با عرض سلام
حسادت.اين خلاصه مطلبيست كه براي ستيز با ان خواهان راهكاري عملي و واقع بينانه از طرف شما هستم.
حقيقت مطلب اينست كه در لحظه شنيدن ناكامي ديگران علي الخصوص افراد با موقعيت مساوي يا بهتر از خودم ,احساس ارامش خيال و به نوعي خشنودي به من دست ميدهد,هرچند بلافاصله به خود نهيب ميزنم و خودم را سرزنش ميكنم كه نبايد اين چنين بود ونبايد در اتش حسادت افتاد ,اما باز ته دلم احساس خشنودي(حسادت)را دارم.
واقعا از اينكه اينچنينم ناراحتم و دوست دارم در موقعيتي قرار گيرم كه عكس اين قضيه برايم اتفاق افتد,هر چند حس ميكنم يك روح بزرگ ظرف اينچنين بودن است.
باتشكر

«حسد» كه در فارسى از آن تعبير به «رشك» مى‏شود، به معنى «آرزوى زوال نعمت از ديگران است، خواه آن نعمت به حسود برسد يا نرسد».اگرچه اين صفت به تعبير عالم بزرگ اخلاق ملا احمد نراقي (ره)« اشد امراض نفسانيه و دشوارترين همه است و بدترين رذايل و خبيث ترين آن ها است (1)و به تعبير امام خميني (ره) آفت دين است و هم چون آتشي است كه ايمان را مي سوزاند و خداي تعالي از صاحب حسد اظهار برائت كرده و خود را از او و او را از خود نفي كرده و دور ساخته است، اما اين صفت در صورتي مذموم است كه از مرحله وصف به منصه ظهور و عمل برسد. جناب نراقي پس از بحث جالب در مورد حسد و ريشه هاي پيدايش و آثار و آفات آن، راههاي علاج علمي و عملي آن را نيز توضيح مي دهد و سپس مي فرمايد« بدان كه در بعضي احاديث شريفه وارد شده كه رسول اكرم(ص)فرمود: برداشته شده است از امت من نُه چيز، و از جمله آن ها حسد است در صورتي كه ظاهر نشود به دست يا زبان (2) بنا بر اين صرف پيدايش چند لحظه اي احساس آرامش و خشنودي از نا كامي ديگران يا زوال نعمت از آن ها گناه نيست و آفات و آسيب هاي حسادت را ندارد. به ويژه كه شما پس از پيدايش چند لحظه اي اين حالت به قول خودتان بر نفس خويش نهيب مي زنيد و خود را از آن حالت بيرون مي آوريد. اما از آن جا كه انسان عاقل خود را آلوده به بيماري خطرناك نمي كند و اگر اثري از آن در وجودش يافت به فكر درمان آن مي افتد. از اين رو علماي اخلاق با تأكيد تمام سفارش مي كنند كه اين كُنده دود زا را پيش از آن كه همه وجودتان را سياه و تيره سازد،هر چه زودتر از وجودتان دور كنيد.
اما درمان حسد:
حسد از بيمارى‏هاى خطرناك اخلاقى است كه اگر انسان به درمان آن نپردازد، دين و دنياى او را تباه مى‏كند. اميرمؤمنان على (ع) براي درمان حسد و ديگر صفات رذيله مي فرمايد:
«احْتَرِسُوا مِنْ سُورَةِ الْجُمَدِ وَ الْحِقْدِ وَ الْغَضَبِ وَ الْحَسَد وَ اعِدُّوا لِكُلِّ شَىْ‏ءٍ مِنْ ذَلِكَ عِدَّةً تُجَاهِدُونَ بِهَا مِنَ الْفِكْرِ فِى الْعَاقِبَةِ وَ مَنْعِ الرَّذِيلَةِ وَ طَلَبِ الْفَضِيلَةِ(3)
خود را از شدّت بخل و كينه و غضب و حسد در امان داريد. براى مبارزه با هر يك از اين امور وسيله‏اى آماده سازيد، از جمله: 1- تفكّر در عواقب سوء و آثار زشت و مذمومي كه اين صفات در دين و دنيا و آخرت انسان مي گذارد.
2- بستن راه نفوذ و ورود آن در كشور تن.
3- درمان حسد از راه طلب فضيلت و جايگزين كردن غبطه به جاي حسد»!
علماي اخلاق براي درمان حسد و همه صفات رذيله دو راه علمي و عملي مطرح مي كنند. ما به برخي راهها اشاره مي كنيم و براي پيگيري همه راههاي علمي و عملي شما را به كتاب هايي كه در پايان معرفي خواهيم كرد، ارجاع مي دهيم.
در قسمت «علمى» شخص حسود بايد روى دو چيز مطالعه و دقّت كند:
الف- پيامدها و آثار ويرانگري كه حسد بر روح و جسم انسان مي گذارد.
ب- ريشه‏ها و انگيزه‏هاى پيدايش حسد را بررسي و پيدا كند.
حسود بايد بينديشد كه اين بيمارى اخلاقى به زودى جسم او را بيمار مى‏كند، مانند خوره روح او را مى‏پوساند و از بين مى‏برد، خواب و آرامش را از او سلب مى‏كند. هاله‏اى از غم و اندوه هميشه اطراف قلب او را مي گيرد. از آن بدتر، مطرود درگاه خدا مى‏شود. به سرنوشتى همچون ابليس و قابيل گرفتار مى‏آيد. تازه با همه اين ها نيز نمى‏تواند به مقصود خود يعنى زوال نعمت محسود برسد!
از سوى ديگر در باره انگيزه‏هاى حسد بايد بينديشد. ريشه‏هاى آن را يكى پس از ديگرى قطع نمايد. اگر دوستان ناباب و وسوسه‏هاى آن ها او را به اين وادى كشانده است ،با آن ها قطع رابطه كند. هرگاه تنگ‏ نظرى و بخل سرچشمه اين رذيله اخلاقى شده، به‏ مداواى آن ها برخيزد. قطعا يكي از ريشه هاي حسد ضعف ايمان و عدم آشنايى كافي نسبت به خدا و توحيد افعالي و مقام رضا و تسليم است. راضى به رضاى حق بودن و تسليم در برابر اراده او شدن و قانع به زندگى خويش گشتن مانع از حسادت مي شود. در حديثى از اميرمؤمنان مى‏خوانيم: «مَنْ رَضِىَ بِحَالِهِ لَمْ يَعْتَوِرَهُ الْحَسَد؛ كسى كه به آنچه دارد، راضى باشد، حسد دامان او را نمى‏گيرد». (4)
بنا براين حسود بايد به تقويت مبانى ايمان و توحيد بپردازد. هرگاه ناآگاهى از استعدادهاى خويش و ظرفيّت‏هايى كه براى ترقّى و پيشرفت در وجود اوست، او را گرفتار عقده حقارت و به دنبال آن حسد نموده است، به درمان آن رو آورد. در سايه توكّل به خدا و اعتماد به نفس، عقده حقارت را بگشايد و رذيله حسد را از خود دور سازد.
چه بهتر اينكه «حسود» عصاره و خلاصه‏اى از اين امور را در صفحه اي بنويسد. هر چند روز يك بار بر آن مرور كند. آن را براى خودش جمله جمله بخواند و پيرامون آن بينديشد.
امّا از نظر «عملى»:
مى‏دانيم تكرار يك عمل تدريجاً تبديل به يك عادت مى‏شود. ادامه عادت تبديل به ملكه و صفت درونى مى‏گردد.
حسود بايد با استفاده از عوامل ضدّ حسد به درمان آن بپردازد. درمان هر بيمارى دارويى است كه از ضدّ آن تشكيل يافته است! بنا براين براي مبارزه با اين صفت دروني هر وقت ديديد كه ناكامي فردي باعث خوشحالي دروني شما شد، برو پيش محسود از او دلجويي و ابراز همدردي بكن و اگر محسود به موفقيت و نعمتي دست يافته پيش او اظهار خوشحالي كن و به او تبريك بگو، اگر چه بر خلاف ميل باطني شما باشد.اين كار موجب مي شود كه نفس اماره در درون و شيطان در بيرون وجود آدمي از ادامه كار خود نا اميد شوند و شخص را رها كنند. امام خميني مي فرمايد: نفس تو را دعوت مي كند كه او ( محسود) را اذيت كن، توهين كن، دشمن داشته باش، مفاسد او و مَساوي( يعني بدي هاي) او را به تو عرضه مي دارد ، تو به خلاف ميل نفس به او ترحم كن و تجليل و توقير نما، زبان را به ذكر خير او وادار كن ...(5)
جهت مطالعه كتاب هاي زير پيشنهاد مي شود.
- معراج السعاده، ملا احمد نراقي.
- چهل حديث، امام خميني.
- اخلاق در قرآن، آيت الله مكارم شيرازي، جلد دوم.
- كتاب اخلاق، عبدالله شبر، ترجمه محمدرضا جباران، انتشارات هجرت، قم.
- گناهان كبيره، شهيد دستغيب.
پي نوشت ها:
1. معراج السعاده، ملا احمد نراقي، ص 347، ناشر انتشارات امين و رشيدي – تهران.
2. چهل حديث، امام خميني، ص 114، ناشر مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، چاپ سوم، تابستان 1372.
3. عبد الواحد تميمى آمدى‏، تصنيف غررالحكم، صفحه 300، حديث 6806.دفتر تبليغات، قم،1366ش.
4. تصنيف غررالحكم، ص 300، حديث 6808. دفتر تبليغات، قم،1366ش.
5. چهل حديث، ص 113.