خداوند حکيم نازل کننده قرآن است که همه کارهايش از روي حکمت مي باشد. نمی توانیم به حکمت کارهاي خدا دست يابيم که چرا مطلبی را در قرآن آورده و مطالب دیگری را در آن نیاورده و به بیان پیامبر واگذارده است. آنچه قطعي است، اين که خداوند حکيم و هدايتگر براي راهنمايي بشر به شاهراه سعادت، از هيچ اقدام لازمي فرو گذار نکرده است .تعيين و معرفي هدایتگران از جمله زهرای مرضیه يکي از اين اقدام هاي لازم است که در معرفی آنان، آنچه لازم بوده ، انجام داده و حجت را تمام کرده است.
اما اين که چرا نام آنان در قرآن نيامده، وجوه مختلفي به ذهن مي رسد. شايد يکي از وجوه آن مساله مهم امتحان و ابتلا باشد. يکي از سنت هاي خداوند سنت امتحان و ابتلا است. خدا بندگان را به فتنه و گرداب هاي امتحان مي اندازد تا مريض ها و گمراهي طلبان از حق جويان مشخص گردند و به دست بهانه جويان بهانه مي دهد تا مومنان واقعي آشکار گردند.
يکي ديگر از وجوه آن شايد تدبير خدايي براي در امان ماندن قران از دستکاري و تحريف باشد. معمولا در بين ايمان آورندگان، افرادي هستند که از سر ترس و يا به اميد منفعت و.. اظهار ايمان کرده و منتظر مرگ پيامبر هستند تا بعد از وفات ايشان به عنوان پيروان صادق او وارث وي گردند و جريان را به قهقرا بر گردانند. اگر نام جانشين و جانشينان و مطالب مربوط به جانشيني و مقام و مرتبه خاندان پیامبر و از جمله دخترش به صراحت و وضوح تمام در کتاب خدا ذکر شده باشد ، آنان مجبور مي شوند به تحريف و کتمان کتاب خدا اقدام کنند؛ اما اگر اين مسائل در کتاب خدا به صراحت نيامده باشد، آنان مجبور به تحريف کتاب نمي شوند. براي روشن شدن مطلب مثالي ذکر مي کنيم.
در کتاب خدا آیه تطهیر در شآن زهرای مرضیه و پدر و شوهر و فرزندانش نازل شده است.(1)
در اينجا اگر خداوند مصداق های اهل بیت را به صراحت ذکر می کرد ، مخالفان چاره اي جز کتمان اين آيه نمي ديدند ولي وقتي مصداق ها ذکر نشد ، آنان مي توانند توجيه کنند و زنان پیامبر را تنها مصداق ها یا از مصداق ها بشمارند و نيازي به تحريف نمي بينند.
اما براي اينکه هدايت طلبان در گمراهي نمانند و حجت بر گمراهي طلبان تمام شود ، خداوند رسولش را ماموريت داده تا اين مواضع مجمل را روشن کند و توضيح دهد و اعلام کرده که رسول مبين و مفسر قرآن است و با توجه به اعلام الهي، مؤمنان به رسول مراجعه کرده و مراد الهي را مي يابند و گمراهي طلبان به خواست خود به تفسير و توضيح آيات اقدام مي کنند.
يک نمونه تاريخي تا حدود زيادي اين توجيه را تاييد مي کند. رسول خدا در روزهاي اخر عمر در جمع اصحاب فرمود : "لوح و دواتي بياوريد تا چيزي برايتان بنويسم که پس از آن هرگز گمراه نشويد." (1)
در اينجا با توجه به موضع گير ها و سخنان قبل پيامبر، همه متوجه شدند که رسول خدا مي خواهد چه بنويسدچون همين چند روز پيش بود که در منا و در غدير خم فرموده بود : من بين شما دو چيز به جا مي گذارم که تا بدان دو متمسک باشيد از گمراهي در امانيد (2)؛ و معلوم بود که سخن امروز ايشان هم راجع به همين دو چيز ارزشمند و هدايتگر خواهد بود ولي کساني نمي خواستند اين مطلب دوباره نوشته شود و به همين جهت کلام پيامبر را "هذيان" خواندند (3) و پيامبر هم از نوشتن منصرف شد. (4)
اين واقعه به خوبي نشان مي دهد که اگر نام جانشينان پيامبر در قرآن آمده بود ، به يقين چاره اي جز تحريف و کتمان آيات يا انکار وحيانيت آن نداشتند.
اصولا اگر در قرآن نام افراد هم زمان با رسول خدا به مدح و يا به ذم مي آمد، قوم و قبيله افراد مذمت شده و قوم و قبيله هاي مخالف افراد مدح شده را تحريک مي کرد که آن آيات را کتمان کنند و ... و آن آيات دستمايه نزاع مي شد و ... از اين رو مي بينيم از معاصران رسول خدا جز چند مورد ضروري (مثل ابولهب و زيد بن حارثه و...) به صراحت نام نبرده است.
اين احتمال هايي است که به ذهن مي رسد و حکمت اصلي را فقط خدا مي داند.
پس نام حضرت فاطمه (س) در قرآن نیامده اما آیات را جع به ایشان زیاد داریم
1. سوره کوثر
2. سوره احزاب (33) آیه 33.
3. سوره آل عمران (3) آیه 61 مراد از نساءنا فاطمه مرضیه هست
و...
پی نوشت ها:
1. شرف الدین ، المراجعات، قم، بوستان کتاب ، 1384 ش، ص 397 ( نامه 86 به نقل از منابع متعدد اهل سنت) .
2. همان ، ص 28(نامه 8 به نقل از منابع معتبر اهل سنت).
3. همان ، ص 397.
4. همان.






