با سلام لطفا در صورت امکان بنده رو راجب سوالات زیر راهنمایی نمایید
1 تفاوت ولایت فقیه با ولایت مطلقه فقیه چیست ؟
2 تفاوت اصول دین با فروع دین چیست ؟
3 منظور از ربوبیت خداوند و ربوبیت تکوینی و تشریعی چیست؟
4 ولایت تکوینی و تشریع به چه معناست ولایت فقیه از کدام نوع است ؟
پرسش: اعتقادي
با سلام لطفا در صورت امكان بنده رو راجب سوالات زير راهنمايي نماييد
1 تفاوت ولايت فقيه با ولايت مطلقه فقيه چيست ؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
بر اساس اصل جاودانه بودن احكام و دستورهاي الهي و لزوم اجراي آن در همه دوران و زمانها، لازم است كه در زمان غيبت نيز حكومت ديني تأسيس شده تا احكام الهي در جامعه پياده شود. براي تحقق اين امر لازم است شخص آگاه به احكام الهي در رأس اين حكومت قرار گيرد كه فقيه است؛ بر اين اساس حكومت ولي فقيه، در واقع حكومت احكام و قوانين الهي است و ولايت فقيه به معناي ولايت مديريتي بر جامعه اسلامي است كه به منظور اجراي احكام و تحقق ارزشهاي ديني و شكوفا ساختن استعدادهاي افراد جامعه و رساندن آنان به كمال و تعالي در خور خويش صورت مي گيرد، نه اين كه ولايت بر تشريع و قانونگذاري و وضع احكام داشته باشد.(1)
اصل ولايت فقيه مورد اتفاق تمام علماي شيعه از قديم تا حالا بوده است. ولي در قلمرو و حيطه ولايت فقيه از قديم بين علما دو رويكرد وجود داشته است كه بر اساس آن ولايت فقيه به مطلقه و مقيده تقسيم شده است و مقصود از ولايت مقيده آن است كه قلمرو ولايت فقيه در اجراي احكام محدود و مقيد به شرايط و قيودي مانند: قيد ضرورت، قيد اضطرار، يعنى امورحسبيه و مقام افتاء و قضاوت و.. مي باشد. ولي مقصود از «ولايت مطلقه فقيه» آن است كه دايره اختيارات ولي فقيه محدود به احكام اولي و ثانوي و قوانين مدون نيست؛ بلكه هرگاه مصالح عاليه و الزامي جامعه اسلامي ايجاب كند كه موقتا برنامهاي بر خلاف آنها انجام شود، ولي فقيه ميتواند به آن كار اقدام نمايد. به عنوان مثال در فقه اسلامي تخريب مسجد حرام ميباشد. اكنون اگر به تخريب مسجدي جهت خيابانكشي نياز شد، چه بايد كرد؟ رويكرد پيروان ولايت مقيده بر آن است كه تازماني كه تخريب مسجد به حد ضرورت نرسد؛ يعني، چنان كارد به استخوان نرسيده كه هيچ راه حل ديگري جزتخريب آن نباشد، نميتوان آن را تخريب نمود. ولي رويكرد پيروان ولايت مطلقه بر آن است كه شارع مقدس به ولي امر اجازه داده است كه در صورت مصلحت اهم، دست به اين كار بزند و لازم نيست آن قدر صبر كند كه براي جامعه مشكلات عديدهاي پديد آيد و مسأله را به حد ضرورت و حكم ثانوي برساند.
بنابراين ولايت مطلقه فقيه بدين معنا است كه فقيه در اجراي احكام و شريعت نوراني اسلام و تحقق بخشيدن به آرمان پيامبر و ائمه(ع) مثل خود آن ها ولايت مطلق و نامحدود دارد و ولايتش در اجراي احكام محدود و مقيد به ضرورت ها و مانند آن نيست.(2)
البته نا گفته نماند كه مقصود از اين ولايت مطلقه، ولايت بيقيد و شرط نيست، بلكه اولا محدود به مصالح مردم است، ثانيا در چارچوب قوانين الهي است، ثالثا جعل ولايت براي فقها به اندازه جعل ولايت معصومين نيست تا اين كه حوزه امور شخصي افراد را هم شامل شود، رابعا صفت عدالت، فقيه را محدود ميكند، خامسا نظارت مردم مسلمان، حاكم اسلامي را مجبور به رعايت قانون ميكند.
پس فرق ولايت فقيه با ولايت مطلقه فقيه تنها در اين است كه ولايت فقيه از اصل ولايت داشتن فقيه حكايت مي كند و كاري با قلمرو و وسعت آن ندارد. ولي ولايت مطلقه فقيه از قلمرو وسيع ولايت فقيه حكايت دارد در نتيجه نسبت بين اين دو عام و خاص است و ولايت فقيه داراي معناي عامي است كه شامل تمام اقسام خود اعم از مطلقه و مقيده مي شود ولي ولايت مطلقه فقيه يكي از اقسام ولايت فقيه و داراي معناي خاصي مي باشد.
پي نوشت ها:
1. عبد الله جوادي آملي، ولايت فقيه ولايت فقاهت و عدالت، نشر اسراء، قم، چاپ ششم1385ش، ص 129.
2. رك: محمد مهدي نادري قمي ، نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه، انتشارات آموزشي و پژوهشي امام خميني، قم، چاپ پنجم، 1381ش، ص105.
پرسش: 2 تفاوت اصول دين با فروع دين چيست ؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دين اسلام در يك تقسيم بندي، داراي سه بخش مهم است:
1. عقايد ( اصول دين)
2. احكام( فروع دين)
3. اخلاق (روش تعامل با جامعه،خدا و طبيعت..)
اصول دين عبارتند از يك سلسله شناخت هاي مقدماتي و ايدئولوژي ها كه پايه و زير بناي دين رو تشكل مي دهد كه هر شخصي بايد با استدلال و تعقل شخصي خودش آن ها را بفهمد و درك كند و در نهايت قبول نمايد مثل اينكه مثلا خدا هست يا نه؟ آيا خدا يكي ست يا متعدد؟ آيا خدا عادل است؟ وسايل و واسطه هاي ارتباط خدا با ما چيست؟ آيا خدا برنامه اي هم براي ما دارد يا نه؟! پيامبر كيست؟ معاد چيست؟ و ....
اصول دين اسلام عبارتند از: 1. توحيد 2.نبوت 3.معاد 4. عدل 5. امامت
اما بعد از قبول اين اصول، و در طول آنها، وقتي خدا و دين و پيامبرش را قبول كرديم و معتقد به آ ن ايدئولوژي شديم، آ ن دين براي محقق كردن اهدافش يك سلسه دستورالعمل هاي دارد كه با عمل كردن افراد آ ن دين، اهداف دين كه همان سعادت دنيوي و اخروي بشر است، محقق خواهد شد.
فروع دين هم مسائلي مثل: نماز، روزه،حج، جهاد، امر به معروف ونهي از منكر، تولي، تبري، و ...
قبول كردن اصول دين از روي تقليد و تبعيت جايز نيست و هر فردي بايد خودش از روي استدلال آن ها را قبول كند، ولي در مورد فروع دين دو راه وجود دارد. هر فردي هم مي تواند خودش مسير فهميدن دستورات دين را از منابعي كه دين معرفي كرده طي كند و احكام شخصيش را به دست بياورد و هم به خاطر سخت بودن اين كار و اينكه اكثر مردم نمي توانند اين احكام فردي و اجتماعي را به دست بياورند، مي توانند از كسي كه اين راه را رفته تبعيت كنند و احكام شان را از آن بپرسند كه اين همان تقليد از مرجع تعادل است. تفصيل اين بحث را در منبع ذيل جويا شويد.(1)
پي نوشت ها:
1. علامه طبا طبايي، اصول عقايد، نشر مركز جهاني علوم اسلامي، قم، 1375 ه.ش، ص125.
پرسش: 3 منظور از ربوبيت خداوند و ربوبيت تكويني و تشريعي چيست؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ربوبيت ـبه طور كلي ـ بر دو نوع است: ربوبيت تكويني و ربوبيت تشريعي. در ربوبيت تكويني، موجودات توسط يك نيروي دروني، كه در ساختمان وجودي آن ها تعبيه شده است، به حركت درآمده، هدايت مي شوند. بدين روي، «ربوبيت تكويني شامل اداربوبيت تشريعي، كه اختصاص به موجودات ذي شعور و مختار دارد، شامل مسائلي از قبيل فرستادن انبيا(عليهم السلام)ونازل كردن كتب آسماني و تعيين وظايف و تكاليف و جعل احكام و قوانين مي گردد.از همين جاست كه «هدايت تشريعي» مفهوم مي يابد.
قابل توجه است كه مفهوم ربوبيت تكويني و تشريعي و مفهوم هدايت تكويني و تشريعي دو روي يك سكّه اند. هنگامي كه خداوند متعال امور موجودات را تدبير مي كند، درهمان حال، آن هارابه سوي مسيرهاي صحيحي كه در آن امورشان به بهترين نحو اداره مي شود، راه نمايي و هدايت مي كند. در واقع، خداوند متعال براي اداره امور مخلوقات ذي شعور و داراي اختيار دو نيرو به كار گرفته است: يكي نيروي دروني وديگري نيروي خارجي. اين دو نيرو از يك سو، دليل بر وجود قدرت مدبّري است كه بر موجودات سيطره دارد و آن ها را تدبير مي كند. از همين جا مفهوم ربوبيت تكويني و تشريعي گرفته مي شود.
از سوي ديگر، موجودات به واسطه اين دو نيرو الهي راه خود را به سوي آينده مي شناسند. از همين جا مفهوم هدايت تكويني و تشريعي انتزاع مي شود. بنابراين، ربوبيت و هدايت داراي يك ما به ازا و منشأ انتزاع است. حاصل آن كه «ربوبيت مطلقه الهي بدين معناست كه مخلوقات در همه شؤون وجودي، وابسته به خداي متعال هستند و وابستگي هايي كه به يكديگر دارند سرانجام، به وابستگي همه آن ها به آفريننده، منتهي مي شود و اوست كه بعضي از آفريدگان را به وسيله بعضي ديگر اداره مي كند و روزي خواران را به وسيله روزي هايي كه مي آفريند، روزي مي دهد و موجودات ذي شعور را با وسايل دروني (مانند عقل و ساير قواي ادراكي) و يا وسايل بيروني (مانند پيامبران(عليهم السلام)و كتب آسماني) هدايت مي كند و براي مكلّفين، احكام و قوانيني وضع و وظايف و تكاليفي تعيين مي كند.(1)
گفتني است كه در بحث ربوبيت مسله مهم رويكرد توحيدي اين بحث است . لذا بايد گفت : توحيد در ربوبيت تكويني: اين است كه تدبير و اداره جهان در واقعيت هستي را بدست خداي متعال بدانيم و معتقد باشيم كه: گردش ماه و خورشيد و پديد آمدن روز و شب و حيات و مرگ انسانها و نگهداري مخلوقات و جهان از تصادفات و برخوردهاي تباه كننده، با خداست و اوست كه آسمانها و زمين را نگهداري ميكند.هيچ پديدهاي خارج از حوزهي ربوبيت خداي متعال وجود ندارد.
حتي حركت يك پشه هم خارج از ربوبيت الهي نيست و هيچ موجودي در هيچ جاي جهان بدون اذن تكويني او كوچكترين حركتي نميتواند انجام دهد. بنابراين ديگر جايي براي تصرف استقلالي فرشتگان و ساير مخلوقات خدا نخواهد بود، و موجودات هر تصرّفي بكنند، در سايهي اذن تكويني الهي و نيرويي است كه خدا به ايشان داده است. و در انجام كارو به كار گرفتن آن نيرو استقلالي از خود ندارد، يعني چنان نيست كه اگر خدا نخواهد، باز موجودي بتواند حركتي انجام دهد، پديدهاي را به وجود بياورد و يا تغييري را در جهان به وجود بياورد. ارادهي تكويني الهي بر كل جهان مسلّط است و همه چيز تحت اراده ي او قرار دارد البته اين معنايش جبر نيست و منافاتي هم با اختيار انسانها ندارد.
توحيد در ربوبيت تشريعي: بخش ديگر ربوبيت، به تدبير اختياري انسانها مربوط ميشود در ميان موجوداتي كه خداوند در اين جهان طبيعي آفريده، يك دسته هستند حركات، آثار و تكاملاتشان در گرو افعال اختياري خودشان است، و آنها انسان هستند. انسان براي اينكه به كمال حقيقي خودش برسد، بايستي با اراده و اختيار خودش حركت كند، چرا كه اگر حركتي در انسان روي جبر پديد بيايد، حركت انساني نخواهد بود.
آن حركتي در واقع انساني خواهد بود كه از مبدأ اراده و اختيار انسان سرچشمه بگيرد، ولو اينكه نيروي اراده را خدا به انسان ميبخشد شرايط كار را او فراهم ميكند، ماده را هم ميآفريند و قدرت عمل را هم او به انسان ميبخشد و چنان است كه در هر لحظه به آفرينش افاضه ي او نيازمند است اما با اين همه، كاري كه از انسان سر ميزند از مبدأ اراده و اختيار خود اوست و چنين كاري انساني است. حال ببينيم كه تدبير خداوند در مورد اين افعال اختياري انسان چگونه است؟!
ربوبيت الهي اقتضا ميكند كه علاوه براينكه مبادي اراده و اختيار و اسباب و وسايل كار را در اختيار انسان قرار ميدهد، شناخت صحيح راه مستقيم و صحيح را به او معرّفي نمايد، خوب و بد را به او بشناساند و دستور و قانون براي زندگي فردي و اجتماعي او صادر و وضع كند، و اين معناي ربوبيت تشريعي الهي است. پس توحيد در ربوبيت تكويني اقتضاء دارد كه انسان تدبير امور جهان و بشر را در امور تكويني كه خارج از اراده خود اوست، مستند به خداي متعال بداند، همچنان كه توحيد در ربوبيت تشريعي اقتضاء دارد كه انسان دستورالعمل زندگي را تنها از خدا بگيرد، حق قانونگذاري را تنها براي او قائل باشد و هيچ موجود ديگري را به طور استقلال ذيحق در وضع قانون نداند، يعني قانوني براي او معتبر باشد كه به اذن الهي تشريع شده و مستند به اذن تشريعي خداي متعال باشد (2 )
پاورقي :
1. علامه طبا طبايي . شيعه در اسلام نشر دار الكتب الا سلاميه تهرا
2. مصباح . توحيد در نظام ارزشي اسلامي . نشر موسسه آموز شي وپژوهشي . قم 1375 ش ص231
پرسش:
4 ولايت تكويني و تشريع به چه معناست ولايت فقيه از كدام نوع است ؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
با عرض پوزش به دليل حجم انبوه سوالات از اين مركز امكان پاسخگويي به سوالات متعدد يك پرسشگر وجود ندارد ؛ در اين نوبت نيز سوالات متعددي از جانب شما ارسال شد كه از پاسخگويي به بيش از سه مورد معذوريم ؛ لطفا باقي سوالات را در نوبت هاي بعد با رعايت همين تعداد ارسال بفرماييدبا عرض پوزش به دليل حجم انبوه سوالات از اين مركز امكان پاسخگويي به سوالات متعدد يك پرسشگر وجود ندارد ؛ در اين نوبت نيز سوالات متعددي از جانب شما ارسال شد كه از پاسخگويي به بيش از سه مورد معذوريم ؛ لطفا باقي سوالات را در نوبت هاي بعد با رعايت همين تعداد ارسال بفرماييد
موفق و موید باشید






