سلام و ادب

من عادت زشتی دارم که موجب آزار خودم و بقیه میشه واون حرف زدن پشت سر بقیه و قضاوت کردن در مورد اونهاست.چندبار سعی کردم اما نتونستم ترک عادت کنم. این روزها مدام دارم فکر میکنم که چطور میتونم روزی که همه فهمیدند من پشت سرشون چیا گفتم از خجالت آب نشم؟ این شد که تصمیم گرفتم هر طور هست ازشون حلالیت بگیرم و این شد مبنای تهیه یک لیست بلندبالایی از فامیل و دوست و آشنا.

حالا سوال اینجاست که شاید من بتونم به بعضی از دوستان و اقوام صمیمی ترم مستقیم بگم که موضوع چیه و ازشون حلالیت بگیرم اما با اون دیگرانی که نمیتونم چه کنم؟

و اینکه شاید من بگم حلالم کنید و اونها بگن حلال کردیم . اگر از ته دل نبود و صرفا" برای تعارف بود چه کنم؟

با این تصور بقیه و گاهی خودم که دارم یه کار سمبولیک انجام میدم و ژست گرفتم چه کنم؟ یعنی یکجور ترس از ریاکاری و خودتو به رخ دیگران کشیدن هم این بین هست که همیشه موجب تردید میشه.

و بخش دوم سوال مربوط به نحوه ترک این عادت هست.
چطور غیبت نکنم؟ اگر از دیگران و اتفاقات اطرافمون حرف نزنم و یا اگه در مورد چیزایی که انجام دادن درددل نکنم پس از چی حرف بزنم؟ بهرحال یک چیزی، یک چیز خوب باید باشه که جایگزین این چیز بد بشه؟ و باید راه درست درددل کردن و حرف زدن و همدردی کردن با بقیه را بدونم که بتونم همه این کارها را با غیبت انجام ندم.

و ضمنا" این راه حل ترک مکان در حالی که مردم دارند غیبت میکنند هم خیلی کاربردی نیست. برای این وضعیت چه پیشنهادی دارید؟

تشکر از وقتی که گذاشتید.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
شما شش مطلب را پرسيده ايد، هر يك به طور جداگانه پاسخ داده مي شود.
پاسخ اول: از هر كسي كه احتمال مي دهيد شما را حلال خواهد كرد از او حلاليت و رضايت كسب كنيد و از كساني كه مي‌دانيد يا احتمال مي‌دهيد كه رضايت نمي‌دهد و حلال نمي‌كند، بلكه اگر از موضوع با خبر شود باعث ايجاد كدورت و دشمني مي‌گردد، دنبال طلب رضايت و حلاليتش نرويد. بلكه از گناه خود توبه و استغفار كنيد و كارهاي خيري انجام دهيد، مثلا صدقه بدهيد، انفاق كنيد، در صدد حل مشكلات افراد مؤمن، يا هدايت و راهنمايي آنان به ويژه نوجوانان و جوانان باشيد، از افراد ضعيف و ناتوان و نيازمند دستگيري كنيد يا قرآن تلاوت كنيد و دعا بخوانيد ثواب اين گونه كارها را به غيبت شوندگان و يا كساني كه به گردن شما حقي دارند ، هديه كنيد. چه آن كه آنان در روزتنگدستي در عالم برزخ و قيامت به شدت به ثواب اين گونه كارها نياز دارند و از شما راضي خواهند شد.
پاسخ دوم: دين ما را مأمور و مكلف به كسب رضايت و حلاليت ظاهري بدون وارد كردن فشار و اجبار كرده است. وقتي افراد به زبان و يا از طريق نامه و تلفن و پيام يا پيامك ما را حلال كردند، تكليف از ما ساقط مي شود. ما مكلف به كشف ته دل افراد و كسب رضايت از باطن آنان نيستيم.
پاسخ سوم: يكي از دام هاي شيطان براي منصرف كردن بندگان خدا از انجام واجبات و مستحبات يا ترك گناهان و مكروهات پيش كشيدن مسئله ريا و وسوسه كردن و مشغول نمودن ذهن آنان است. مثلا شخصي براي اطاعت امر خدا نمازش را در مسجد و به جماعت مي گذارد. اما شيطان در دل او وسوسه مي كند كه تو براي شهرت و خود نماي و ريا داري اين كار را مي كني، هدف شيطان از اين كار آن است كه او را از رفتن به مسجد يا نماز جماعت باز دارد، يا فردي آلوده به گناهي است مي خواهد توبه كند و خود را از شيطان و صف گناه كاران دور سازد و به خدا و صف انبيا و ائمه و مؤمنان نزديك كند، شيطان براي اين كه مانع او شود مسئله ريا و خود نمايي را پيش مي كشد و مي گويد: تو با آن كارهاي گناه و آلودگي ات مي خواهي سر مردم را كلاه بگذاري؟ خيال مي كني خدا از باطن كارهايت با خبر نيست؟ مي خواهي خودت را مؤمن و پاك و مقدس معرفي كني؟ اين كارت ريا و خود نمايي است. آن قدر از اين گونه وسوسه ها در دل اين فرد بيچاره مي كند تا او را از توبه و ترك گناه و استغفار باز دارد. علماي اخلاق بر اساس آموزه هاي ديني مي فرمايند: وقتي انسان قصدش ريا نباشد. بلكه اطاعت خدا و طلب آمرزش از گناهان و نزديك شدن و تقرب يافتن به خدا نيت او باشد، هر گز نبايد به وسوسه شيطان خبيث توجه كند، بلكه بايد هر چه او مي گويد بر خلاف آن انجام دهد. وقتي چند بار يا مدتي به وسوسه هاي شيطان توجه نكرديد آن خبيث از شما مأيوس مي شود و دام خود را جمع مي كند. عالم عارف و متخلق به اخلاق الهي مرحوم ملا احمد نراقي مي فرمايد: بسيار مي شود كه شيطان مردود دست از انسان بر نمي دارد و در صدد معارضه با او بر مي آيد خصوصا در اثناي عبادت، پس چيزها به خاطر مي رساند و توهمات و افكار به دل او مي افكند .... و دل او را مضطرب مي گرداند. اگر در آن وقت آن كس خود كراهت از آن حالت داشته باشد و با نفس خود مجادله نمايد و بر او متغير گردد، بر او گناهي نيست و عبادت او فاسد نمي شود و اگر چنين وسوسه از شيطان حاصل شود نبايد به آن التفات كرد ... هر گاه ملتفت آن نگردد و به قوت قلب متوجه عبادت شود، (شيطان ) از او مأيوس شود و ديگر پيرامون او نگردد. (1) امام خميني مي فرمايد: نفس عامه مردم به حسب جبلت مايل است كه خيرات آن ها پيش مردم ظاهر گردد، گرچه خيرات را به نيت ظاهر شدن نكنند، ولي نفسشان مفطور به اين حب است، اين موجب بطلان عمل يا شرك و نفاق و كفر نيست. (2) يكي از شاگردان امام باقر (ع) به نام زراره مي گويد از آن حضرت سؤال كردم: مردي كارهاي نيكي انجام مي دهد ، آن كار خيرش را فردي يا افرادي مي بينند، پس آن شخص از ديدن مردم مسرور مي شود با آن كه قصدش ريا نيست، حضرت فرمود: وقتي قصد و نيتش ريا و نشان دادن كارش به ديگران نيست، عيبي ندارد، زيرا هيچ كس نيست مگر اين كه دوست دارد كه كارهاي خوب او را مردم ببينند.(3) بنا براين ترس از ريا و ترديد اضطراب را كنار بگذار و به آن اعتنا نكن كه دام شيطان است.
پاسخ چهارم: چطور غيبت نكنم؟ از نظر علماي اخلاق، غيبت نوعي بيماري روحي و رواني است. ‌كسي كه غيبت مي‌كند يا دوست دارد غيبت بشنود، مريض است. براي درمان اين بيماري ابتدا بايد بيماري را شناخت. مصاديق مختلف آن و راه‌هاي نفوذ و آثار و عوارضي كه بيماري بر روح مي‌گذارد، هم چنين آثاري كه غيبت بر سرنوشت مادي و معنوي، دنيوي و اخروي دارد، شناخته شود، سپس ريشه‌ها و عواملي كه باعث بروز غيبت يا تقويت اين شجره خبيثه مي‌شود، مورد بررسي قرار گيرد. در اين صورت انگيزه براي ترك گناه كبيره غيبت قوي و تشديد مي گردد. چگونه ممكن است انسان به خدا و قيامت اعتقاد داشته باشد و با خواندن آيات و روايات مربوط به غيبت و تدبر و تفكر درآن ها از خواب غفلت بيدار نگردد و خود را هم چنان به آتش جهنم و غضب پروردگار نزديك كند؟ غيبتي كه همانند خوردن گوشت مرده غيبت شونده است.خداوند فرموده: وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحيمٌ (4)؛ از يكديگر غيبت ننماييد. آيا يكى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏اش را بخورد؟ بى‏ترديد [از اين كار] نفرت داريد، و از خدا پروا كنيد كه خدا بسيار توبه‏پذير و مهربان است.
غيبتي كه پيامبر اكرم(ص) گناهش را شديدتر از زنا دانسته است. َ يَا أَبَا ذَرٍّ إِيَّاكَ وَ الْغِيبَةَ فَإِنَّ الْغِيبَةَ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا؛ (5)
اي اباذر! از غيبت دوري كن ،چرا كه همانا غيبت (گناهش ) شديدتر از زنا است.
غيبتي كه انسان اگر توبه نكند ،جهنمي مي شود.
ساده ترين راه مبارزه با بيماري غيبت و غيبت نكردن:
بهترين راه براي از بين بردن معلول، مبارزه با علت است. علل و عوامل غيبت فراوان است. در ذيل به برخي از آن‌ها اشاره مي‌شود:
1ـ سوء ظن و بدگماني:
از قرآن استفاده مي‌شود كه يكي از عوامل گرايش به غيبت، سوء ظن به ديگران است. بدگماني يا سوء ظن علاوه بر اين كه انسان را آلوده مي‌كند، جامعه را نيز به فساد و تباهي مي‌كشاند، ‌زيرا شخص بدگمان،‌سوء ظن خود را به افراد ديگر منتقل مي‌كند. به تدريج چيزي را كه اساس و پايه‌اي جز شايعه يا برداشت نادرست نداشت، به صورت امري قطعي و مسلّم در ميان مردم منتشر مي‌سازد.
2ـ تجسس در امور مردم:‌
اگر مي‌خواهيد غيبت نكنيد، بايد سوء ظن و بدگماني نسبت به مردم نداشته باشيد. اگر مي‌خواهيد گرفتار بدگماني نشويد، بايد در امور مردم تجسس نكنيد، زيرا سوء ظن و تجسس در يكديگر تأثير متقابل دارند. گاهي تجسس باعث سوء ظن است و گاهي سوء ظن منشأ تجسس مي‌شود. از اين رو قرآن براي از بين بردن غيبت به عنوان معلول، دستور داده با علت (يعني سوء ظن و تجسس) مبارزه شود:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً؛
اي كساني كه ايمان آورده ايد، از بسياري از گمان‌ها بپرهيزيد، چرا كه بعضي از گمان‌ها گناه است و هرگز در كار ديگران تجسس نكنيد... بعضي از شما از بعضي ديگر غيبت نكنيد.(6)
3ـ همرنگي با دوستان و جماعت:
يكي از انگيزه‌هاي غيبت، موافقت با دوستان و هم نشينان است. عده اي براي گرم نگه داشتن مجلس و جلب رضايت و افكار همراهان، بند كيسه غيبت را مي گشايند، گاهي به عنوان درد دل، و بيان مشكلات و گرفتاري هااز اين و آن غيبت مي كنند، گاهي به هرزه گويي و بدگويي و تمسخر ديگران در غياب آنان مي‌پردازند كه چند گناه را با هم جمع مي‌كنند و شعارشان اين است:‌خواهي نشوي رسوا، هم رنگ جماعت شو.
4ـ خودستايي و مباهات و فخر فروشي:
برخي براي آن كه اظهار وجود كنند و فضل و كمال خود را به رخ بكشند، ‌ديگران را كوچك مي‌شمارند و از آنان بدگويي مي‌كنند. قرآن مي‌فرمايد: "فلا تزكوا أنفسكم هو أعلم بمن اتقّي؛(7) خودستايي نكنيد، چرا كه خداوند پرهيزكاران را بهتر مي‌شناسد".
مهم ترين عاملي كه در مبارزه با عوامل فساد و بيماري‌هاي معنوي و نفساني مؤثر و كارساز است، عنصر ايمان است. تقويت ايمان به خدا و روز حساب، باعث خوف و خشيت، از عذاب شديد الهي، اجتناب از همه گناهان و معاصي، پيدايش روح تواضع و تسليم و تهذيب نفس و تزكيه و اعتلاي روح مي‌گردد.
پاسخ ششم:
غَيِبت" حرام آن است كه بدي ها ، نقص و ضعف يا عيب هاي افراد مؤمن در پشت سر آنان گفته شود . به بيان ديگر پشت سر افراد مؤمن چيزهايي گفته شود كه اگر خودش از آن اطلاع پيدا كند كه در فلان جا پيش فلاني اين حرف ها در موردش گفته شده ، ناراحت شود. خواه آن حرف ها بيان كننده عيب و نقص در بدن شخص باشد مثل اين كه بگويي فلاني كور يا قدش كوتاه يا بلند است، يا در صفات و رفتار و اقوال و اخلاق و يا طرز راه رفتن و لباس پوشيدن وي باشد، مثل اين كه بگويي فلاني بد اخلاق يا رياكار و يا خود خواه و مانند آن است، اين ها غيبت حرام محسوب مي شوند. بنا بر اين هر گونه حرف پشت سر ديگران گفتن نمي تواند از مصاديق غيبت حرام و گناه به شمار آيد.
براي حرمت غيبت، شرايط و قيودي ذكر كرده اند. اگر آن شرايط نباشد غيبت جايز مي باشد. از اين رو براي غيبت مجاز شرايطي ذكر شده، برخي از آن ها عبارتند از: بازگو كردن عيب، نقص يا ضعف هايي كه براي هيچ يك از شنونده ها پنهان نيست ، مگر آن كه آن عيب و نقص ها با آب و تاب زياد تر گفته شود و هدف تحقير و تضعيف موقعيت غيبت شونده باشد كه در اين صورت نيز كسي مجاز به غيبت نمي باشد. شرط ديگر آن كه بيان عيب و نقص براي چاره جويي و يا شكايت نزد كسي براي داوري يا تظلم و جلوگيري از آن باشد ، بنا براين اگر تنها براي مجلس گرمي ، يا به اصطلاح درد دل كردن، و سست كردن موقعيت آن طرف پيش ديگران و آبروريزي وي باشد حرام است. شرط ديگر آن كه غيبت شونده كافر يا متجاهر به فسق باشد. پس غيبت كافر يا كسي كه علني گناه مي كند و از انجام فسق و فجور يا ظلم و ستم آشكار به ديگران هيچ ابايي ندارد، غيبت او نه تنها اشكال ندارد. بلكه گاهي به عنوان امر به معروف و نهي از منكر و آگاه كردن مردم واجب است. سخن آخر اين كه اگر غيبت نكنم. پس چه حرف هايي را جايگزين كنم به هنر و توانايي، و ذوق و سليقه و روحيات، و سطح فكر و علم و دانايي، و بالاخره به ميزان تقوا و خدا ترسي شما بستگي دارد. آيا خيال مي كنيد همه مؤمناني كه دور هم مي نشينند الزامه غيبت مي كنند؟ آيا مردم هيچ خوبي ندارند تا از خوبي هايشان گفته شود، آيا نمي توان با شوخي و خنده و گفتن لطيفه يا گفتن برخي خبرهايي كه در روزنامه ها يا صدا و سيما گفته مي شود مجلس را گرم كرد؟ آيا نمي شود براي حل مشكلات مردم و دستگيري از فقرا و افراد ضعيف و يا تهيه جهيزيه براي دختراني كه وضع مالي شان خوب نيست، حرف هايي را مطرح كرد؟ آيا نمي شود در اين جلسات حرف هايي از تشكيل يك صندوق خيريه و يا قرض الحسنه خانگي براي كمك به نيازمندان مطرح كرد؟ آيا در مسايل شرعي هيچ كسي مشكل ندارد كه از مسايل شرعي مربوط به وضو و غسل و تيمم و نماز و روزه و جماعت و مسافرت و يا احكام ويژه زنان مانند خون هايي كه زنان مي بينند و مانند آن گفته شود؟ و يا از ثواب برخي ذكرها و تلاوت قرآن و زيارت و دعاها و از فضايل پيامبر اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام و شيوه زندگي آنان نمي شود سخن گفت؟ به هر حال اگر انسان تقوا و خدا ترسي داشته باشد راهها براي درست زندگي كردن و نشاط و شادي داشتن فراوان است.
راه ديگر اين است كه بجاي اينكه از ديگران صحبت كند در مورد خودش و كارهايش صحبت كند.
پاسخ پنجم: براي جلوگيري از غيبت ديگران نيز بايد با لحني زيبا و محترمانه به آن ها تذكر دهيد. يا مي توانيد با مطرح كردن يك سوال يا با بيان خاطره اي، مطلبي يا نكته علمي يا لطيفه اي، بحث را عوض كنيد. آخرين راهكار اين است كه اگر به هيچ طريقي نتوانستيد بحث را عوض كنيد ،به بهانه اي مجلس را ترك كنيد.مثلا تلفن همراه خود را روي هشدار بگذاريد و ساعتش را تنظيم كنيد تا در همان لحظه تلفنش زنگ بزند، شما هم به بهانه پاسخ به تلفن مجلس را ترك مي كنيد.
پي نوشت ها :
1. معراج السعاده، ص 485 .
2. چهل حديث، ص 57.
3. الكافي، ج 2، ص 297.
4. حجرات(49)آيه12.
5. وسائل الشيعه ،محمد بن الحسن الحر العاملي، ج12،ص280، مؤسسه آل البيت، قم، 1409 ه.ق.
6. حجرات(49)آيه 12.
7. نجم (53) آيه32‌.
موفق و موید باشید