ منظور از تقدير الهي اين است كه خداي متعال براي هر پديدهاي اندازه و حدود كمّي و كيفي و زماني و مكاني خاص قرار داده است كه تحت تأثير علل و عوامل تدريجي، تحقق مييابد. و منظور از قضاء الهي اين است كه پس از فراهم شدن مقدمات و اسباب و شرايط يك پديده آن را به مرحلۀ نهايي و حتمي ميرساند.(1) كه دعا هم از جمله اين عوامل و مصداق تقدير مي باشد: «قيل لرسول الله (ص): يا رسول الله رقي يستشفي بها، هل ترد من قدر الله؟ فقال(ص): انّها من قدر الله»(2)
امام باقر(ع) فرمودند: از رسول مكرم اسلام(ص) سئوال شد: اي فرستادۀ خدا، اين دعاها و نوشته هايي كه براي طلب شفا به كار برده مي شود، آيا جلوي تقدير خداوند را مي گيرند؟ حضرت فرمودند: آنها، خود نيز از تقدير خدايند.
پس شما نبايد از درگاه الهي نااميد باشيد و همه چيز را نوشته شده، به معناي تمام شده بدانيد، بلكه با دعاهاي خود اميد برگشت سرنوشت را داريد.
2- اگر از زاويۀ ديگر به مسأله تقدير و نقش دعا كه در سوال شما مشهود است نگاه كنيم، بايد بگوييم: ما دو نوع قضا داريم كه نظر شما را عوض مي كند:
الف) قضاي حتمي: آن است كه تمام مراحل امر الهي امضا و طي گرديده و قابل بازگشت نيست مانند اجل حتمي؛ خداي متعال مي فرمايد: «اذا جاء اجلهم لايستأخرون ساعة و لا يستقدمون»(3) هنگامي كه اجل آن ها بيايد واپس نروند ساعتي و پيشي نگيرند ساعتي.
ب) قضاي غير حتمي و معلّق:
آن است كه هنوز به مرحلۀ امضا و قطعيت نرسيده و محو و اثبات آن به دست خداوند است. اين نوع از قضا است كه به وسيلۀ دعا و صدقه و صلۀ ارحام و احسان به والدين و ساير احسانات و انجام امور خير به مشيّت الهي بر مي گردد و قابل تغيير و دگرگوني است. البته برخي اخبار از حضرات معصومين(ع) بر طرف شدن و تغيير قضاي حتمي را هم به وسيلۀ دعا تأييد مي كند. پس در اين زمينه جاي هيچ نگراني و نااميدي نيست.
3- اما در مورد مشكلاتي كه دچار هستيد، همانند نداشتن خواستگار يا مدارك علمي، نمي توان همه را به حساب تقدير و سرنوشت گذاشت، زيرا تقدير الهي با اختيار انسان سازگاري دارد.
در روايات اسلامي نيز، بر سازگاري تقدير الهي با اختيار انسان تأكيد شده است و بدفهمي برخي از افراد كه وجود تقدير الهي را به معناي مجبور بودن انسان دانستهاند، مورد نكوهش قرار گرفته است. امام علي(ع) در پاسخ شخصي كه از جبر و اختيار سؤال ميكرد فرمودند:
«شما در هيچ يك از حالات خود مكره و مجبور نيستيد. پيرمرد گفت: چگونه مجبور و مكره نيستيم، حالا آن كه حركت و طي طريق و دگرگونيهاي ما همه مشمول قضا و تقدير الهي است. حضرت در پاسخ فرمودند: آيا گمان ميكني كه قضا و تقدير، حتمي و اجباري است؟ اگر تقدير موجب جبر انسان باشد، ثواب و عقاب الهي باطل ميشود...»(4)
- اما مسايل علمي و راهكارهايي را براي تغيير تقدير و سرنوشت خدمتتان عرض مي نماييم تا در هنگام بحث با ديگران هم بي بهره نباشيد:
1. رابطۀ دعا و تقدير:
با توجه به معناي صحيح تقدير الهي و سازگاري آن با اختيار بشري ميبينيم كه آيات و روايات فراواني اشاره دارند كه دعا، صدقه و نيكوكاريهاي انسان، به دگرگوني و بهبود وضع زندگي وي ميانجامد يعني پيآمد كارهاي خوب و بد انسان در تغيير سرنوشت او، يكي از قضا و قدرهاي كلي و ثابت به شمار ميآيد در قرآن كريم آمده است: «وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ؛(5) يعني استغفار به رفع عذاب ميانجامد» و يا «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ»(6) اگر اهل قريه ها ايمان بياورند و تقوي پيشه كنند بركات آسمان و زمين را برايشان نازل ميكنيم.» بنابراين تغيير سرنوشت به دست خود انسان، از قضا و قدرهاي الهي است و خداوند چنين خواسته است كه:
«لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى».(7)
2. دعا؛ يكي از مظاهر قضا و قدر:
اينجاست كه نقش دعا در زندگي بشري روشن ميشود. زيرا دعا نيز يكي از مظاهر قضا و قدر است كه هم در سرنوشت انسان مؤثر خواهد بود و نيز ميتواند جلو قضا و قدر ديگري را بگيرد. پس دعا به معني تغيير دادن خواست الهي نيست. بلكه به اين معناست كه خواست خدا چنين تعلق گرفته است كه هركس اين دعا را مثلاً بكند و يا صدقه دهد و يا... فلان مورد ابتلا از او برداشته ميشود پس ورود عذاب مثلاً مشروط به عدم دعاي بشري است و برداشته شدن عذاب و گرفتاري بوسيله دعا نيز خود يكي از خواستهاي الهي است كه متحقق ميگردد.
علي بن عقبه ميگويد از امام صادق شنيدم كه فرمود: «دعا، قضا را برميگرداند، هرچند آن قضا محكم شده باشد، پس بسيار دعا كنيد. زيرا دعا كليد هر رحمتي است.(8)
با توجه به معناي صحيح قضا و قدر و رابطۀ آن با علم و ارادۀ الهي روشن ميشود كه چنين نيست كه ما در تعيين سرنوشت هيچ نقشي نداشته باشيم و تعيين سرنوشت به دست خود ما از مصاديق قضا و قدر الهي است و در اين بستر معناي مزرعه بودن اين جهان براي سراي ديگر كاملاً روشن و واضح ميشود.
- اما در مورد استجابت نشدن دعا و پيش آمدن مشكلات در زندگي، به نكات زير توجه كنيد:
گاهي مصلحت بنده با مصلحت الهي هماهنگ شده و خداوند دعاي انسان را مستجاب مي كند بدون هيچ گونه عوارض و ضرري، و در بسياري موارد هم مصلحت الهي كه حكيم علي الاطلاق است بر مصلحت مورد نظر بنده مقدم مي شود و اين را كساني درك مي كنند كه به ميزان تقوا و ايمان و يقين خود حس جوهر يابي دارند كه در رأس همه ي بندگان مؤمن خداوند حضرات معصومين(ع) هستند كه حسّ جوهريابي فوق العاده اي دارند و از اين منظر مي دانند كه به چه سبب و حكمت و مصلحتي درخواست ما رد شده و به نفع ما نيست و يا چه درخواست هايي به نفع ما هست.
و بايد بدانيم هر دعايي كه مي كنيم نتيجه و اثري دارد هر چند در زمان و مكان و به كيفيتي ديگر نمايان شود.
و اگر استجابت دعاي ما الان مصلحت نباشد خداوند به بركت دعاي ما خير ديگر و بهتري را براي ما مقدر مي فرمايد و در نتيجه ي دعا تبديل و تبدلي ايجاد مي فرمايد.
گاهي نيز مورد دعا به صورت عادي به مصلحت ما نيست. لكن اصرار و الحاح در دعا موجب ايجاد مصلحت از ناحيۀ خداوند مي شود. يعني اگر در درخواست خود پافشاري بيشتري كنيم ايجاد مصلحت مي شود كه خداوند آن نعمت را عطا بفرمايد. آثار دفعي دعا نيز مانند آثار نفعي دعا مشروط به شرط است.
در آخر بايد بدانيم مصلحت خواستن از ما و مصلحت و نحوه ي اجابت از خداي متعال است و بايستي راضي به رضاي الهي شد كه اين خود مقامي بالاتر است. ضمماً مشكلات زياد از محبت و علاقۀ خداي متعال به انسان حاصل مي شود.
توجه و دقت به مضمون اين آيه روحيۀ اميد را در انسان تقويت مي كند: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً؛(9) پس حتماً با سختي آساني است، حتماً با سختي آساني و گشايشي است» وقتي گره پشت سر گره در مشكلات زندگي برايتان آمد، منتظر فرج باشيد.
- حاصل سخن اينكه:
آري خداوند ميداند كه چه كسي شقي و چه كسي رستگار خواهد شد و چه كسي وارد بهشت و چه كسي وارد دوزخ خواهد شد، اما اين علم با اراده و اختيار بشري منافات ندارد. چون خدا علم دارد كه فلان شخص با اختيار و ارادۀ خود راه بهشت و يا دوزخ را در پيش ميگيرد.
- معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر در زمينۀ قضا و قدر الهي و نقش اختيار انسان در آنها:
1. مصباح، محمدتقي، معارف قرآن، ص 215ـ202، در راه حق.
2. سبحاني، جعفر، سرنوشت از ديدگاه علم و فلسفه، تهران، غدير.
3. مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، ج 1، تهران صدرا (بيتا) «انسان و سرنوشت».
4. سعيدي مهر، علم پيشين الهي و اختيار.
پي نوشت ها:
1. مصباح يزدي، محمدتقي، آموزش عقايد، سازمان تبليغات، چاپ هفتم، 1370، ج 1، ص 180.
2. بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 5، ص 87، مؤسسه الوفاء، بيروت.
3. يونس(10) آيۀ 49.
4. كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، باب الجبر و القدر و الامر بين الامرين.
5. انفال(8) آيۀ 33.
6. اعراف (7) آيه 96.
7. نجم(53) آيۀ 39.
8. قمي، شيخ عباس، سفينة البحار، دارالاسوه، چاپ دوم، 1416، ج 3، ص 48، باب الدعا بعده العين.
9. انشراح(94)آيه 5 و 6.
موفق و موید باشید






