با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

سوال زيبايي را پرسيده ايد كه قطعاً در ذهن خيلي از مسلمانان جاي دارد، ولي گاهاً نسبت به آن غافل هستند؛ زيرا وظيفه هر مسلماني است كه نسبت به اصول دين خود آگاهي كاملي داشته باشد؛ و حتي المقدور نسبت به پرسش ها و شبهاتي كه درباره دين مي شود، پاسخگو باشد.
- ضرورت مطالعه و شناخت معارف اسلامي:
از هنگام خلقت انسان، زندگي رنگ ديگري به خود گرفته و گوئي حيات بدون انسان متصور نيست - چنانكه زيبائي خلقت به وجود آدمي است- بشريت پس از گذرگاه زمان در طي قرون و اعصار پيوسته به دنبال سعادت خويش بوده و به هر روش و مرامي كه به نظرش راه سعادت و كمال در آن نهفته بوده، دست انداخته، اما اكنون كه در انتهاي قرن بيستم بسر مي برد. هنوز راه اصلي رسيدن به مطلوب خويش را نيافته است و اين ناشي از عدم شناخت مسير صحيح رسيدن به اين هدف والا مي باشد.
از طرفي متأسفانه در جامعه ما تاكنون طريق دست يابي به كمالات و كسب معارف والاي اسلامي براي نسل جوان به خوبي ارائه نشده است.
- با توجه به اين مقدمه بايد گفت:
معارف فرهنگي اسلام از چنان غناي خاصي برخوردار است كه توانائي مقابله با تمامي مكاتب و راه ورسم هاي موجود بشري را داراست. اما اين در گرو شناخت صحيح اين معارف از سرچشمه زلال و حيات بخش و سعادت افرين مكتب است؛ براي تبليغ فرهنگ اسلامي نمي شود بدون اطلاع از اسلام و جوانب متعدد آن صحبت نمود و با توسل به متدهاي مستشرفين و دكترين غير مسلمانان، اسلام را ترويج نمود. بدين جهت بايد در راستاي شناساندن خوبي ها و راه رسيدن به آن تلاش نمود و بخشي از وقتمان را به مطالعه و شناخت معارف اسلامي اختصاص دهيم، چرا كه بدون شناخت و معرفت خوبي ها و بدي ها در شناساندن آنها و ارائه در دستيابي و گريز از آنها دچار مشكل خواهيم بود و اين نقيصه اي است كه در كادر اكثر مجامع فرهنگي و تبليغي ما به چشم مي خورد.
در اينجا به ضرورت دارا بودن شناخت نسبت به معارف اسلامي نكاتي را به اجمال بررسي مي كنيم:
1- آنچه كه در نخستين مرحله از آموزش ها و تعاليم اسلامي دستگير مي شود اين است كه مهم ترين شالوده و مرحله در پرورش انسان و تكامل و اسلامي شدن او معرفت و شناخت است. زيرا شناخت، ملاك هر حركت و عملي است.
در اسلام هر حركت و عملي با شناخت و دانش و معرفت بايد قرين باشد و آنچه چنين نباشد ارزشي ندارد، چنانچه در حديث است: "مامن حركة الا وانت محتاج فيها الي معرفة".(1) هيچ حركتي نيست، جز اينكه تو در آن نيازمند به معرفت و شناختي هستي.
2- اصولاً قدم نهادن در هر راهي نيازمند شناخت و معرفت پيدا نمودن در جوانب آنست تا آنكه انسان را سريعتر به هدف و مقصود نهايي نائل آورد. بدون آگاهي قدم در راه و مسير نهادن، گمراهي و نرسيدن به هدف را به دنبال خواهد داشت، زيرا شناخت براي آدمي همچون زندگي براي اوست، از آن جهت كه شناخت و معرفت منشاء زندگي براي اوست؛ و زندگي راستين همان زندگي است نه زندگي جسماني حيواني؛ تا آنجايي اين اصل در معارف ما پيش رفته است كه ملاك تقرب به خداوند و ملاك عبادات و معيار طاعات الهي واقع گرديده است، شناخت بالاترين نوع عبادت است و تقرب منوط به اندازه شناخت و معرفت عمل كننده است.(2)
3- انسان بر اساس اصل اختيار از ديگر حيوانات متمايز گرديده است و بر اساس اراده خويش راه و هدف خود را انتخاب مي نمايد و اهميت انسان و كرامت و ارزش انساني او در همين ارادۀ وي متجلي مي گردد. چرا؟ چون اينگونه افعال ارادي كه بر اساس انتخاب و شناخت صحيح صورت گرفته باشد، مشتمل بر حركات سازنده و دگرگوني هاي تكاملي قرار مي گيرد و بدين سبب است كه حيات انساني از حيات جانوري متمايز مي شود. پس انسانيّت به شناخت ها و دريافت هاي خود انسان است نه به غريزه هايش، زيرا كه انسان به غريزه هايش حيوان است. بنابر اين وجه تمايز اصلي انسان عقل و دريافت اوست و دريافتهاي انسان در اثر پيدا نمودن آگاهي و شناخت است.
در اين زمينه آيات و روايات بسياري در كلام حق نوشت و ائمه(ع) وجود دارد كه مسلمانان را به سوي شناخت بيشتر سوق مي دهد. خداوند پس از خلقت آدم و دميدن از روح خويش بر او، به وي شناخت داد: "وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا".(3)
4- رسالت تمامي انبياء نيز دادن شناخت به مردم و آگاه نمودن آنها به روش درست و صحيح به كمالات انساني است و پيامبر عظيم الشان اسلام(ص) نيز چنين فرموده كه: "اِنّي بُعثتُ مُعلِّماً".(4) من معلم بر انگيخته شدم تا به شما شناخت بدهم. در قرآن كريم آيات بسياري پيرامون اين مطلب وجود دارد كه پيامبر فرستاديم تا آيات الهي را بر شما بخواند و شما را حكمت بيازمود.
عبادت كننده بدون شناخت و آگاهي و بصيرت مانند چهارپايي است كه سنگ آسياب مي گرداند حركت مي كند به جلو، اما در نهايت در جايگاه اولي خويش ايستاده است.
- حاصل سخن:
حال كه به ضرورت شناخت و كسب معرفت واقع شديم لازم است كه بيش از پيش در راه كسب معارف گام برداريم.
لازم است ريشه هاي معارف اسلامي را نيز به دست آوريم و اين معارف را از سرچشمه هاي حقيقي آن به دست آوريم.
اگرچه پي بردن به عمق آن براي هيچ عقلي متصور نيست. اما بهره بردن در حد توان خود را بايد در صدر مسائل مبتلا به قرارداد، زيرا:
آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگي بايد چشيد
اينك با وجود قرآن و درياي بيكران روايات و احاديث اهل بيت عصمت و طهارت(ع) در راه شناخت نسبت به معارف غني اسلام بر اين خوان گسترده مي نشينيم و به اندازه توانمان از آن بهره مي گيريم.
پي نوشت ها:
1. محدث قمي، سفينة البحار، ج 1، ص 15، انتشارات اسوه.
2. مجلسي، بحارالانوار، ج1، ص206، دار احياء التراث العربي، چاپ دوم،1403ق.
3. بقره(2)، آيۀ 31.
4. مستدرك الوسايل، محدث نوري، ج 2، ص282، چاپ مؤسسه آل البيت، قم، 1408 ه ق.
موفق و موید باشید