با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
از نظر اسلام در برابر جنايت عمدي وارده خواه قتل و كشتن باشد يا وارد كردن زخم و جراحت و قطع عضو سه حالت بيشتر وجود ندارد كه عبارت است از : 1. قصاص يا همان مقابله به مثل 2. عفو و گذشت كردن بدون گرفتن خونبها يا ديه 3. گذشت كردن با گرفتن خونبها يا ديه. البته در حكم سوم رضايت و موافقت جاني نيز شرط است. در پاسخ سؤال شما كه اجراي كدام يك از اين سه حكم پيش خدا پسنديده تراست؟ به طور خلاصه مي توان گفت: « هر چيزي به جاي خويش نيكوست» گاهي اجراي دقيق حكم قصاص و انجام مقابله به مثل بدون هيچ گونه اغماضي پسنديده ترين عمل است، گاهي عفو و گذشت پسنديده ترين عمل است.
توضيح: جهت روشن تر شدن مطلب به اين مقدمه توجه كنيد. آيات و روايات زيادي از جنايات عمدي و غير عمدي و راه جلوگيري از آن و برقراري آرامش اجتماعي و فردي و ايجاد تشفي خاطر در دل مصيبت ديدگان بحث كرده است. از جمله آيه 178 سوره بقره كه ابتدا حكم قصاص را بيان مي كند سپس موضوع عفو و گذشت را به اين شرح بيان مي كند: « فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسان» پس اگر كسي از طرف برادر ديني خود مورد عفو قرار گيرد ( و حكم قصاص او تبديل به خونبها گردد ) بايد از راه پسنديده پيروي كند ( يعني در طرز پرداخت ديه، حال و توانايي پرداخت كننده را در نظر بگيرد) و قاتل نيز به نيكي ديه را به ولي مقتول بپردازد( و در پرداخت آن مسامحه و تعلل نكند). هم چنين در آيه 45 سوره مائده در مورد وارد كردن زخم و جراحت و قطع عضو مي فرمايد :« وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ ،فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ ، وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون » يعني در تورات براي بني اسرائيل مقرر داشتيم كه جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بيني وگوش در مقابل بيني و گوش، و دندان در برابر دندان، مي باشد، و هر زخمي و جراحتي كه بر ديگري وارد شود قصاص دارد و اگر كسي آن را ببخشد ( و از قصاص صرف نظر كند ) خداوند اين بخشش را كفاره گناهان آن بخشنده قرار مي دهد و هر كس به احكامي كه خدا نازل كرده حكم نكند ستمگر است. همان گونه كه توجه كرديد حكم قصاص يا عفو و گذشت اختصاص به اسلام و قرآن ندارد بلكه در اديان گذشته از جمله در تورات نيز آمده است. در تورات فعلي، سفر خروج جمله هاي 23-24و 25 چنين مي خوانيم: و اگر اذيت ديگر رسيده باشد آن گاه جان ، عوض جان بايد داده شود، چشم عوض چشم، دندان به عوض دندان، دست به عوض دست، پا به عوض پا، سوختن به عوض سوختن، زخم به عوض زخم، لطمه به عوض لطمه.(1)
پس از اين مقدمه گفته مي شود گاهي« براي حفظ حيات عمومي اجتماع و پيشگيري از تكرار قتل و جنايت قصاص و مقابله به مثل كردن پسنديده ترين كار است. زيرا از بين بردن افراد مزاحم و خطرناك بهترين وسيله براي رشد و تكامل اجتماع است...نظام طب، كشاورزي، دامداري همه و همه روي اين اصل عقلي يعني حذف موجود خطرناك و مضر بنا شده زيرا مي بينيم به خاطر حفظ بدن، عضو فاسد را قطع مي كنند، و يا به خاطر نمو گياه شاخه هاي مضر و مزاحم را مي برند»( 2) بنا بر اين اجراي حكم قصاص و از بين بردن افراد جاني و و خونريز گاهي همانند از بين بردن عضو فاسد بدن و شاخه مزاحم و مضر گياه ضرورت اوليه است و به منزله حيات و زندگاني بخشيدن به ساير افراد جامعه و به منزله تضمين و تأمين كردن امنيت و آرامش اجتماع است، به ويژه اگر جنايت جنبه فردي نداشته باشد و جنايتكار كسي است كه به جنايت و فساد خو گرفته باشد و زندان و عفو و گذشت يا پرداخت ديه نتواند جلوي خوي خونريز او را بگيرد. به همين خاطر قرآن كريم بعد از بيان حكم قصاص مي فرمايد: «وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ »(3) اي خردمندان، قصاص براي شما مايه حيات و زندگي است. گاهي نيز عفو و گذشت پسنديده ترين راه است به خصوص اگر قاتل و جاني جوان باشد و واقعا از كار جنايت آميز خود پشيمان باشد. عفو و گذشت با گرفتن ديه يا خونبها پسنديده ترين است يا بدون گرفتن آن به وضع مالي ولي مقتول يا شخصي بستگي دارد كه جنايت روي او انجام گرفته، زخمي يا نقص عضوي شده است، چنان كه به وضع مالي قاتل يا جاني نيز بستگي دارد . بنا بر اين اگر ولي مقتول يا فردي كه ضربه ديده و زخمي شده وضع مالي اش خوب است و قاتل و جاني نيز واقعا از كار خود پشيمان است عفو و گذشت بدون گرفتن ديه پسنديده ترين كار است. چنان كه قرآن كريم مي فرمايد: اين كار كفاره گناهان بخشنده و سبب آمرزش گناهان وي مي شود.(4) چرا چنين نباشد كسي كه به خطاي خود پي برده خود را مقصر و مجرم مي داند و از كار خود پشيمان است وقتي مورد عفو و گذشت قرار مي گيرد اثر تربيتي شگرفي روي بخشنده و بخشيده شده مي گذارد. بخشنده احساس كرامت و بزرگواري مي كند و نزد مردم مورد تكريم و تعظيم است و در پيشگاه خداوند نيز آبروي عظيمي كسب كرده است. به همين خاطر همه گناهان وي از طرف خدا بخشيده مي شود. و بخشيده شده نيز كه زندگي و عمر مجددي پيدا كرده، از يك سو حيات و زندگي خود را مرهون محبت و بزرگواري بخشنده مي داند. از اين رو هميشه احساس مي كند مديون او است و دلش مي خواهد يك روزي بتواند محبت هاي او را يك جوري جواب دهد، از سويي ديگر درس عملي عفو و گذشت نسبت به خطاهاي مردم را آموزد كه آثار زيباي آن به اجتماع بر مي گردد.
پي نوشت ها :
1. به نقل از تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي، ج4، ص 395، ناشر دارالكتب الاسلاميه، تهران 1371ه.ش.
2. همان، ج1، ص 608.
3. بقره (2)، آيه 179.
4. مائده ( 5)، آيه 45.
موفق و موید باشید
۱۳۹۱/۰۵/۰۲ ۲۰:۴۳
شناسه مطلب: 72306






