بدون در نظر گرفتن هیچگونه اطلاعات پزشکی و تنها با در نظر گرفتن عقل سلیم میتوان دریافت وقتی بدن انسان 11 ماه از سال یک گونه عادت غذایی دارد یعنی سه وعده ی منظم و ناگهان آن را تغییر میدهد مسلما دچار شوک و آسیب های جدی میشود و اسلام هم با آسیب دیدن و آسیب رساندن مخالف است (لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام) از طرفی روزه یک برنامه ی غذایی برای اعراب آن زمان که فرهنگ درست تغذیه نداشته اند محسوب می شود که به زور مذهب مجبور شوند رژیم بگیرند که آن زمان با توجه به آناتومی بدن اعراب برای سلامتی مفید بوده است آیا منطقی است حکمی که 1400 سال پیش صادق بوده است امروزه هم صادق باشد ؟ و آیا نباید در احکام روزه تجدید نظر کرد؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
تحليل و اظهار نظر شما در مورد روزه جالب و قابل توجه، اما در عين حال غير كارشناسانه است و ظاهرا شواهد و قرائن مختلف علمي و پزشكي و حتي تاريخي با اين ادعا همخواني چنداني ندارد كه برخي از اين نكات در چند محور تقديم مي شود:
1- ماهيت روزه به عنوان عملي ديني و عبادي از جانب خداوند براي بشر تعريف شده است و در قطعي بودن اين تكليف ديني براي همه نسل ها و اقوام و نژادهاي گوناگون بشري در طول تاريخ ترديدي وجود ندارد، اين مطلب را مي توان از آيات قرآن(1) و روايات بسيار(2) به دست آورد، بويژه كه اين عمل به عنوان يكي از اركان پنج گانه دين اسلام تعريف شده (3) و محدود كردن آن در يك توصيه تغذيه اي براي افراد خاص و در يك محيط معين بسيار دور از واقعيت است.
2- دستورات ديني و تكاليف الهي بر مبناي حكمت خداوند و مصلحت بشر كه اعم از مصلحت دنيايي و آخرتي است تنظيم شده و بشر در عمل به اين دستورات از تاثيرات مثبت و حداكثري اين عمل ها براي سعادت دنيوي و اخروي خود مطمئن است هرچند به خوبي مي داند كه اين تكاليف ممكن است ضررهاي محدود و حد اقلي دنيوي را به دنبال داشته باشد، اما در عين حال به يقين حتي در بعد مادي و جسماني نيز منافع اين تكاليف قابل مقايسه با مضرات محدود احتمالي نيست.
3- اصل اوليه در همه تكاليف ديني وجود برخي شاخصه ها و ضوابط خاص است كه عدم وجود ضرر قابل توجه براي فرد يكي از اين شاخصه هاست؛ در نتيجه اگر هر عمل عبادي براي فرد يا افرادي در بردارنده ضرري غير قابل تحمل از منظر عقلا باشد به دستور خود شرع انجام آن به عنوان ثانوي صحيح نيست و اين همان جايگاه لاضرر و لاضرار است، اما اين غير از اصل يك تكليف مسلم ديني براي توده افراد جامعه است كه به عنوان اصل اوليه ديني شناخته مي شود و عناوين ثانوي نمي تواند آن را كنار بزند.
بر اين اساس اصل وجوب روزه حقيقتي غير قابل انكار است كه بر توده افراد جامعه انجام آن ضروري است. اما اگر در شرائط و موقعيت هاي خاص افرادي مشخص از انجام اين عمل معذور بودند. يعني احتمال وجود ضرر در انجام آن به درجه اي رسيد كه عقلا پديرفتن اين ضرر را منطقي ندانستند وجوب اوليه اين عمل از عهده اين افراد برداشته مي شود و تكاليف جايگزين به جاي آن قرار مي گيرد.
4- بر اساس نظر كارشناسان پزشكي عمده تاثير گذاري مثبت روزه داري براي بدن انسان در همين ايجاد تغيير و تبديل در رويه تغذيه و عملكرد سيستم گوارشي بدن است كه بر اثر آن جلوي عادات نادرست غذايي انسان گرفته مي شود و برخلاف رويه معمول سيستم گوارشي بدن مدتي طولاني از اوقات عادي به استراحت مي پردازد.
به علاوه عامل بسياري از بيماري ها، زياده روي در خوردن غذاهاي مختلف است; چون مواد اضافي جذب نشده به صورت چربي هاي مزاحم در نقاط مختلف بدن، يا به صورت چربي و قند اضافي در خون باقي مي ماند. اين مواد زمينه مناسبي براي پرورش انواع ميكروب هاي عفوني است، و در اين حال، بهترين راه براي مبارزه با اين بيماري ها، نابود كردن آنها از طريق گرسنگي محدود و ضابطه مند يعني همان روزه است.(4)
البته اين مساله به معناي ايجاد شك شديد غذايي و رفتاري نيست. بلكه در اسلام توصيه شده افراد قبل از ماه رمضان با گرفتن متناوب و با فاصله روزه هاي مستحب بخصوص در قبل از آغاز ماه رمضان، به نوعي خود را با شرائط روزه داري هماهنگ نمايند تا مداومت سي روزه در اين عادت غذايي و رفتاري خاص موجب مشكات جسمي نشود.
4- در نهايت بايد تذكر داد كه برخلاف تصور شما در صدر اسلام هم وضعيت معيشت و تغذيه افراد هرچند متاثر از عادات دوران جاهليت بود. اما در مواردي كاملا مناسب با وضعيت جسمي و مزاجي انسان هاي همان زمان بوده و چه بسا بتوان گفت تغذيه بشر در همه ادوار گذشته به دليل سلامت محصولات و حجم كم غذاها در نوبت هاي تغذيه به مراتب بهتر از زمان كنوني و دوران مدرن است.
به علاوه ماهيت روزه داري كنترل حجم غذا است نه كنترل كيفيت غذاها و در گذشته بخصوص در صدر اسلام به دليل محروميت ها و مشكلات اقتصادي حجم تغذيه افراد بسيار كمتر از زمان كنوني بوده، در نتيجه محدود تر كردن اين حجم غذاها و نوبت هاي تغذيه نمي تواند دليل اصلي اين حكم الهي باشد و اگر هم باشد در زمان كنوني به مراتب ضروري تر و لازم تر است.
پي نوشت‏ها:
1. بقره(2)آيه 183.
2. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، چ الوفاء، بيروت1404 ه ق، ج 10، ص 225 .
3. شيخ كليني، اصول كافى، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه ش، ج 2 ص 18.
4. ر.ك مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، چ دار الكتب الاسلاميه، تهران،1374 ه ش، ج 1، ص 632.

موفق و موید باشید