با سلام و عرض خسته نباشید..
چند وقتیست که سوالی ذهن بنده رو مشغول کرده است!
در اسلام خیلی در حق زنان بی انصافی شده است!
برای مثال:
زن حق شهادت دادن ندارد.
سهم الارث زن نصف مرد است.
دیه زن نصف مرد است.
در هنگام طلاق، بچه مطلق به پدر است.
هنگام سنگسار زن را تا گردن چال میکنند ولی مرد را تا کمر (و مرد به راحتی میتواند خود را بیرون بکشد)
و.......
با تشکر.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
با عرض پوزش به جهت تاخيري كه در ارسال پاسخ حاصل شد؛ هرچند در مورد موارد متعددي كه به عنوان مصاديق بي انصافي دين در حق زنان نام برديد اشتباهات و تلقي هاي نادرستي وجود دارد و هر كدام محل بحث و نقد است. اما به نظر مي رسد مشكل اصلي و سوال مبنايي شما نه اين موارد خاص كه نگاه درست و دقيق اسلام به زن است و اين قبيل سوالات و نتيجه گيري غلط شما نتيجه اين نگاه نازل و غير منصفانه در رويكرد اسلام در برابر زنان است؛ بر اين اساس لازم ديديم ابتدا توضيحي مختصر در مورد نگاه اسلام به زنان ارائه دهيم:
بر اساس آيات قرآن خداوند انسان را آفريد تا خليفه و نمايانگر جمال و جلال او باشد. روشن است كه انسان اعم از زن و مرد است: « إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً ؛ (1) مي خواهم در زمين جانشيني بيافرينم. » خليفه نه فقط مردها بلكه اعم از زن و مرد است. به همين جهت گرچه حضرت آدم (ع) به عنوان واسطه و پيامبر، وحي را دريافت مي داشت، ولي مخاطب وحي آدم و حوا و نسل آن دو بودند. هر دو در بهشت ساكن شدند و از خوردن شجره منع شدند. شيطان دشمن هر دو معرفي شد. شيطان هر دو را فريب داد. هر دو از آن درخت خوردند و هر دو از بهشت اخراج گرديدند و به سكونت در دنيا محكوم شدند:
«يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمين ... (2) اى آدم! تو با همسرت در بهشت سكونت كن و از (نعمتهاى) آن، از هر جا مىخواهيد، گوارا بخوريد. (اما) نزديك اين درخت نشويد كه از ستمگران خواهيد شد * پس شيطان موجب لغزش آنها از بهشت شد و آنان را از آنچه در آن بودند، بيرون كرد».
« پس گفتيم: «اى آدم! اين (ابليس) دشمن تو و (دشمن) همسر توست! مبادا شما را از بهشت بيرون كند كه به زحمت و رنج خواهى افتاد».(3)
« فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطان ... (4) پس شيطان آن دو را وسوسه كرد... ».
چنان كه مشاهده مي كنيد در تمام اين آيات مخاطب خداوند زن و مرد هستند، بدون هيچ تفاوتي؛ بعد هم شيطان دشمن بني آدم، اعم از زن و مرد معرفي گرديد. حكم اخراج براي همه صادر شد و اعلام گرديد همه كساني كه تابع پيامبران شوند، دوباره به بهشت و لقاي خدا و مقامات بالاي انساني از جمله مقام خلافت نايل مي شوند. اين امر هيچ اختصاصي به مردها ندارد.
در قرآن همان گونه كه مرداني را به عنوان الگوي انساني معرفي كرده، زناني نيز به عنوان الگوي انساني (زن و مرد هر دو) معرفي شده اند:« ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ ... وَ مَرْيمََ ابْنَتَ عِمْرَانَ (5)؛ خداوند براي مومنان به همسر فرعون مثل زده است . . . . و همچنين به مريم دختر عمران ».
در مواردي قرآن اصرار دارد به نوعي عمدا نام زنان را در كنار مردان بياورد تا شائبه هرگونه ترديد در نابرابري زنان با مردان در رسيدن به درجات كمال و تعالي معنوي را برطرف نمايد، مانند اين آيات:
«وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّة؛(6) هر كس عمل صالح انجام دهد، از مرد و زن و مؤمن باشد، داخل بهشت مىشود.»
« مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَة ؛(7) هر كس كار شايستهاى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مىداريم ».
اما در اين ميان از همه رساتر آيه 35سوره احزاب است:
« مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ايمان و زنان با ايمان، مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و زنان صابر، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق كننده و زنان انفاق كننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاكدامن و زنان پاكدامن و مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند و زنانى كه بسيار ياد خدا مىكنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظيمى فراهم ساخته است».
با توجه به اين آيات به خوبي روشن مي شود كه ديدگاه قرآن كه محور و معيار اصلي در معارف اسلامي است، نگاهي انساني است نه جنسيتي ؛ و زن و مرد هر دو در انسانيت و ظرفيت كمال و هدف غايي آفرينش يكسان بوده، به هيچ وجه مرد محور نيست و زن از لحاظ مقام انساني هيچ نقصاني نسبت به مرد نداشته در كمالات انساني تفاوتي بين آن ها مطرح نشده است.
البته در زمينه حقوق فردي و اجتماعي تفاوت هايي بين اين دو جنس وجود دارد؛ يعني به يقين اين حقوق متفاوت و متنوع هستند و تشابه مطلق بين حقوق زنان و مردان وجود ندارد، زيرا اين واقعيت قابل انكار نيست كه زن و مرد از لحاظ ساختار جسمي و روحي و توانمندي هاي فردي، شرايطي متفاوت داشته، داراي امتيازات و نقصان هايي در برابر هم هستند؛ دين اسلام بر اساس تفاوت ها و اختلافات طبيعي جسمي و روحي وظايف و مسئوليت هاي متفاوتي را براي زنان و مردان در نظر گرفته است.
نتيجه تفاوت مسئوليت ها به تفاوت هايي در نيازمندي ها هم منتهي شده است كه در جمع بندي همه اين موارد مي توان به روشني راز تفاوت هاي موجود در برخي حقوق و منافع و مسئوليت ها را كه براي زنان و مردان ترسيم شده دريافت كه البته بسياري از اين امور در خصوص روابط زن و شوهر است نه در مورد جنس زن و مرد؛ در واقع اين تفاوت ها در محيط دروني نهاد خانواده تفاوت در مسئوليت ها و تكاليف و در نهايت تفاوت در حقوق را رقم مي زند كه ارتباطي با حقيقت جنس زن و مرد و تكريم يكي و تحقير ديگري ندارد .
در حوزه اجتماع نيز تك تك تفاوت ها داراي مباني و معيارهاي عقلاني و عقلائي هستند كه بر اساس ويژگي هاي جسمي و روحي دو جنس زن و مرد و اهداف و توقعاتي كه خداوند از اين دو جنس در مسير سعادت جامعه در نظر گرفته تنظيم شده اند كه در صوت تمايل شما در نوبت هاي بعد مي توانيم به تناوب به اين موارد بپردازيم .
پي نوشت ها:
1. بقره(2)آيه 30.
2. همان، آيه 35-36.
3. طه(20)آيه 117.
4. اعراف(7)آيه 19-25.
5. تحريم(66)آيه 11 - 12.
6. نساء (4) آيه 124.
7. نحل (16) آيه 97.
موفق و موید باشید






