سلام علیکم
1- تعریف حجت چیست؟ مثلا اینکه می گویند عقل حجت خدا بر انسان است
2- آیا به جز عقل و قرآن هم حجت دیگری وجود دارد؟
3- آیا پیامبران و امامان هم حجت خدا بر ما هستن؟
4- امام زمان چگونه حجت خدا بر ماست؟ مثلا اگر من بمیرم چگونه خدا به من میگه حضرت مهدی حجت من بر تو بود.
5- چگونه عقیده ی سنی ها در مورد مهدویت رد میشود؟
یعنی اینکه حضرت مهدی در قید حیات هستن

لطفا سوالات رو طبق آیه قرآن و احادیث جواب دهید.
و آیه و منبع حدیث رو هم ذکر کنید...

چنان که در پاسخ قبل بیان شد پیامبران و ائمه (ع) حجت ظاهری خداوند بر ما هستند. اما در خصوص حضرت مهدی (عج) باید گفت:
در آموزه های دینی به طور مشخص بر خود حضرت مهدی(عج) اطلاق حجت شده است. مثلا فرمود: «ثم الحجة الخلف القائم المنتظر المهدی المرجی الذی ببقائه بقیت الدنیا (1) پس حجت الهی جانشین دوازدهم امام قائم منتظر حضرت مهدی است که چشم به اوست و دنیا به بقای او باقی است ».
از این گونه آموزه ها به روشنی بدست می آید که امام زمان در حال غیبت نیز حجت است بخصوص این که نباید تصور شود که حجت بودن و مسئولیت امام جامعه بعد از پیامبر تنها بیان احکام بوده، بلکه امامت مقامی الهی است که غیر از رهبری ظاهری مردم، مسئولیت رهبری معنوی و باطنی را نیز به عهده دارد.
مفسر حکیم علامه طباطبایی در این باره بیان ژرفی دارد: امام چنان که نسبت به ظاهر اعمال مردم پیشوا و راهنماست، همچنان در باطن نیز سمت پیشوایی و رهبری دارد. اوست قافله سالار کاروان انسانیت که از راه باطن به سوی خدا سیر می‌کند.
اگر معنای امامت روشن گردد، معلوم خواهد شد که وظیفه امام تنها بیان صوری معارف و راهنمایی ظاهری مردم نیست. امام همچنان که وظیفه راهنمایی ظاهري مردم را به عهده دارد، ولایت و رهبری باطنی اعمال را به عهده دارد. او است که حیات معنوی مردم را تنظیم می‌کند. حقایق اعمال را به سوی خدا سوق می‌دهد.
حضور او در میان مردم و تربیت شاگردان و در زندان و یا در غیبت بودن‌شان در این باب تأثیری ندارد. امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد، اگر چه از چشم جسمانی آن ها مستور است و یا مردم به او دسترسی ندارد. (2)
از این تحلیل حکیمانه معلوم می‌شود که با توجه به مسئولیت ظاهری و باطنی امام در همه شرایط، چه مردم با امام ارتباط داشته باشند و چه زمینه چنین ارتباطی به هر دلیل وجود نداشته باشد، بعد از پیامبر برای جامعه بشری، انسان معصومی به نام امام وجودش لازم و ضروری است و در شدائد و مشکلات می توان به آن حضرت متوسل شد و از ایشان کمک خواست و به عنایت و توجه ایشان دل بست و خود را ناگزیر در انحراف و انحطاط ندید که این امر خود جلوه ای از حجت بودن آن حضرت بر ما در برابر خداوند است.
پی‌نوشت‌ها:
1. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، نشر بلاغت، قم 1378 ش، ص 156 و 155.
2. سید محمد حسین طباطبایی، شیعه در اسلام،نشر دار الکتب الاسلا میه، تهران، 1348 ش، ص 122، ص 152.

آیات قرآن همه مطالب لازم را بیان کرده و چیزی کم نگذاشته است. از جمله آیات فراوانی است که بر عمر طولانی امام زمان و زنده بودن ایشان دلالت دارد که به چند نمونه اشاره می کنیم:
1-در سوره قدر می فرماید :
تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر (1)
ماه رمضان و شب قدر در هر سال تکرار می شود و نزول ملائکه هم در هر شب قدر هر سال تکرار می شود و به همین معنا در آیه دیگر اشاره کرده و می فرماید:
فیها یفرق کل امر حکیم(2)
بنا بر این دو آیه، ملائکه در هر شب قدر بر زمین نازل شده و تقدیرات آن سال را نازل می کنند. زمان حیات رسول خدا ملائکه بر ایشان نازل می شدند ولی بعد از وفات ایشان بر چه کسی نازل می شوند؟ با تامل در می یابیم که بعد از رسول خدا باید کسانی باشند نزدیک به رتبه ایشان که ملائکه بر آن افراد نازل شوند. این کسان باید تا قیامت در جامعه بشری حضور داشته باشند. اینان جانشینان معصوم حضرت هستند و چون یازده نفر از جانشینان از دنیا رفته اند و به صراحت بیان رسول خدا جانشینان ایشان دوازده نفرند که دوازدهمین آنان فرزند امام حسن عسکری است، پس معلوم می شود حضرت تا آخر عمر دنیا زنده بوده و عمر طولانی خواهد کرد.
اما باقر(ع) فرمود :
ای گروه شیعه با خصم خود به سوره "انا انزلناه " محاجه کنید که پیروز خواهید شد. زیرا این سوره حجت خداوند بر خلق بعد از رسول خداست. (3)
2-خداوند می فرماید: انما انت منذر و لکل قوم هاد(4)
این آیه صراحت دارد که در هر قوم و هر عصری امامی هست . رسول خدا در عصر خود بر قومش که همه بشریت بود، امام بود. بعد از ایشان امامت باید تداوم داشته باشد تا قیامت. چون به بیان ایشان امامان بعد از ایشان دوازده نفرند که امامتشان تا قیامت تداوم دارد، پس امام دوازدهم باید عمر طولانی داشته باشد.
3- آیات شهادت دلالت دارد که از اول خلقت تا قیامت همیشه و در هر عصر کسانی هستند که به اذن خدا شاهد بر خلق هستند. از زبان حضرت عیسی که یکی از این شاهدان است می فرماید:
ما قلت لهم الا ما امرتنی به ان اعبدوا الله ربی و ربکم و کنت علیهم شهیدا ما دمت فیهم (5)
رسول خدا و امامان شاهدان بر این امت تا قیامتند و چون شاهد باید زنده و محسوس بوده و در بین امت باشد، با توجه به از دنیا رفتن رسول خدا و یازده امام معلوم است. پس روشن می شود امام دوازدهم تا آخر عمر بشر زنده و شاهد بر آنان است.
آیات دیگری نیز بر زنده بودن امام عصر دلالت دارد. برای اطلاع بیشتر به کتاب موعود شناسی و پاسخ به شبهات از علی اصغر رضوانی مراجعه کنید.
البته برادران اهل سنت این تفاسیر و برداشت ها را نمی پذیرند .
عالمان اهل سنت روایات فراوانی از رسول خدا نقل کرده اند که صراحت دارد مهدی از نسل پیامبر و دخترش زهرای مرضیه است که در آخر الزمان ظهور می کند و دنیا را پس از مملو شدن از ظلم و جور، پر از عدل و داد خواهد کرد.
آنان ظهور امام مهدی از نسل پیامبر برای پرکردن دنیا از عدل و داد را قبول دارند. اما در این که ایشان همان فرزند امام عسکری است که متولد شده و الآن زنده است و ناشناس زندگی می کند یا این که ایشان در آینده متولد می شود و ...، اختلاف دارند. در این مورد هم راهی برای رسیدن به واقع جز استناد به روایت پیامبر که از پس پرده به اراده خدا آگاهی دارد، نیست.
جمعی از عالمان اهل سنت مثل شیعه معتقدند که مهدی فرزند امام عسکری است که متولد سال 255 ه. ق است و الان زنده است و ناشناس زندگی می کند. (6)
عده دیگری با توجه به بعید بودن عمر طولانی، معتقدند که ایشان از نسل پیامبر و فاطمه زهرا است و در آینده متولد می شود و ظهور می کند و ... .
گروه دوم دلیل نقلی معتبری در دست ندارند و فقط به جهت بعید بودن عمر طولانی، زنده بودن امام زمان و فرزند بلافصل امام عسکری بودن ایشان را نمی پذیرند و روایاتش را انکار کرده یا قابل قبول نمی دانند.
طولانی بودن عمر گر چه بعید است. اما محال نیست و اگر اراده خدا به جهت مصالحی بر آن تعلق بگیرد ، واقع می شود و شیعه با استناد به روایات رسول خدا معتقد است که این عمر طولانی اراده خداست و بدین جهت واقع شده است.
برای اطلاع بیشتر به کتاب شناخت مهدی ، ص 29-50 ويا كتاب مهدي از نگاه اهل سنت مراجعه کنید.
پی نوشت ها:
1. قدر(97)،آیه 4.
2. دخان(44)،آیه 4.
3. کافی ،ج1، ص249.
4. رعد(13)،آیه 7.
5. مائده(5)،آیه 117.
6. علیرضا علی نوری و احمد حیدری، شناخت حضرت مهدی، قم ، زمزم، 1380 ش، ص 41 .

در ابتدا باید گفت: حجّت در لغت به چیزی اطلاق می شود که می توان به آن استدلال و استناد نمود(1)، بنابراین عقل حجت خدا بر خلق است همانگونه که انبیا و ائمه معصومین، حجّت خدا بر مردم هستند و خداوند به وسیله آنها بر بندگان خود، استدلال و احتجاج می کند.
در حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده است:
«إنّ لله على الناس حجّتین: حجّة ظاهرة و حجّة باطنة، فامّا الظاهرة فالرسل والاُنبیاء و الأئمّة(ع)، و أمّا الباطنة فالعقول؛(2) برای خداوند بر مردم دو حجت است: یکی ظاهری و دیگر باطنی، حجت ظاهری انبیا و رسولان و ائمه‌اند، حجت باطن عقل و خرد آدمیان است».
از آن جا که انبیا و رسولان و ائمه هر سه گروه جزو حجت ظاهری‌اند، به طور کلی فرمود: «خداوند دو نوع حجت دارد: یکی ظاهری و دیگری باطنی».
گفتنی است که حجت بودن ائمه(ع) در راستای حجت بودن پیامبر و ادامه حجت ظاهری است . حجت مستقل از پیامبر نیست، چون امامت استمرار حجیت رسالت است. چه اینکه در زمان غیبت فقهای جامع شرایط نیز حجت خدا بر مردم اند. لذا در توقیع مبارک حضرت ولی‌عصر (عج): «وامّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانّهم حجتی علیکم و انا حجة اللَّه؛(3) در رخدادها به راویان حدیث ما مراجعه کنید، که حجت بر شمایند و من حجت خدایم».
به علاوه ممکن است یک انسان صالح نیز حجت خدا بر دیگر مردم باشت و زمانی که عده ای اعا کنند نمی توانستند به وظایف خود عمل نمایند، ممکن است خداوند بنده صالحی از همان قوم را به عنوان حجت بر مردم معرفی کند که اگر این گونه بود چرا این فرد توانست ؟! ؛ پس حجت های الهی محدود به موارد خاص نیستند .
پی‌نوشت ها:
1. مصطفی دشتی، معارف ومعاریف نشر دانش قم 1376 ش، ج4، ص 394
2. کلینی، اصول کافی، نشر دار الکتب الاسلامیه تهران 1380 ق، ج 1، ص 16.
3. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، نشر دار الاحیاء للتراث العربی، بیروت 1412 ق، ج 18، ص 101، ح 8.