با سلام در رابطه با فبض روح که در قران بدان اشاره شده شرایط وویژگی های آن سهل یا دشواری آن اطلاعاتی را ارسال کنید.
2 ـ آیا در همه جای سوره توبه نیازی به گفتن بسم الله نیست یا فقط اول سوره
3 در سوره تکویر اشاره به آتش گرفتن وشعله ورشدن آب دریا ها نمود آب که خود مظهر خاموشی آتش است چگونه وتحت چه شرایطی خود شعله ور می گردد.

با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

1. در قرآن در مورد گرفتن جان افراد آیاتی آمده است از جمله:
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحيد (1)
و سرانجام، سكرات (و بيخودى در آستانه) مرگ بحق فرامى‏رسد (و به انسان گفته مى‏شود:) اين همان چيزى است كه تو از آن مى‏گريختى .
كَالَّذي يُغْشى‏ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْت (2)
مانند کسی که به جهت سکرات موت غش کرده است.
این آیات حکایت از خوف و ترسی دارد که غالب انسان ها به هنگام جان کندن و مرگ دارند.
البته این خوف و سکرات که عمومی است به جهت خوف از جدا شدن از دنیا و تعلقات و ... است که کافران دارند و خوف از قهر خدا و عذاب و مکافات گناهان احتمالی که مؤمنان دارند ولی با مواجه شدن مؤمنان با ملائکه رحمت و بشارت و چهره بشاش و زیبای ملک الموت و ... این خوف و ترس و سکرات از بین می رود و به راحتی و آسانی جان می دهند و روایات از این جان دادن راحت و آسان مؤمنان حکایت دارد.
از امام علی در باره مرگ پرسیدند و حضرت فرمود:
للمؤمن كنزع ثياب وسخة قملة، وفك قيود وأغلال ثقيلة ، والاستبدال بأفخر الثياب وأطيبها روائح، وأوطئ المراكب ، وآنس المنازل (3)
جان دادن برای مؤمن مانند درآوردن لباس چرک و کثیف و باز کردن غل و زنجیر سنگین از دست و پا و جایگزین کردن آن به زیبا ترین و خوشبو ترین لباس ها و رهوارترین مرکب ها و آرامش بخش ترین منزل ها است.
اما جان دادن کافران و ظالمان و حق ستیزان با عذاب و شدت و سختی فوق تصور همراه است.
در مورد جان گرفتن از کافران و مؤمنان در آیات دیگر آمده:
وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً (4)
سوگند به فرشتگانى كه (جان مجرمان را بشدّت از بدنهاي شان) برمى‏كشند، و فرشتگانى كه (روح مؤمنان) را با مدارا و نشاط جدا مى‏سازند.
در آیه دیگر در نوع گرفتن جان کافران و حق ستیزان گوید:
وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ يَتَوَفَّى الَّذينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَريق (5)
و اگر ببينى كافران را هنگامى كه فرشتگان (مرگ)، جانشان را مى‏گيرند و بر صورت و پشت آنها مى‏زنند و (مى‏گويند:) بچشيد عذاب سوزنده را (به حال آنان تأسف خواهى خورد)
و امام علی در باره جان دادن کافران گوید:
لكافر كخلع ثياب فاخرة، والنقل عن منازل أنيسة ، والاستبدال بأوسخ الثياب وأخشنها ، وأوحش المنازل، وأعظم العذاب (6)
و جان دادن برای کافران مانند درآوردن لباس زیبا و فاخر و پوشیدن لباش کثیف و خشن و منتقل شدن از منزل آرامش بخش به وحشتناک ترین منزل ها و دردآورترین عذاب ها است.
امام صادق فرمود:
من أحب أن يخفف الله عز وجل عنه سكرات الموت ، فليكن لقرابته وصولا وبوالديه بارا (7)
هر کس دوست دارد خدا سختی جان دادن را بر او آسان کند، به خویشاوندان و پدر و مادرش بسیار مهربانی و خدمت کند.
ایمان و اعتقاد و عمل صالح و به فکر مرگ بودن و توشه برداشتن از ایمان و عمل انسان را با مرگی زیبا و بعد از مرگی زیباتر مواجه می سازد و برای چنین کسی دیگر مرگ وحشت و سختی ندارد بلکه زیباترین و دوست داشتنی ترین چیزها برای اوست.
2. به اعتقاد ما شیعیان و جمعی از اهل سنت آیه اول سوره حمد و جزئی از اولین آیه سوره های دیگر است و اگر کسی بخواهد سوره ای را از ابتدا بخواند باید بسم الله را نیز که جزئی از آن سوره و ابتدای آن است، بخواند اما سوره توبه تنها سوره ای است که با بسم الله الرحمن الرحیم شروع نشده و اگر کسی خواست این سوره را از ابتدا بخواند ، نباید با بسم الله شروع کند و باید با "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم" شروع کند اما اگر کسی خواست قسمتی از سوره توبه یا هر سوره دیگری را بخواند ، می تواند با بسم الله ... یا با اعوذ بالله ... شروع کند. (به اين نيت كه ذكر خداست شروع كار با ياد ونام او باعث بركت مي شود )
3. در باره این آیه دو تفسیر ارائه شده است:
اول به معنای شکافتن و به هم وصل شدن دریاها است به گونه ای که در اثر زلزله های آخر الزمان کوه ها می شکافد و متلاشی می شوند و دریاها پیشروی کرده و به هم وصل می شوند. (8)
دوم این که در اثر این زلزله ها آتشفشان های عظیم در دریاها پیدا شود به گونه ای که دریاها به کوه آتش تبدیل گردند (9) یا این که در اثر حوادثی آبها تجزیه می شوند به هیدروژن و اکسیژن و شعله ور می گردند که این می تواند در قیامت باشد که این آب خود هیزمی برای جهنم گردد. (10)
پی نوشت ها:
1. ق (50) آیه 19.
2. احزاب (33) آیه 19.
3. ری شهری، میزان الحکمه، قم، دار الحدیث، 1416 ق ، ج 4، ص 2959.
4. نازعات (79) آیه 1-2.
5. انفال (8) آیه 50.
6. ری شهری ، همان.
7. همان ، ص 2972.
8. سبزواری ، ارشاد الاذهان ، بیروت ، دار التعارف ، 1419 ق ، ص 591 ؛ بیضاوی ، انوار التنزیل ، بیروت ، دار احیاء ، 1418 ق ، ج 5 ، ص 289.
9. سبزواری ، همان ؛ فیض کاشانی ، الاصفی ، قم ، دفتر تبلیغات اسلامی ، 1418 ق ، ج 2 ف ص 1410.
10.بابايى احمد على ، برگزیده تفسیر نمونه ، تهران ، اسلامیه ، 1382 ش، ج 5 ، ص 419.