یک سال بد از مرگ محمد ۶۳ ساله فاطمه ۱۸ ساله مورد..
حالا ۶۴ رو از ۱۸ کم کنیم میشود=۴۶ خوب حضر ت خدیجه ۱۵ سال از محمد بزرگ تر بود ..حالا ۴۶+۱۵=میشود=۶۱
حالا محمد ۴۶ ساله با خدیجه ۶۱ ساله هم بستر شدن و نطفه فاطمه زهرا رو کار گذشت ...فقط نگوئید که معجزه بود؟؟؟؟؟
آیا کلاه سرمون نزاشتن؟؟ این مسئله‌‌رو به یک آخونده گفتم در جوابم گفت ‌ای کا فر.ای بی‌ دین تو از معجزه چه می‌دانی اینها همه کار خدا است.....این محاسبه ‌ای که من کردم همش طبق حرفهای خود آخونداست که گریه می‌کنن میگن فاطمه ۱۸ ساله مورد محمد ۶۳ ساله مورد خدیجه ۱۵ سال از محمد تازی بزرگ تر بود یعنی‌ تو این ۱۴۰۰ سال کسی‌ نبود که این محاسبه رو انجام بده و مچه آخوندا رو به گیره؟؟؟؟؟؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

گرچه مشهور در مورد سن حضرت خديجه- در هنگام ازدواج- آن است كه چهل ساله بوده، اما واقعيت آن است كه هم سن حضرت خديجه به هنگام ازدواج با پيامبر به طور دقيق روشن نيست، و هم تاريخ ولادت حضرت فاطمه(س). در مورد زندگاني حضرت خديجه همان گونه كه برخي از تاريخ پژوهان معاصر نوشته اند، از زندگاني آن بانوي بزرگ اسلام- پيش از آن كه با پيامبر ازدواج كند-، جز گزارش ها و اشاره هاي كوتاه در دست نيست.(1) ، لذا نمي توان قاطعانه نظر داد كه سن او به هنگام ازدواج با پيامبر(ص) چهل سال بود. در اين جا به برخي اقوال اشاره مي شود :
1- 25 سال
2- 28 سال
3- 30 سال
4-35 سال
5- 40 سال
6-44 سال
7-45 سال
8- 46 (2)
بنابراين كمي سن حضرت خديجه - در هنگام ازدواج، بعيد به نظر نمي رسد و نمي توان آن را مردود دانست. در مورد تاريخ ولادت حضرت فاطمه(س) نيز وضع به همين منوال است: «با همه كوششي كه به كار رفته است، متأسفانه در باره سال ولادت دختر پيامبر، حضرت فاطمه اطلاع درست و دقيقي در دست نيست و نمي توان نظر قاطعي ابراز نمود».(3)
در مورد ميلاد حضرت فاطمه(س) مورخان سال هاي گوناگون را گفته اند كه جملگي تقريباً محدود مي شود به سال پنجم پيش از بعثت تا سال پنجم بعثت، اما همه گفته ها را مي توان در سه قول خلاصه و جمع بندي نمود:
1- پنجم پيش از بعثت: عموم سيره نويسان و مورخان اهل سنت مانند: محمد بن سعد، كاتب واقدي ميلاد حضرت فاطمه را پنجم پيش از بعثت نوشته است.(4)
طبق اين قول اگر سن ازدواج حضرت خديجه را هر يك از هشت قول مذكور فرض كنيم، معنايش اين است كه در هنگام ولادت حضرت فاطمه(س) سن حضرت خديجه 30، 33، 35، 40، 45 ، 50، 49و يا حد اكثر 51 سال بود. در اين فرض هيچ اشكالي به وجود نمي_آيد؛ چرا كه بارداري زنان در اين محدوده زماني معمول و متعارف است.
2- حدود بعثت: برخي از نويسندگان شيعي مانند شيخ طوسي برخي از نويسندگان اهل سنت مانند سيوطي نوشته اند: ميلاد حضرت فاطمه در همان سال بعثت و يا يكي دو سال پيش يا پس از آن اتفاق افتاد.(5)
طبق اين قول در مورد ميلاد حضرت فاطمه و اقوال گوناگون در مورد سن ازدواج حضرت خديجه، سن حضرت خديجه در هنگام به دنيا آوردن حضرت فاطمه(س) بين چهل تا پنجاه و پنج سالگي قرار دارد. اين باور هم اشكالي ندارد. چون عموم زنان تا پنجاه سالگي و زنان نَبْطي و قريشي تا چند سال بيشتر زاد و ولد دارند.
3- پنجم بعثت: عده اي از نويسندگان شيعي مانند محمد بن يعقوب كليني در كافي سال ميلاد حضرت فاطمه(س) را پنجم بعثت ذكر كرده اند.(6)
طبق اين قول و آن پيش فرض در مورد سن حضرت خديجه هنگام ازدواج(يعني چهل سالگي)، ممكن است اشكال به نظر برسد.
براي چاره جويي اين اشكال بايد يكي از راه هاي زير را طي كرد:
1- دست كشيدن از قولي كه مي گفت حضرت خديجه در هنگام ازدواج چهل ساله بود؛
2- نپذيرفتن قولي كه مي گفت حضرت فاطمه(س) در سال پنجم بعثت متولد شد.
3- توجيه قول مشهور در مورد چهل ساله بودن حضرت خديجه در هنگام ازدواج، به اين كه شماره چهل در اين مورد، به معناي حقيقي خود نيست، بلكه به معناي تقريبي و مجازي است. از اين كه شماره چهل، عدد كاملي است، سيره نويسان آن را انتخاب كرده اند.(7)
4- پيامبر(ص) خاتم انبيا است وسرآمد همه آنان، نيز دارنده كمالات وكرامات همه آنان. از اين كه خداوند به پيامبران پيشين عنايت كرده و برخي از همسران شان در پيري صاحب فرزند شده بودند، بعيد نيست آخرين دختر پيامبر از حضرت خديجه، در سنين بالاتر از سن متعارف، با عنايت و بركت ويژه الهي متولد شده باشد. اين براي كسي كه به خدا و قدرت او باور و ايمان داشته باشد، دشوار نيست.
پي نوشت ها:
1. سيد جعفر شهيدي، زندگاني فاطمه زهرا(س)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ص 21.
2. جعفر مرتضي عاملي، الصحيح من سيره النبي الاعظم، دارالحديث للطباعه والنشر ، چاپ اول، ج2، ص200-201.
3. شهيدي ،همان، ص24.
4. ابن سعد، طبقات الكبري، بيروت، دار بيروت،‏ ج8، ص16؛ تذكره الخواص، ابن جوزي، ص278.
5. ذهبي، سيراعلام النبلاء، بيروت، موسسه الرساله، ج2، ص119؛ المستدرك حاكم، ج3، ص161 و 162، درَ المنثور، ج5، ص218.
6. الكافي، الشيخ الكليني، تحقيق تصحيح وتعليق : علي أكبر الغفاري، چاپ چهارم ، تهران، دار الكتب الإسلامية، ج 1، 136 ش، ص 457.
7. جعفري شهيدي، همان، ص23.

موفق و موید باشید