پدربزرگی دارم که مریض است و در گوشه ی خانه به سر می برد و پدر من فرزند بزرگ اوست. با توجه به زنده بودن پدربزرگم تمامی عموهای من مقادیری از زمین های او را گرفته و به نام خود کرده اند ولی پدر من با وجود تمامی مشکلات مالی که داریم حاضر به دریافت زمین نمی باشد البته این به دلیل نخواستن زمین نیست بلکه برای آزار دادن مادرم می باشد. پدر من همیشه از مسائل و مشکلاتی که بین مادرم و دیگران پیش می آید سوئ استفاده می کند هر وقت مادرم با همسایه یا هعضای فامیل به مشکل برخورد می کند پدرم از آنها طرفداری کرده و اصلا مهم نیست که به همسرش بی احترامی می شود حتی وقتی عمه ام به مادرم حرفی می زند و مادرم جواب او را می دهد، فردای آن روز پدرم پیش عمه ام می رود و پشت سر مادرم حرف می زند تا او را خوشحال کند و لی اصلا به خواهرش نمی گوید که چرا به همسرم بی احترامی کرده ای؟ (عمه ی من ازدواج نکرده)حتی با وجودی که پدرم می داند در بسیاری از موارد عمه ام دروغ می گوید و این مسئله برایش مشخص است ولی باز هم طرف او را می گیرد. پدرم بارها و بارها اقدام به زدن مادرم کرده است.من نمی توانم پدرم را ببخشم و به خاطر کارهای پدرم علاقه ای به ازدواج ندارم.مشکلات من به اینجا ختم نمی شود اما اگر بخواهم بنویسم خیلی طولانی خواهد شد.حکم شرعی در مورد اعمال پدرم چیست؟

با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

بعضي از كارهاي پدر شما،‌ مثل كتك زدن مادرتان، خيلي مشخص است كه از نظر شرعي حرام است و اشكال دارد. مرد حق ندارد كه همسرش را بزند. هم چنين اينكه پدرتان در همه مسائل، از ديگران طرفداري مي كند ‌( البته اگر قضاوت شما درست باشد) كار درستي نيست،‌اما بايد مواظب باشيد كه در این مورد يك طرفه قضاوت نكنيد و سعي كنيد كه همه جوانب را ببينيد.
در هر صورت اينكه پدر شما مرتكب اشتباهاتي در زندگي اش است دليل نمي شود كه شما از ازدواج منصرف شويد، بالاخره همه مردها كه این طور نيستند، بلكه خيلي از مردها هستند كه برخورد خوب و مناسبي با همسرشان دارند. شما بايد در انتخاب همسر دقت كنيد و مردي مناسب و با اخلاق خوب و شايسته انتخاب كنيد، نه اينكه به كلي ازدواج را كنار بگذاريد. لذا اگر كسي به خواستگاري شما آمد او را بي دليل رد نكنيد.
موفق باشيد.