سلام من با خانمی همکارم که پی از 8سال زندگی مشترک بدلیل مشکلات اخلاقی همسرش متارکه نموده والان باخواهرش زندگی میکند ( بدلیل غیر بومی بودن والبته شاغل بودن نمی تواند با خانواده اش باشد ) حال بعد از چندین مدت تحقیق در مورد این خانم می خواهم از ایشان تقاضای ازدواج کنم اکنون با مشکلات زیرمواجه ام لطفاً مرا راهنمایی فرمایید .

1-چون من مجردم و تجربه ای در زمینه ازدواج ندارم می ترسم با مطرح کردن قضیه با برخورد منفی خانواده ام مواجه شوم ( متذکر شوم که خانواده من مذهبی ومقید بوده و تفکراتی سنتی دارند )
2-مسئله را بعلت شرم و خجالت نمی توانم با این خانم در میان بگذارم و از همه مهمتر نگاه همکارانم را که وقتی تصور می کنم ، چطور تحمل کنم چون من در شرکت از وجهه کاملاً موجهی برخوردارم
لطفاًمرا راهنمایی فرمایید چون چندین روز است که بدلیل مشغله ذهنی در این زمینه اصلاً تمرکزی در کارها و فعالیتم ندارم

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ميزان تاثير موافقت يا مخالفت والدين و بطور كلي خانواده در موفقيت يك ازدواج، به نظام ارزشي و فرهنگ خانوادگي وابسته است و در اين بين، هرگز نمي توان نظام فرهنگي را يافت كه مخالفت والدين يا حتي بيگانه فرض كردن آنها، شرط موفقيت يك ازدواج باشد. از اين رو بهره مندي از عنصر رضايت والدين از نظر ارزشي و فرهنگي، حداقل يك پشتوانه روحي براي جوانان در مسير ازدواج است؛ تا اين راه را با اطمينان خاطر و پشت گرمي كامل طي كنند. ازدواج كردن بدون توجه به عوامل ديگر مرتبط با آن خودبه خود همراه با دل نگراني و اضطراب است و به واسطه مبهم بودن آينده آن و ناآشنا بودن دوطرف براي همديگر، عملي رازآلود و معما گونه است. كمترين تاثير روانشناختي اين نوع مخالفت، آن است كه به ميزان دلبستگي روحي و رواني به والدين، به نگراني و اضطراب يك جوان جوياي اطمينان و سكون مي افزايد و در صورتي كه در نهان خانه اعتقادات خود براي دعا و نفرين والدين تاثيري ماوراي اسباب طبيعي قائل شود، اين پديده ژرف تر خواهد شد. پس با تكيه بر جايگاه والدين در خانواده هاي ايراني و مسلمانان از ديدگاه روانشناختي، جلب رضايت آنان در ازدواج يك ضرورت بي ترديد است و حضور اين عامل، مجب دلگرمي جوانان به ازدواج و برخورداري آنها از اطمينان به خود و جرات به عمل و آرامش و سكون مي گردد. همچنين راه بهره مندي از پشتوانه اي محكم و تجارب آنها و دلسوزي و نيك انديشي آنان را هموار مي كند و خرمني از خوبي ها و علم، دانش، تجربه و مصلحت انديشي دلسوزانه و حتي پشتوانه اقتصادي فراروي دو جوان نيازمند مي گذارد. مخالفت والدين با ازدواج، يعني، محروميت از تمام اين خوبي ها و از دست دادن اين عناصر ضروري كه نمي توان حتي از يكي از آنها چشما پوشيد. روشن است كه ازدواج بي بهره از سرمايه رضايت والدين در واقع به نوعي ازدواج بي بهره از موفقيت كامل خواهد بود.
تمام مقدمات بالا بدين منظور بود كه بدانيد به احتمال زياد همانطور كه گفتيد آنها با اين وصلت مخالفت هايي خواهند نمود. اما اين بدين معنا نيست كه شما از ازدواج با ايشان دست بشوييد. بلكه پس از اطمينان كامل و تحقيق هاي اقناع كننده از اين مورد خاص، در رضايت آنها بكوشيد.
شما بررسي كنيد كه واقعا علت مخالفت آنها چيست؟ آيا دليل قانع كننده براي مخالفت خود دارند؟ آيا شما جوابي منطقي و منصفانه براي مخالفت آنها داريد؟ و نهايتا اگر در عمق وجدان خود مخالفت آنها را بجا مي شماريد، پس تسليم حق شويد و از اصرار بر تصميم غلط خود دست بكشيد؛ اما اگر مخالفت آنها را بي مورد مي شماريد، هرگز در صدد جبهه گيري بر عليه آنها نباشيد. با كنترل احساسات و ايجاد روحيه خودكنترلي و صبر، در پي جلب رضايت آنها باشيد. شما با تكيه بر دو عنصر محبت و انديشه، عشق ورزي و مصلحت انديشي خانوادگي، والدين خود را نيز به جبهه موافقان با اين ازدواج خاص دعوت كنيد. پس تا زماني كه يك صدا نشده ايد، اقدام نكنيد. براي رضايت تحصيل رضايت والدين از چند راه كار مي توانيد بهره گيريد.
1. محبت همراه با احترام و محبت با والدين بدون اصرار و سماجت.
2. استفاده از همكاري و ميانجي گري خيرانديشان و خويشاوندان نزديك و صاحب نفوذ بر روي آنها
3. اصرار و سماجت، آميخته به محبت و فرمانبري و عا به درگاه حضرت حق باشد
4. گاهي اوقات صبر و تحمل و گذر زمان، خود به عنوان يك عامل موثر مي تواند شما را در رسيدن به هدفتان ياري دهد. پس صبر و تحمل داشته باشيد و عجولانه عمل نكنيد؛ بلكه اجازه بدهيد مدتي بگذرد. با اين حال اگر پدر و مادرتان به رغم سعي و تلاش رضايت ندادند، به مصلحت شماست كه از اين ازدواج دست بكشيد و بدون رضايت آنان اقدام نكنيد، مگر اينكه مخالفت آنان را برطرف و تبديل به رضايت كنيد. و چنانچه احساس كرديد لجاجت در كار است و نه مخالفت در اين صورت از همكاري افراد خيرخواه و آگاه، در رفع اين حالت كمك بگيريد.
اما جواب سوال دوم: پس از آنكه رضايت والدين را به دست آورديد، راه ابراز محبت و بيان حرف دل نيز گشوده مي شود. شما مي توانيد از ظرفيت وجود مادر خواهرتان استفاده كرده و پيام خود را با رعايت آداب و رسوم سنتي و ارزش هاي فرهنگي و شرايط ديني و شرعي، به او برسانيد. در ضمن اين انتخاب آگاهانه، ايشان متوجه مي شود كه محبتش در دل پاك شما خانه كرده است و خود به خود اين محبت ابراز مي گردد.
اما در ادامه به چند نكته توجه كنيد.
1. طبيعي است كه موقعيت ايشان با زماني كه دختري مجرد و باكره بوده تفاوت دارد و فرصت ازدواج برايش مثل گذشته نيست. اما بدين معنا هم نيست كه ديگر حق ازدواج ندارد.
2. نكته مهم اين است كه بايد با كفو (همتاي) خود ازدواج كند. ازدواج ايشان با همتاي خودش، جلو سرزنش هاي و سركوفت هاي احتمالي بعدي را از طرف همسر و خانواده او در زندگي زناشويي مي گيرد.
3. متاسفانه بعضي از همسران طلاق، بي بهره از مشكلات روانشناختي نيستند. بسياري از آنها به دليل همين مشكلات از هم جدا شده اند و برخي هم اين مشكلات را از همسر خود آموخته و در زندگي خود تقليد مي كنند.
4. كساني كه با همتاي خود ازدواج نمي كنند، دچار مشكلات فراواني در زندگي زناشويي مي شوند كه به طور قطع از مجرد ماندن بدتر است. يادمان باشد كه ازدواج نكردن به مراتب بهتر از ازدواج غلط است.
5. شما مي فرماييد ايشان بومي نيستند. چنين برداشت مي كنيم كه احتمالا از دو فرهنگ و دو شهر متفاوت باشيد. قطعا اگر اينگونه باشد، شما با مشكل عدم كفويت در فرهنگ نيز مواجه هستيد. زيرا اين شرط مهم در ازدواج بهيچ وجه قابل چشم پوشي نيست.
6. در نهايت تمامي نكات بالا را در نظر گرفته و با ديدي جديد شروع به تحقيق مجدد نماييد. آيا به نظر خودتان نياز به تحقيق بيشتري نداريد. بي ترديد لازمه اين تحقيق ملاقات با عده زيادي از دوستان قديمي و جديد ايشان است. همينطور در صورت نياز كسب اطلاع غير مستقيم از دوستان خانوادگي و احتمالا شوهر اين شخص بهترين گزينه براي تحقيق است. در مراحل بعدي تست هاي روانشناسي جهت انتخاب همسر در كلينيك هاي مشاوره پيش از ازدواج و همچنين بهره گيري از مشاوران مورد نظر لازمه تشكيل زندگي با شرايط مذكور است.
براي داشتن ازدواجي موفق، توجه شما را به نكات ذيل جلب مي كنيم:
1. هر چه بيشتر درباره ازدواج موفق، شرايط و امكانات و معيارهاي لازم در انتخاب همسر بينديشيد و زود تصميم نگيريد؛
2. با افراد آگاه، با تجربه، دلسوز و مورد اعتماد مشورت كنيد و از تجارب آنها (موفقيت ها و شكست هاي آنان) استفاده كنيد. شناخت اين شكست ها و عدم موفقيت ها باعث مي شود مجددا آنها را تجربه نكنيد تا دچار حسرت و خسران شويد.
3. بهترين افراد يكه در اين زمينه مي توانند به شما كمك كنند، در درجه اول والدين شما هستند،
4. در صورت امكان از نظرات مشورتي مشاور ازدواج بهره بگيريد،
5. با مطالعه بيشتر در اين زمينه، از ملاك ها و معيارهاي همسر شايسته آگاهي كامل تر و بيشتري پيدا كنيد.
گفتني است بسياري از معيارها و ملاك هايي كه بايد مورد توجه قرار داد، چه بسا در مرحله تحقيق و انتخاب نتوان خوب تشخيص داد، زيرا بعضي از آنها دست نايافتني است و به رغم دقت هاي زياد، مخفي بوده ويا فرد مورد نظر تمام آن ويژگي ها را به شكل كامل دارا نيست؛ همن طور كه خود انسان نيز دچار نقص و ضعف هايي است. پس بايد به طور نسبي، به يك انتخاب دست زد و نبايد انتظار داشت آن شخص از تمام معيارهاي مورد نظر آن هم به شكل كامل و تمام برخوردار باشد.
معيارهايي كه در انتخاب همسر بايد در نظر گرفته شود، دو نوع است:
الف- معيارهايي كه ركن و اساس بوده و براي يك زندگي سعادتمندانه لازم است.
ب- ملاك هايي كه شرط كمال بوده و براي بهتر و كامل تر شدن زندگي است و بيشتر به سليقه و موقعيت افراد بستگي دارد.
اين شاخص ها و ملاك ها عبارت است از:
1. دين داري؛ انساني كه دين ندارد، در حقيقت مرده متحرك است و كسي كه پايبند به دين نباشد، هيچ تضميني وجود ندارد كه متعهد به رعايت حقوق همسر و زندگي مشترك باشد،
2. اخلاق نيك؛ خوش زباني، بزرگواري و حق پذيري بيانگر احوال دروني و آينه دل انسان است و بايد شخص مورد نظر تا حدودي آنها را داشته باشد.
3. شرافت و اصالت خانوادگي؛ منظور نجابت و پاكي خانواده است، زيرا ازدواج دختر وو پسر تنها پيوند و تركيب دو فرد نيست؛ بلكه پيوند دو خانواده است و نمي توان گفت من مي خواهم با خود اين فرد ازدواج كنم و كاري به خانواده فاميلش ندارم. اين فرد شاخه اي است از اين خانواده و از ريشه هاي همان درخت تغذيه كرده و صفات اخلاقي، روحي و جسمي آن خانواده را، از راه وراثت و محيط و عادات به دست آورده است.
4. تناسب، همتايي و كفو همديگر بودن؛ اينها از حساس ترين نكاتي است كه بايد در انتخاب همسر مورد توجه قرار گيرد. همتايي و تناسب از جنبه هاي مختلف ضروري است مانند: همتايي و هماهنگي فرهنگي و فكري، پايبندي به آداب اخلاقي، تحصيلات علمي، تناسب در زيبايي، تناسب سني و سطح اقتصادي خانواده ها و ...
براي شناسايي ملاك هاي فوق و اطلاع يافتن از وجود آنها در يك فرد، راهكارهاي ذيل امكان پذير است:
1. تحقيق و بررسي از خانواده و چگونگي روابط خانوادگي و فاميلي (چون هر فرد تحت تاثير محيط خانواده به دنيا آمده و رشد كرده و از آن فضاي فرهنگي و اجتماعي تاثير پذيرفته است).
2. تحقيق و شناسايي دوستان و نزديكان و رفقاي صميمي در محل زنديگ و سكونت، محل درس و محل كار و...
3. گفت و گوي مستقيم (ولي تحت نظارت خانواده هاي دوطرف) با يكديگر و اطلاعظ يافتن از نقطه نظرات همديگر درباره مسائل مختلف و آنچه در آينده مي تواند در زندگي مشترك تاثير گذار باشد و كسب اطلاع از ميزان اهتمام وي نسبت به ملاكه و معيارهاي معرفي شده؛
4. استفاده از مراكز مشاوره قابل اعتماد در محيط دانشگاه و بيرون دانشگاه. در پايان توصيه مي شود جهت اطلاعات بيشتر و دقيق تر و تصميم گيري واقع بينانه تر، براي مهمترين تصميم دوران زندگي، بهتر است در اين زمينه از تجربه و مشورت خانواده و دوستان متاهل استفاده كنيد؛ به ويژه اگر هم كلاسي متاهل يا استاد با حوصله و دلسوزي داريد كمك شايان توجهي مي توانند به شما ارائه دهند.
كتاب هاي ذيل نيز در اين زمينه مي تواند مفيد باشد
جوانان و انتخاب هسمر، علي اكبر مظاهري (انتشارات پارسيان)
انتخاب همسر، آيه الله ابراهيم اميني (سازمان تبليغات اسلامي)
تشكيل خانواده (از سري آموزش خانواده) جمعي از مولفان (انجمن اولياء مربيان)

موفق و موید باشید