سلام و عرض ادب-- بنده 2 سال هست ازدواج کردم- قبل از ازدواج حالت معنویم بیشتراز الانم بود نماز وروزه که جای خود دارد نماز وروزه مستحبی و..همه را بجا میاوردم - ولی بعد از ازدواجم این حالات در من از بین رفته به طوری که حتی نماز هم نخوندم- خوشبختانهه همسرم هم هم متدین وهم اهل نماز وروزه هست- ولی نمیدونم چرا اینجوری شدم - ازتون خواهش میکنم التماس میکنم کمکم کنید بگید چیکار کنم -اعصابم داره خرد میشه - از خودم بدم میاد احساس بی ارزشی میکنم خواهش میکنم کمکم کنید

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
برادر گرامي! ازدواج نقطه عطف زندگي انسان است. تا حدود زيادي بدبختي و خوشبختي انسان در دنيا و چه بسا در آخرت بستگي به موفقيت و يا شكست در اين امر مهم و حياتي است. خدا را شكرگزار باشيد كه همسر متديّن و مقيّد نصيب شما شده است.
أما جاي بسي تعجّب است كه كم شدن معنويت را به ادواج منسوب مي كنيد! همانطور كه همه مي دانيم، معصومين(ع) جايگاه ويژه اي براي نماز قايلند و آن را مايۀ قوت دين مي دانند:
پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: إِذا تَزَوَّجَ الْعَبْدُ فَقَدِ اسْتَكْمَلَ نِصْفَ الدِّينِ، فَلْيَتَّقِ اللّه‏َ فِي النِّصْفِ الْباقِي؛(1) هرگاه بنده ازدواج كند، نصف دين را كامل كرده است. براي [حفظ] نصف ديگر بايد تقواي خدا پيشه كند.
همچنين مي فرمايد: "يُفتَحُ أبوابُ السَّماءِ في اَربعةِ مَواضِعَ:عندَ نزولِ المطَر و عِندَ نظر الوَلَدِ في وجهِ الوالدين و عِندَ فتح بابِ الكعبةِ و عندَ النِّكاح"(2) درچهار موقع عنايت و رحمت حق متوجه انسان مي شود: به وقت باريدن باران، به هنگام نظر كردن فرزند به صورت پدر و مادر از باب مهر و محبت، در آن زمان كه درِ خانه كعبه باز مي شود و در آن وقت كه عقد و پيمان ازدواج بسته شده و دو نفر با يكديگر جهت زندگي جديد، وارد عرصۀ نكاح مي شوند.
- أما براي اهميت دادن به نماز و سبك نشمردن آن لازم است:
به جايگاه و اهميت و نقش نماز در زندگي توجه داشته باشيد. به طور كلي ميزان همت و پايبندي انسان در هر كاري وابسته به شناختي است كه از اهميت آن دارد. مثلاً اگر پزشك به شما دارويي بدهد كه روزي پنج مرتبه بايد مصرف كنيد و بدانيد كه اگر آن را به موقع، مرتب نخوريد، مرگ و يا بيماري شما را تهديد مي كند. در آن صورت شما با مراقبت و دقت تمام به دستور عمل مي كنيد، چون خطر بزرگي شما را تهديد مي كند. در مورد نماز هم ابتدا بايد شناخت پيدا كنيد. همچنين از بركات خود نماز اين است كه به انسان يادآوري مي كند كه هميشه حالت توجه و مراقبت را حفظ كند. همين كه احساس مي كنيد از اين بهتر مي توانيد باشيد و گامهايي به سوي تثبيت قرب بايد برداريد نشانۀ اثربخشي نماز است كه ان شاء الله همين گامها و توجۀ بيشتر به موارد ذيل باعث رشد و تعالي شما مي گردد.
- كاهلي و سستي در نماز دلايل متعددي دارد كه به مهم ترين آنها اشاره مي كنيم:
1- يكي از عواملي كه موجب كاهلي و سهل انگاري در نماز اول وقت مي شود گناه است. گناه به عنوان مهمترين عاملي كه ايمان انسان را تضعيف كرده و موجب قساوت قلب مي شود، انگيزة ارتباط با خدا و لذت بردن از عبادت را از انسان سلب مي كند، زيرا جايگاه ايمان قلب و دل است و دل آلوده به گناه قساوت پيدا مي كند و براي ارتباط با خداوند و راز و نياز با او نرمش نشان نمي دهد و احساسات انسان را بر نمي انگيزد. در روايت داريم گناهان باعث مي شود سفيدي قلب سياه شود و اين سياهي بر رفتار انسان تاثير بد مي گذارد.(3)
2- ديگر عامل در كاهلي نماز، غفلت است. تا زماني كه به حقيقت و نقش سازندۀ نماز در زندگي توجه داريد نماز را ترك نمي كنيد، اما همين كه از آثار و فوائد آن غافل مي شويد به راحتي نسبت به نماز خواندن سستي مي ورزيد:
الف: عوامل غفلت:
1) توجه افراطي به امور دنيوي و مادي از جمله كار، تلاش، تحصيل، غرق شدن در كار.(4)
2) گاهي غفلت به خاطر جو زندگي، كار و محيط همكاران و نزديكان است يعني محيط به گونه اي است كه زمينۀ غفلت را فراهم مي آورند و حتي گاهي محيط آن قدر آلوده است كه زمينۀ‌ گناه عملي نيز فراهم است و يا به گونه اي است كه توجه به امور معنوي و نماز مورد بي اعتنايي و تمسخر ديگران واقع مي شود و يا مسئول محل كار نسبت به نماز خواندن زيردستان توجه ندارد.
3) قانع نبودن: اسلام ما را به قناعت دعوت كرده است گاهي انسان بدون توجه به اينكه چقدر نياز دارد و چگونه بايد كسب كند از هر راهي تلاش مي كند تا پول به دست آورد و اين به شكل عطش در مي آيد كه سيري ناپذير است. به گونه اي كه لحظه اي كنار كشيدن از كار (حتي 10 دقيقه براي نماز را) موجب عقب افتادن مي داند.
4) تاخير نماز از اول وقت گاهي به قصد نخواندن نيست. ولي انسان با درگير شدن به امور زندگي‌ و... وقتي متوجه مي شود كه وقت تمام شده است.
ب: عوامل غفلت زدا:
1. مطالعة كتب مفيد در مورد نماز و خواندن حالات بزرگان و عرفا موقع نماز در برنامةۀ خود قرار دهيد.
2. توجه دائمي به نماز: امام حسين (ع)ظهر روز عاشورا با آن وضعيت سخت ايشان و فشار جنگ.
3. دوستي با افرادي كه نسبت به نماز اول وقت و نماز مقيد هستند.
4. دائم الذكر بودن: يعني ذكرهاي مخصوصي هر روز يا صلوات و ذكرهاي ديگر را دائماً بر لب داشتن. در مورد صفت مؤمن از حضرت علي (ع)داريم كه او دائم الذكر است و زياد اهل تفكر در (نعمت هاي خدا و... ) است.(5)
كلام پاياني: نا اميد شدن انسان از خود، مقدمۀ رشد و تعالي انسان است. انسان وقتي نااميد مي شود، به راحتي با خداي خود ارتباط برقرار مي كند، البته به شرطي كه از خود نااميد شود نه از خداي متعال. با كمك همسرتان دوباره به رويۀ سابق خود بازگرديد.
- منابعي براي مطالعه بيشتر:
1. نقش عشق(ازدواج در آيينه دين و خرد)، محمود اردگاني بهبهاني حائري، انتشارات دارالموده، قم.
2. زندگي شيرين(رهنمودها و داستان هاي آموزنده براي زوج هاي جوان)، محمود اكبري، انتشارات گلستان ادب، قم.
3. ابراهيميان آملي، سيد يوسف، نردبان عروج، تهران، نشر رسانش.
پي نوشت ها:
1. طبرسي، مكارم الاخلاق، ص196، شريف رضي، چاپ چهارم، قم، 1370ش.
2. مجلسي، بحارالانوار، ج100،ص221، دار احياء التراث العربي، چاپ دوم، 1403ق.
3. كليني، ابي جعفر، محمد بن يعقوب، كافي، تهران، انتشارات علمية اسلاميه، ج 3، ص 375، حديث 20، اقتباس.
4. علي شيرواني، چكيدۀ اخلاق در قرآن، ج 1، چاپ دوم، 1379 ش، انتشارات دارالفكر، ص 105. (اقتباس)
5. محمدي ري شهري، ميزان الحكمة، دورۀ چهارجلدي، ج دوم، طبع اول، سال 1416 ق، ص 966، المومن دائم الذكر و كثير الفكر.

موفق و موید باشید