با توجه به اینکه هدایت انسان اختیاری است و انسان در انتخاب سرنوشت خود آزاد است پس چرا خداوند برای قومی که از فرمانش سرپیچی کرده عزاب نازل می کند؟
آیا این استنباط که خداوند می خواهد به اجبار انسان را هدایت کند صحیح است؟
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
خداوند انسان را آزاد آفریده که بر اساس آن قادر است با هدایت عقل و دین راه صحیح را پیموده و در نهایت سعادتمند شود همانگونه که قدرت بر انجام کارهای باطل دارد لذا آزادی در عقیده و هدایت،امری پذیرفتنی است و آیه "لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ..."(1) در قبول دين، اكراهى نيست..." به آن اشاره دارد که اساساً اجبار در هدایت،امری غیر منطقی و ناشدنی است چرا که دین مجموعه ای از معارف اعتقادی و عملی است که در نهایت سبب هدایت افراد می شود و اجبار گرچه شاید در اعمال ظاهری ممکن باشد اما به هیچ عنوان در نیات و اعتقاد شخص کارآیی ندارد.(2)
و به همین منظور خداوند هدایت اجباری را نفی کرده و می فرماید"وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَميعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنين "(3) و اگر پروردگار تو مىخواست، تمام كسانى كه روى زمين هستند، همگى به (اجبار) ايمان مىآوردند آيا تو مىخواهى مردم را مجبور سازى كه ايمان بياورند؟!" در نتیجه انسان در رفتن به سوی هدایت یا عکس آن کاملاً آزاد است که در اصطلاح از این آزادی به آزادی تکوینی یاد می کنند.
اما توجه داشته باشید آزادی در ایمان، پذیرش هدایت و درمجموع آزادی فطری و تکوینی،به معناي آن نیست که هر کس در عمل بتواند هر منکری را انجام دهد و بگوید من آزادم و کسی حق ندارد مرا از راهی که انتخاب کرده ام باز دارد مثلاً شما در عبور از چراغ قرمز،آزادی تکوینی داشته و قدرت دارید از آن عبور کنید اما هرگز نمی توانید بگوئید من در عبور از آن اختیار داشته و آزادم و کسی حق ندارد مرا از این کار منع کند لذا خود شما این کار را نمی کنید چرا که می دانید عبور از چراغ قرمز باعث جریمه خواهد شد یا مثلاً در جلسه امتحان آزاد هستید که به سولات امتحان پاسخ دهید و یا پاسخ ندهید اما در عین حال خوب می دانید که عدم پاسخ نمره بدی در پی خواهد داشت لذا هرگز این کار را انجام نمی دهید که از این امر، به عدم آزادی در تشریع یاد می کنند.
و بر همین اساس گرچه انسانها در پذیرش هدایت و یا عدم پذیرش، فطرتاً مختار و آزاد بوده اما در عین حال آزادی فطری و در نتیجه انتخاب اختیاری راههای مختلف،آثار و تبعاتی دارد که شخص با علم به آن تبعات، آن راه را انتخاب می کند و طبیعی است چنین شخصی باید پاسخگوی عمل اختیاری خود باشد
خلاصه آنکه گرچه انسان در پذیرش هدایت، آزادی تکوینی داشته اما به هیچ عنوان آزادی تشریعی ندارد لذا پذيرش هدایت، تشریعاً اجباری بوده و همه افراد به اجبار باید آن را بپذیرند چنانچه انسان در خواندن یا نخواندن نماز آزاد است اما در عین حال بر فرض جانب عدم را انتخاب کرد از جانب خداوند عذاب می شود كه برخي از اين عذابها در دنيا و برخي در آخرت محقق مي شود لذا خداوند از طرفی انسان را در پذیرش حق مختار می داند"إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُورا"(4)اما در عین حال برای انجام یا ترک برخی از اعمال وعده عذاب می دهد چنانچه در مناظره بهشتيان با مجرمان می فرماید " [به آنان رو كرده] مىگويند: چه چيز شما را به دوزخ وارد كرد؟"مىگويند: ما از نمازگزاران نبوديم"(5)
در نتیجه می توان گفت گرچه خداوند از حیث تکوین انسانها را برای پذیرش حق مجبور نمی کند اما در عین حال از حیث تشریع هدایت اجباری است و عدم آن مانند همه قوانین عادی بشر، دارای آثار و نتائج منفی است.
پی نوشت ها:
1-بقره (2)آیه 256.
2-ر .ك موسوى همدانى، ترجمه المیزان ، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه، قم 1374 ش، ج2، ص524.
3-يونس (10)آیه 99.
4-انسان(76)آیه 3 .
5-مدثر(74)آیه 42 - 43.






