با سلام من تازه عضو شدم و ازتون خواهش میکنم جواب سوالم رو سریعتر بدین،سال گذشته یکی از هعمکارانم به خواستگاریم آمد و با شناختی که از او و خانواده او داشتم با توافق خانواده ها قرار شد یک هفته ای با هم صحبت کنیم،همه چیز داشت خوب پیش میرفت که یه مشکل کاری و البته حیثیتی برام پیش امد و تصمیم گرفتیم صبر کنیم تا این مشکل رفع شود و الان تقریبا نزدیک یه ساله که داریم با هم حرف میزنیم،و چون همکار هستیم همدیگر رو می بینیم،و به خانواده ها گفتیم که به خاطر یه سری مسائل به توافق نرسیدیم،مادرم چون علاقه شدیدی داره که من با ایشون ازدواج کنم هنوزم گاهی نظرمو میپرسه و من میمونم چی بگم چون منم دوستش دارم یعنی هر دومون همدیگرو دوست داریم ولی تو این شرایط نمیشه کاری کرد،یک ماه پیش بهم پیشنهاد کرد برای اینکه با حرف زدن مرتکب گناه نشیم با هم محرم بشیم و چون من پدر و جد پدری ندارم،با کمی شک این کارو کردم و با هم محرم شدیم البته دو روز پیش ,نمیدونم کار درستی کردم یا نه،با اینکه کاری نکردیم و نهایت کارش گرفتن دستام بوده لطفا راهنمایی کنید که چیکار کنم چون عذاب وجدان بی اطلاعی خانواده داره منو می کشه،بهش کفتم پشیمونم و باید صبر کنیم تا سر فرصت همه چی درست شه ولی میگه یه سال صبر کردیم کافی نیست !میخوام این رابطه رو بهم بزنم چیکار کنم احساس گناه داره عذابم میده آیا گرفتن دستای من با اینکه محرم همدیگه شدیم گناهه؟ما تا حالا یعنی یه سال با هم حرف زدیم بدون اینکه دستمون به هم بخوره ولی حالا احساس بدی دارم به خطر این کار و نمیخوام گناهی رو مرتکب بشم.کمکم کنید
در مورد اصل صحت عقد موقت باید از كارشناسان فقهي اين مركز يعني مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني (با شماره 09640) تماس بگيريد. با فرض اين كه صيغه محرميت يا همان ازدواج موقت شما صددرصد شرعي باشد باز از نظر روان شناختي كار شما آسيب زا به نظر مي رسد. به عبارت ديگر هر چند دست دادن مشروع باشد و بالطبع هيچ گناهي بر آن مترتب نباشد، ولي شروع و تداوم اين رابطه مشروع، شايد زياد معقول نباشد. در توضيح بيشتر بايد گفت كه سكه رابطه شما دو رو بيشتر ندارد يا ازدواج قطعي يا انصراف قطعی. شرايط فعلي نشان مي دهد كه احتمال عدم وصال شما كم نيست و همين احتمال هر چند اندك كافي است كه محتاطانه با يك عمر زندگي خود برخورد نماييد. شما به عنوان يك دختر بايد متوجه باشيد كه همين حرف زدن ها و روابطه هر از گاهي يك ساله شما نقش موثري در دست خوردگي عاطفي شما دارد شما بر خلاف اين پسر به راحتي نمي توانيد از اين دست خوردگي رهايي يابيد و مجبوريد سال ها با ان كلنجار رويد. پس با اين فرض كه ازدواج با اين پسر محقق نگردد شما مجبوريد با رسوبات علایق پيشين، پا در زندگي مشترك با پسر ديگري نهيد و همين امر زندگي مشترك آينده شما را به مخاطره مي اندازد. بالاخره عقل حكم مي كند كه ما با دورانديشي و همه جانبه نگري به مسائل پيش رو خود بنگريم و گرنه با خوش خيالي و مسامحه كاري راهي به جايي نخواهيم برد.
كسي منكر نياز عاطفي يا نياز به هم صحبتي با جنس مخالف شما نيست. ولي بايد براي نيل به يك زندگي مشترك كم دغدغه، از خير يك سري امور به ظاهر بي آسيب گذشت.
فرض دوم اين است كه وصال شما بعد از يكي دو سال يا نهايت چند سال ديگر محقق گردد. با اين فرض نيز كار شما زياد بي آسيب نيست. چرا كه با فرض ازدواج، اين صحبت هاي مكرر، حرفي براي گفتن براي شما بعد از ازدواج باقي نمي گذارد. ازدواج همواره به عنوان يك پديده نو و تازه مطرح است و ازدواجي كه از پي ماه ها و سال ها انتظار فرسايشي محقق گردد بوي كهنگي مي دهد. به راستي بعد از ازدواج براي شما چه اتفاقي قرار است بيفتد كه همينك شاهد تحقق آن نيستید. به ويژه اين كه اين ازدواج موقت به مسائل جنسي بكشد كه در این صورت ازدواج دائم شما تا حد زيادي بي معنا مي گردد. البته مردان به خوبي مي دانند كه چگونه زنان را تحت فشار تدريجي قرار دهند و با استفاده از نقاط ضعفشان آنان را به آن چه از اول تصور نمی كردند مجبور كنند. تجارب باليني چند ساله بنده و همكارانم و همچنين تجارب ساير دختران مشابه شما نشان مي دهد كه احتمال رها كردن شما پس از چند بار كامجويي احتمالي عاطفي جنسي بسيار بالاست و چه بسا پس از چند بار كامجويي انگيزه چنداني براي ازدواج دائم با شما وجود نداشته باشد. هر چند همه اين ها در حد احتمال است. ولي اين احتمالات با مصاديق بي شماري در جامعه تقويت شده است.
مردان از جمله اين مرد همچون شما به قضايا نمي نگرند و نبايد با دو دو تا چهار تاي خود به محاسبه شرايط خود با ايشان بپردازيد.
يك نكته مبهم در نامه شما اين است كه اين مشكل كاري چيست كه شما به خاطر آن مجبوريد ازدواجتان را سال ها به عقب بندازيد شايد معقول باشد كه اگر اين پسر مرد زندگي است به جاي انتظار آسيب زا برای حل مشكل كاري، استعفا نماييد و صرفا به ازدواج با ايشان و البته خانه داري يا تعويض شغل قناعت ورزيد. اگر ياراي استعفا يا تغيير شغل نداريد. پس لااقل به تغيير اين شرايط مستعد اسيب بپردازید و تا حل قطعي مشكل رابطه تان را به تدريج صفر برسانيد. چه بهتر ان كه با پايان بخشي به ازدواج موقت و البته به حداقل رساندن همصحبتي با ايشان به محک پايبندي و وفاداري ايشان بپردازيد تداوم اين صيغه، انگیزه يشان را براي حل مشكل به صفر مي رساند و ايشان مي تواند به همین سبك بي آسيب براي خودش و پر آسيب براي شما به گذران عمر بپردازد.






