با سلام
بنده طلبه حوزه علمیه میباشم و از شما خواهشمندم که بنده را در مورد سه موضوع زیر یاری نمائیید :
1- نقش دنیا در سازندگی انسان
2- نحوه برخورد با دنیا
3- اثرات دلبستگی به دنیا
از شما خواهشمندم که نظر و دیدگاه علماو همچنیین آنچه که در آیات و روایات در این باره آمده به صورت خلاصه و فهرستوار برایم ذکر نمائیید با تشکر فراوان
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر محترم! در مورد نقش دنيا در سازندگي انسان -كه مهم ترين بخش مي باشد-، بايد بگوييم:
در جهان بيني اسلامي، دنيا مذموم نبوده و با آخرت مرتبط است. آخرت، امتداد زندگي انسان است كه مدتي از آن را در دنيا گذرانده و بقيه را در آخرت در پيش دارد؛ تأثير زندگي دنيايي، در زندگي آخرت تأثيري اساسي است، به گونه اي كه زندگي دنيايي، زندگي آخرت را مي سازد و تك تك اعمال و رفتار انسان حتي افكار و نياتش در زندگي اين دنيا، در آخرت او تأثيرگذار است.
آخرت چيزي جز نمود و نتيجه زندگي انسان در دنيا نيست. در نتيجه، اين سخن كه دين براي تنظيم زندگي اخروي انسان است و به امور دنيوي ارتباطي ندارد، سخني بي معنا خواهد بود؛ زيرا تنظيم آخرت جز از طريق تنظيم زندگي دنيوي فرد امكان ندارد و اسلام تنها ايمان قلبي را براي رسيدن به سعادت اخروي كافي نمي داند، بلكه تأكيد فراواني بر عمل صالح دارد و تمام اعمال فرد در دنيا را داراي حساب و تأثير در آخرت مي داند. در نتيجه، تمامي اعمال انسان از نظر اسلام قابل ارزش گذاري است و از نظر فقهي نيز، هيچ فعلي نيست كه داراي حكم شرعي نباشد و از دايره احكام شرعي خارج باشد.
با مراجعه به احاديث اسلامي درمي يابيم كه اسلام حتي به جزئيات تمام امور ساده اي كه براي زندگي انسان لازم است، مانند خوردن و آشاميدن، خوابيدن، لباس، مسكن، خريد و فروش، زناشويي و... تمامي امور و شئون زندگي دنيوي انسان توجه كرده و آنها را محترم شمرده است. اسلام در مورد تمامي آنها توصيه هاي گوناگوني دارد و مي كوشد به اين امور جهت الهي بدهد و همه آنها ـ يعني امور ضروري زندگي دنيوي ـ را در مسير تقرّب به خداوند هدايت كند و رنگ آخرتي بدهد.
أما متأسفانه نگاه انسان در نحوۀ برخورد با دنيا به گونۀ ديگري است:
امروزه سرزنش ها و نكوهش هايي كه نصيب دنيا مي شود به اندازه اي است كه هر كسي از اتهام منسوب بودن به آن گريزان است، چه رسد كه وي را دنيوي بخوانند يا او را دنيا دوست و بدتر از همه، دنياپرست بدانند. حال آيا واقعا دنيا در آموزه هاي وحياني قرآن و اسلام از چنين موقعيت و جايگاهي برخوردار است و خلقت آن پست تر از هر آفرينشي حتي ابليس و شيطان است؟
اگر دنيا اين اندازه در نظام احسن هستي، پست و بد است. پس اصولا چرا خداوند حكيم و فرزانه آن را آفريده است؟ و بدتر از آن چرا انسان را در آن قرار داده و براي انسان، زندگي دنيوي رقم زده است در حالي كه خداوند، انسان را اشرف و اكرم آفريده هايش معرفي مي كند.
أما در مورد اثرات دلبستگي به دنيا عرض مي كنيم:
اگر دنيا نسبت به انسان سنجيده شود و بخواهيم نسبت دنيا به انسان را به دست آوريم، مي بايست به نوع تعلق و وابستگي انسان توجه يابيم. به اين معنا كه اگر انسان به دنيا به عنوان يك فرصت استثنايي «شدن» بنگرد، در آن حالت چون از هدف خلقت خود و هستي غافل نيست، دنيا بهترين ابزار براي شدن هاي كمالي و دست يابي به مظهريت ربوبيت و خلافت الهي از طريق متأله شدن مي باشد.
اما اگر انسان به دنيا به عنوان تمام هدف بنگرد و زينت هاي دنيا را زينت هاي خويش بشمارد و به آن دلبسته شود، در اين صورت است كه دنيا بدترين حالت را نسبت به انسان پيدا مي كند.
به سخن ديگر، دنيا به خودي خود نسبت به انسان خنثي است. اما اگر انسان تعلق خاطر به دنيا و زينت هاي دنيا داشته باشد و بخواهد آن را زينت خويش قرار دهد، در اين صورت است كه به يك امر ضد ارزشي تبديل مي شود، اما اگر اين گونه نباشد و انسان آن را ابزاري كامل براي رشد و تعالي بشمارد و بخواهد از ابزار و فرصت عمر براي متاله و خدايي شدن بهره برد، اين دنيا بهترين جايگاه براي انسان خواهد بود.
حاصل سخن اينكه:
به هرحال دنياي خوب، دنيايي است كه انسان، كار و تلاش در آن را به عنوان يك فرصت غيرقابل تكرار و استثنايي مي شمارد و مي كوشد تا دنيا او را سرگرم نكند و بازيچه قرار ندهد تا بتواند با ذكر خداوند و تقواي از دنيا و عدم دلبستگي به آن، با معرفت و بصيرت، به سوي متأله شدن گام بردارد و مظهر اسماي الهي شده و خلافت ربوبي الهي را مظهر شود.
اما دنياي بد، دنيايي است كه شخص از وسيله بودن و ابزاري بودن دنيا غفلت ورزيده و به آن اصالت بخشد و زينت هاي آن را براي خود خواهد و براي كسب آن تلاش و كوشش نمايد و چنان سرگرم دنيا شود كه از خدا و آخرت و خدايي شدن غافل گردد. چنين دنيايي، واقعا دنياي پست و زيانباري است كه نمي توان از آن جز به دوزخ واقعي ياد كرد؛ چرا كه دوزخ آخرت، تجسم همين دوزخي است كه انسان براي خود در دنيا و از دنيا ساخته است.
اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايد:«بدانيد بندگان خدا كه پرهيزكاران، عاجل دنيا و آجل آخرت (نعمت هاى دنيا و آخرت) را بردند و با اهل دنيا در دنيايشان مشاركت كردند، ولى اهل دنيا در آخرت با آنها شريك نشدند. (پرهيزكاران) در دنيا به بهترين صورت زندگى كردند و از آن به بهترين وجه خوردند و آن چه را مترفين بهره مى بردند، بهره بردند و آن چه جبابره و متفكران استفاده مى كردند، آنها هم كردند، سپس از دنيا با توشه اى رساننده و كامل و تجارتى پرسود رفتند.»(1)
برادر محترم! مطالبي را به عنوان مقدمه برايتان نوشتيم تا جرقه هاي علمي در ذهن شما زده شود، از آنجايي كه اين مركز داراي محدوديت هايي مي باشد، نمي توانيم به صورت مبسوط در مورد دنيا مطالبي را بياوريم، أما منابع و لينك هايي را خدمتتان معرفي مي كنيم تا به مقصود أصلي خود برسيد:
الف) كتاب ها:
1- حسيني شيرازي، محمد، دنيا بازيچهي يهود، قم: بينش آزادگان.
2- رك: وسائل الشيعه، كتاب التجاره، باب وجوب الزهدفى الحرام دون الحلال.
3- رك: وسائل الشيعه، باب استحباب الاستعانة بالدنيا على الآخرة.
ب) سايت ها:
1- http://pajuhesh.irc.ir/product/book/show/id/844/indexId/111365/book_keyw...
2- http://www.mesbahyazdi.org/lib/besoyeoo/ch17.htm
3- http://intjz.net/maqalat/ak-adyan.htm
4- http://new.imamalinet.net/fa/ArticleView.html?ArticleID=4766
5- http://sssssaghi.blogfa.com/post/348
پي نوشت:
1. نهج البلاغه، صبحى صالح، كتاب 27، ص 383، بيروت، چ 1، دارالكتاب البنائى، 1980م.
موفق و موید باشید






