از نظر من قران کتابی است که برای هدایت انسان آمده است و پیامبر اسلام خودش را پیامبر خاتم نامید و علتش این بود که هرچه قرار بوده به انسان گفته شود ، بیان شده است . و انسان راه کمال خود را در این راه خودش باید پیدا کند .
آیا این تفکر با قرآن در تضاد و یا سازش است .
اگه ممکن است آیاتی در این رابطه را برای من بیاورید .
آیاتی که بیانگر تعقل انسان در آیات ، قرآن است.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

برخي از تفكرات جنابعالي مطابق آيات قرآن كريم است و برخي از آنها براي ما مبهم است كه به آنها اشاره مي كنيم.
آنچه مطابق قرآن كريم است اين است كه قرآن كريم كتاب هدايت است چنانكه خداوند متعال در آيات متعددي به آن اشاره نموده و فرموده:
« هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقينَ (1) «اين، بيانى است براى عموم مردم و هدايت و اندرزى است براى پرهيزگاران»
و در آيه ديگر فرموده:
« يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنين»(2) «اى مردم! اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است و درمانى براى آنچه در سينه‏هاست (درمانى براى دلهاى شما) و هدايت و رحمتى است براى مؤمنان».
همچنين تمام اموري ك براي هدايت انسان ها لازم است در قرآن كريم به صورت اجمالي يا تفصيلي بيان شده است. چنانكه خداوند متعال فرموده:« وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ »(3) «و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز است.»
و در آيه ديگر فرموده:« ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ»(4)«ما هيچ چيز را در اين كتاب، فرو گذار نكرديم.»
يعنى تمام امورى كه مربوط به تربيت و هدايت و تكامل انسان است در قرآن وجود دارد، منتهي گاهى به صورت كلى بيان شده، مانند دعوت به هر گونه علم و دانش، و گاهى به جزئيات هم پرداخته شده است مانند بسيارى از احكام اسلامى و مسائل اخلاقى.
با توجه به اين دو مسئله (مايه هدايت بودن قرآن و كامل بودن قرآن) لازم است كه هر شخص عاقلي در قرآن تدبر و تعقل نمايد و آنچه مايه هدايت وي مي باشد را از قرآن كريم استخراج نموده و به آن عمل نمايد. چنانكه خداوند متعال فرموده:« كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْباب» (5) «اين كتابى است پربركت كه بر تو نازل كرده‏ايم تا در آيات آن تدبّر كنند و خردمندان متذكّر شوند.»
«هدف» از نزول اين كتاب بزرگ اين نبوده كه تنها به تلاوت ظاهري و لقلقه زبان قناعت كنند. بلكه هدف اين بوده كه تلاوت آياتش سرچشمه فكر و انديشه، و مايه بيدارى وجدانها گردد و آن نيز به نوبه خود حركتى در مسير عمل بيافريند.
اما اين عبارت كه گفته ايد:«انسان راه كمال خود را در اين راه خودش بايد پيدا كند» براي ما مبهم است و مراد شما براي ما روشن نيست. اگر منظور شما اين است كه هر كسي موظف به تلاوت قرآن و پندگيري از آيات و يافتن راه سعادت و كمال است مطلب صحيحي است. اما اگر منظور شما اين است كه هر كسي بايد به يافته هاي شخصي نسبت به آيه هاي قرآن اكتفاء نمايد و آن را ملاك عمل و رسيدن به كمال قرار دهد. مطلبي نيست كه آيات و روايات آن را تأييد كنند. زيرا اكتفاء به فهم شخصي و راه شخصي چه بسا موجب غفلت از مراد حقيقي كلام خدا مي گردد؛ قرآن كريم مشتمل بر آيات عام و خاص و مطلق و مقيد و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه است و تا تسلط بر اين آيات نداشته باشيم و بر تفسير آيات آگاه نباشيم نمي توانيم مراد حقيقي خداوند متعال را كشف نموده و طبق آن عمل كنيم و اگر بخواهيم طبق راه شخصي و فهم شخصي عمل كنيم در بسياري از موارد دچار تفسير به رأي مي شويم و چه بسا راهي را راه كمال پنداشته باشيم كه فساد و تباهي ما در آن باشد مانند آنچه براي خوارج صدر اسلام رخ داد و به سبب فهم نادرست آيات قرآن با قرآن ناطق يعني حضرت علي (ع) جنگيدند به خيال اينكه به سعادت اخروي برسند. بنابراين لازم است براي فهم صحيح آيات قرآن به تفاسير معتبري كه درباره آيات قرآن نوشته شده مراجعه نماييم.
پي نوشت ها:
1. آل عمران(3)، آيه 138.
2. يونس(10)، آيه 57.
3. نحل(16)، آيه 89.
4. أنعام(6)، آيه 38.
5. ص(38)، آيه 29.

موفق و موید باشید