علی که هنوز چنین حرکاتی را نمی شناخت ، شگفت زده می نگریست ، انتظار می کشید تا محمد و خدیجه نمازشان را سلام دادند.

- در برابر که به سجده می روید ؟

- در برابر الله که مرا به رسالت مامور کرده است تا مردم را به او بخوانم ، از تو می خواهم که به او بگروی و به رسالت من ایمان آوری ، سپس او را به انکار بتان دعوت کرد و آیاتی را که رسیده بود بر او خواند .
علی گرچه هنوز پسر بچه ای هشت ساله است و تحت تکفل محمد و به او سخت ایمان دارد ، اما مردی که جرثومه (جنین) اش را با استقلال و استقامت سرشته اند ، نمی تواند بدین سادگی عقیده ای را بپذیرد و یا به دروغ بدان تظاهر کند ، گفت : «به من مهلت دهید تا در آن بیندیشم و با پدرم ابوطالب مشورت کنم.» اطاق را ترک کرد و یک راست به سوی خوابگاه خویش رفت و شب را در اندیشه این دعوت گذرانید ، آیاتی را که محمد بر او خوانده بود ، محمد را ، و رسالتش را ، بتان را ، الله را ، همه را در مغز جوانش مجسم می کرد...
البته کتاب زیر رو معرفی کرده که من نیافتمش
اگه امکان داره
1- تو کدوم کتابشه 3 جلدی یا تک جلدی
2- موضوع سر فصلش چیه ؟
(اسلام شناسی علی شریعتی چاپ طوس ص488)

در ضمن آیا این مطلب از خود شریعتی است؟

پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با اين مرکز و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز

به دليل وجود سوالات متعدد ديني، اين مركز از پاسخگويي به اين گونه سوالات، معذور است، اما آنچه كه درباره مهلت " ايمان علي (ع)" گزارش شده است، درمنابع معتبر نيامده است.