با سلام و خسته نباشید به همه عوامل محترم این مرکز
من دختری 29 ساله، مجرد،دارای لیسانس، شاغل و موقعیت اقتصادی نسبتاً خوب و خانواده تقریباً مرفه هستم.در کل هیچ کمبود با نقصی در موقعیت اجتماعی خودم نمیبینم. به تازگی با پسری به صورت کاملاً اتفاقی آشنا شدم که او هم لیسانس، موقعیت مالی خوب،مودب و بسیار مستقل و رفتار مردانه دارد. تنها مشکل من این است که او 3 سال از من کوچکتر است. البته رفتار و ظاهر او اصلاً این مطلب را نشان نمیدهد.در ابتدا این رابطه برای من خیلی جدی نبود و من هم زیاد تمایلی به ادامه ارتباط نداشتم ولی هر چند بار که من بی میلی خودم را نشان دادم و برای مدتی ارتباط با اورا قطع کردم خودش پیشقدم شده و علاقه خد با ادامه این ارتباط را ابراز کرده. خودم هم در حقیقت با گذر زمان به او علاقمند شدم زیرا او بسیار مستقل با ادب و صادق است، تاکنون هیچ دروغی (برعکس اکثر جوانان امروزی)از او نشنیدم. تنها نگرانی من اختلاف سنی ماست.البته خود او هیچ اشاره ای به این مطلب نکرده و واکنشی نشان نداده است، میترسم با ادامه رابطه بیشتر به او علاقمند و وایسته شوم و جدایی از او برایم سخت شود. البته هیچ صحبتی از ازدواج از سوی هیچ کدام از ما مطرح نشده. لطفا مرا راهنمایی کنید که چه تصمیمی برای ادامه این ارتباط بگیرم و یا چگونه با او رفتار کنم؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
همان طور كه مي دانيد يكي از ملاك هاي انتخاب همسر ملاك تناسب سني است و بهتر است پسر 2 تا 6 سال از دختر بزرگتر باشد. وضع چنين ملاكي دلايل خاص خود را دارد كه از جمله آن ها افت چهره زن پس از زايمان، تقويت اقتدار مثبت مرد، همخواني با سن يائسگي زن و اوج و فرودهاي نياز جنسي مرد مي باشد.
هر چند در برخي موارد بزرگتر بودن دختر اشكال چنداني به همراه نداشته است. ولي بهتر است براي پيشگيري از يك سري ناكامي هاي آينده از تكيه بر استثناها حذر كرد. متأسفانه شروع و تداوم اين رابطه از منطق خاصي پيروي نمي كند و شما صرفاً بر اساس ظواهر به ارزيابي ايشان پرداخته ايد. چه بسا اين ظواهر صادقانه بعد از ازدواج آن روي خود را نشان دهند.
بايد دانست چه اين رابطه نصفه و نيم به ازدواج منجر گردد يا نگردد باز بايد از هرگونه سرمايه گذاري رواني بر ايشان پرهيز نماييد. به هيچ وجه تشديد علاقه به صلاح شما نمي باشد و بايد با اين مسأله يك برخورد عادي داشته باشيد. به ويژه آن كه هيچ بحثي از ازدواج به ميان نيامده است و ناكامي هر آن اين رابطه خارج از چارچوب را تهديد مي كند. البته كسي منكر نياز شما به ازدواج نيست، ولي بايد اين مسير با نيم نگاهي به رضايت خداوند طي گردد. اگر ازدواج ريشه در يك رابطه گناه آلود داشته باشد، قطعاً اطميناني به موفقيت آن نيست. اين احتمال وجود دارد كه ايشان با توجه به پيش قدم هاي غير عزتمندانه اش از سلامت رواني مطلوبي برخوردار نباشد و تحت تأثير برخي خلأهاي عاطفي-شخصيتي پا در اين رابطه گناه آلود نهاده است. ملاك سلامت رواني يكي از تأثير گذارترين ملاك هاي انتخاب همسر مي باشد.
پس توصيه اول ما چه بسا پيشگيري از يك ازدواج با ريسك بالا باشد و به همين منظور چاره اي جز قطع يكباره يا تدريجي رابطه نيست. نبايد به برخي رفتارهاي كه معمول همه روابط با جنس مخالف است دل خوش كرد و آن ها را شاهدي بر موفقيت ازدواج تلقي كرد. هر دختر و پسري كه در مجاورت يكديگر قرار مي گيرند كم كم به هم علاقمند مي گردند و متأسفانه در اين علاقمندي، بسياري از نكات منفي طرفين فراموش مي شود و صرفاً نكات مثبت آنان مورد نظر قرار مي گيرد.
در هر صورت توصيه مي گردد كه در صورت جدي شدن بحث ازدواج و عدم توانايي شما بر قطع رابطه در اسرع وقت ضمن تحقيقات محلي به يك مشاور ازدواج مراجعه نماييد. تست هاي ازدواج و مشاوره با متخصصين در ارشاد شما به فرجام اين ازدواج احتمالي بسيار مؤثر است. پس اگر يكي دو مشاور كارآشنا ازدواج تان را تأييد نمودند شما مي توانيد به اين مهم جامه عمل بپوشانيد و اگر نه بهتر است بي دليل پا در يك ازدواج ريسكي ننهيد.

موفق و موید باشید