بسیاری از آقایان را میشناسم که بعد از سپری شدن ماههای اول زندگی و بالاخص بعد از بچه دار شدن بنا به دلایل زیادی نمیتوانند از همسر خود در مواقعی که نیاز دارد بهره ببرند. این مشکل حتی برای خانمها هم پیش میآید.
تا وقتی فرد ازدواج نکرده همه علما میگویند برای اینکه به گناه نیفتید باید ازدواج کنید( دایم اگر نشد موقت) ولی بعد از ازدواج چی؟ آیا باید مرد رفتار تند از خود نشان دهد؟ که در آن صورت اصل رابطه حتی در گفتگو و مراوده دچار اشکال میشود. و اگر بخواهد منتظر بماند تا زمانی که زن تمایل داشت ارتباط بر قرار کند، که این نوعی رهبانیت میطلبد. چون معلوم نیست چه مدت باید بگذرد تا زن حس غریزی اش تحیریک شود. و البته گاهی مرد همه توان خود را برای تحریک و ایجاد توجه زن بکار میبرد ولی فایده ندارد
شاید این مشکل برای مردان متدین و مذهبی بیشتر باشد به دو دلیل:
1 این افراد اخلاقا خیلی نمیتوانند رفتاری کنند که زن متوجه خواسته او شود
2 به نظر میرسد خانمها هر جه بیشتر خیالشان از شوهرشان راحت باشد کمتر برای او اهمیت قایلند و بالاخص در این موارد مطمئن هستند شوهرشان دست به کاری نخواهد زد که آبرویش در خطر باشد
به نظر شما این گونه افراد که بیشتر آقایان هستند چه کار باید بکنند؟ صبر و رهبانیت؟، یا روی آوردن به ارتباطهای بیرون از منزل؟(که این روزها لازم نیست خیلی هم به زحمت بیفتند چون متاسفانه فضا از این جهت خیلی مهیاست)

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
برادر گرامي؛ متاسفانه سوال شما تا حدودي مجمل و پوشيده است. اين اجمال در بيان موجب مي شود تا شما مستقيما به سراغ مشكل نرفته و چندين سوال را در غالب يك مسئله بيان كنيد. لذا در اين پاسخ كه ملاحظه مي كنيد سعي مي كنيم جوانب مختلف را بيان نماييم. در صورتي كه احتمالا پاسخ كافي نبود مي توانيد در مكاتبات بعدي به ذكر مبسوط تري از مشكل اقدام فرماييد.
1. دقيقا مشخص نكرده ايد كه منظور شما از اينكه بعد از بچه دار شدن به دلائلي نمي توان از همسر بهره برد چيست. ضمن اينكه منظور از بهره بردن را بايد دقيقا مشخص كرد. علاوه بر اينكه اين مشكل را مربوط به خانم ها هم مي دانيد. اين سوال تاحدودي مبهم و پيچيده است. بهتر بود براي روشن شدن مسئله مصداقي صحبت مي كرديد. البته مي توان در نوع صحبت شما كمي حيا و شرم از بيان نكاتي اينچنيني مشاهد كرد كه به هيچوجه مناسب نيست. اصولا شرم و حيا در پرسش ها فرد را از دريافت پاسخ مناسب، محروم مي كند.
2. مهمترين نيازهاي زن و مرد، نيازهاي غريزي است كه برخلاف تصور شايع، بعدي معنوي دارد و عشق و محبت زن و مرد را به يكديگر بيشتر مي كند. چيزي كه زندگي زناشويي را به سردي مي كشاند، يكنواختي است؛ پس بايد كوشيد در جنبه هاي مختلف زندگي مانند پوشش، غذا، تفريح، ديدار اقوام، مسافرت، دكور منزل، فرزندار شدن و... تنوع ايجاد كرد. متاسفانه بعضي اين تنوع را مربوط به تنوع در روابط جنسي با افراد مختلف در قالب عقد موقت يا خدايي ناكرده روابط خارج از محدوده شرع مي دانند. بايد دانست كه علما نيز براي عقد موقت مردان مجرد و متاهل طبق شرايط ويژه اجازه مي دهند. پس گمان اينكه عقد موقت تحت هر شرايطي براي مردها مجاز است نمي تواند كاملا صحيح باشد. اين نوع ازدواج با وجود حلال بودن و مجاز بودن شرعي در صورتي كه با رعايت نكات خاص انجام نشود، مي تواند آسيب زا هم باشد.
3. آسيب هاي ازدواج موقت در مردان متأهل
1. انتقال بيماري هاي مقارتبي احتمالي به همسر دايمي خود كه باعث مشكلات بهداشتي مي شود.
2. صرف انرژي رواني براي شناسي احساسات ، هيجانات و انتظارات همسر موقت و هزينه اقتصادي براي رفع نيازهاي مالي.
3. از آنجايي كه اكثر مردها به دليل كمبودها و نيازهاي برآورده نشده به ازدواج موقت اقدام مي كنند اما در بعضي موراد اين روابط موجب بارداري و مشكلات ديگر در همسر موقت مي شوند كه به نوبه خود موجب شروع فشارها و استرس هاي شغلي و كاهش بهداشت رواني مي شود.
4. ايجاد كمبود هاي شديد عاطفي و شروع اختلافات زناشويي. مردي كه در كنار همسر دايم ، همسر موقت اختيار كرده به دليل تخليه روحي و هيجاني در كنار همسر موقت حوصله برقراري رابطه صميمي با همسر خود را ندارد و مانند فردي است كه كامل سير شده و از بهترين غذاها نيز لذت نمي برد. اين بي حوصلگي باعث افسردگي زن شده و در بعضي موارد زن مجبور مي شود به دليل نيازهاي عاطفي و يا انتقام از همسر با وجود احساس گناه با جنس مخالف خارج از خانواده خود رابطه ايجاد كند كه اين كار باعث متلاشي شدن خانواده مي شود.
5. در بعضي از موارد مرد چون خود به دليل جست و جو ي همسر موقت تجربه هايي مانند ابراز علاقه زنان شوهر دار به دليل نياز ها و يا افرادي ديگر را دارد دچار نوعي بدبيني شديد نسبت به همسر دايمي خود مي شود و اقدام به اعمال محدوديت هاي نامناسب نسبت به زن دايمي خود مي كند.
6. جهت ارايه اطلاعات و دريافت راهنمايي بيش تر ميتوانيد با همين مركز ارتباط برقرار نماييد يا با سرويس رايگان تلفني مركز با شماره 09640 تماس حاصل نماييد.
4. ارتباط بين زن و شوهر بايد دوسويه باشد تا سلامت روان را در پي داشته باشد. قطعا ارتباط زناشويي كه شما در نامه خود ذكر كرديد، ارتباطي معيوب است كه بايد با كمك يك روانشناس متدين و آموزش اصول همسرداري و ابراز عشق و علاقه آن را تعديل نمود. ضمن اينكه برقراري اين ارتباط بيشتر باي از طرف مرد باشد؛ اما نه براي هميشه؛ بلكه گاهي هم زن بايد اقدام كننده باشد. بايد توجه داشت كه اصرار زن بر تماس مرد، ممكن است از عشق و علاقه او بكاهد. گاهي مرد درگير و دار كار مهمي است و فراموش مي كند با همسرش رابطه نزديك داشته باشد. در اين صورت زن شروع كننده اين ارتباط باشد و اعتراضي نكند. اما اگر اين روش بصورت عادت در آمده باشد بگونه اي كه مرد توقع دارد كه هميشه شروع رابطه از جانب زنش باشد، مي توان مسئله خودخواهي مرد را مطرح كرد.
5. خجالت كشيدن در انجام امور منفي و گناهان، حياي عاقلانه و بسيار پسنديده است كه در روايات ما، آن را هم رديف ايمان دانسته اند. اما صادق عليه السلام فرمود: حيا و ايمان در يك رشته و هم دوش يكديگرند. چون يكي از آن ها رفت، ديگري هم برود (كليني، كافي، ج 2، ص 106).
6. اما خجالت كشيدن در امور مثبت مانند اظهار محبت به همسر، حياي احمقانه است. رسول خدا (ص) فرمود: الحياء حياءان. حياء عقل و حياء حمق (حيا دوگونه است. حياي عاقلانه و حياي احمقانه) كليني، كافي، ج 2، ص 106. زن و مرد بايد بكوشند با اين حالت مقابله كنند؛ زيرا غير از سردي روابط با همسر و خانواده او، مانع رشد در زمينه هاي گوناگون نيز خواهد شد. كمرويي اختلالي است كه در روان شناسي به آن ((اخلال ارتباطي)) مي گويند. كمرويي، ناتواني و معلوليت اجتماعي است.
7. براي ارتباط محبت آميز با همسر، به شكل تدريجي و اول از واژگاني آغاز كرد كه راحت تر بيان مي شود؛ براي مثال ((شما همسر خوبي براي من هستي. وقتي شما را مي بينم، خوشحال مي شوم. از اين كه با شما ازدواج كردم، خوشحالم. شما مايه آرامش من هستي. شما را خيلي دوست دارم)).
8. بنابراين چيزي كه شما با عنوان مشكل بعضي از مذهبي ها يا متدين از آن ياد كرديد، معلول عللي مانند علت هاي بالا است. و توجيه هايي كه ذكر كرديد تقريبا غير قابل قبول است. البته در موارد معدودي مانند بيماري هاي سخت همسر، يا بودن در دو شهر يا كشور مختلف، مي تواند ازدواج موقت را توجيه كند. البته با رعايت شرايط ويژه و عدم ايجاد وابستگي و اعتياد.
پس توصيه ما نه رهبانيت است و نه روي آوردن به ارتباط هاي خارج از منزل. بلكه توصيه ما مراجعه به مشاورين خانواده و دريافت كمك هاي مشاوره اي در جهت ارتقاء سلامت روان خانواده است. قطعا با اين رويه، خانواده مي تواند به خانواده اي پويا و رو به رشد تبديل شود.
موفق باشيد.

موفق و موید باشید