باسلامو از اینکه پاسخ سوال مرا به طور کامل همراه با منابع مرتبط دادید بسیار سپاسگزارم . سوال دوم من :
خدا در قران فرموده اند در پذیرش دین اجباری نیست در حالی که در جای دیگر میفرمایند هر کس غیر از اسلام دین دیگری برگزیند از او پذیرفته نیست و از زیانکاران خواهد بود .
منظور از دین و اسلام ذکر شده در این آیات چیست ؟ در ثانی حکم زرتشتیان و مسحیان و .. چیست ؟ در حالی که زرتشتیان خدا را به یکتایی قبول دارند. آیا بحث کفر و شرک نیز در این جا مطرح است در صورت مثبت بودن چه فرقی بین کفر و شرک است ؟
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
"لا اکراه فی الدین" هم بیان حقیقتی است و هم حکمی که بر آن حقیقت استوار است.
حقیقتی که این جمله بیان می کند،"اجباری نبودن دین و عقیده" است زیرا دین و عقیده باور قلبی نسبت به حقایق مربوط به مبدأ و معاد است که منشا و انگیزاننده به سوی عمل است و باور قلبی هم اجبار پذیر نیست. کسی را نمی توان به باورداشتن توحید یا نبوت یا معاد و به دوست داشتن خدا و بندگان صالح خدا و نفرت داشتن از شیطان و دشمنان خدا وادار کرد. قلب از حوزه تسلط انسان ها خارج است. نمی توان کسی را به باور داشتن یا دوست داشتن وادار نمود.
اگر با فردی با برهان مواجه شدی و ذهن و روحش را قانع کردی، به یقین می رسد. اگر جمال و زیبایی حق را به او نمایاندی، معتقد و عاشق می شود.
همچنان که وقتی با بی پایگی و بی برهانی باطل مواجه شد و زشتی و نفرت انگیزی باطل را دید، خواه ناخواه از آن متنفر می شود. نمی توان او را به دوست داشتن و باور قلبی وادار کرد. از این رو در ادامه می فرماید" قد تبین الرشد من الغی" رشد و هدایت از غی و گمراهی و ضلالت آشکار شده است زیرا حق برهان دارد و زیبا است. باطل برهان ندارد و زشت و نفرت انگیز است.
اما حکم تکلیفی این است که ای پیامبر و ای مؤمنان !حق ندارید افراد را به زور به دین وارد کنید و به پذیرش اعتقادی وادارید زیرا دین داری اجباری فقط ظاهرسازی است و مقبول خدا نیست. خدا دینداری واقعی و ریشه دار را می خواهد ،نه دینداری اجباری و بی ریشه را.
این معنای گزاره "لا اکراه فی الدین" (1) است.
اما گزاره:"ان الدین عند الله الاسلام" (2) و "وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرين" (3):
دین به معنای باور به عقاید حق و آراسته شدن به اخلاق انسانی و عمل به دستور های خدا است. این دین یکی بیش نیست زیرا حقیقت چندگانه نیست. همه پیامبران به باور به توحید و نبوت و معاد دعوت کرده اند. دین همه پیامبران یکی بوده و آن تسلیم خدا بودن و باور های وحیانی را پذیرفتن و به اخلاق خدایی آراسته شدن و احکام وحیانی را عمل کردن است. معنای "دین نزد خدا فقط اسلام( تسلیم امر و خواست و هدایت خدا بودن) است".
اگر امروز ما با دین های متفاوت روبرو هستیم ،به خاطر تحریف هایی است که برخي در دین پیامبران ایجاد کرده اند و گرنه دین (نه شریعت ) موسی و عیسی و محمد صلوات الله علیهم اجمعین یکی بوده است. به همین لحاظ در قرآن، دین حق را یگانه شمرده و آن را اسلام یعنی "تسلیم معارف و دستورهای وحیانی " معرفی کرده است.
پای بندی و اعتقاد قلبی و تسلیم عملی به دینی که وحیانی و برهانی و حق بودن آن قطعی نیست، تسلیم خدا بودن نیست. اگر انسان ها برای پذیرش دین بر مبنای برهان و منطق و دلیل معتبر عقلی و نقلی عمل کنند، همگی به یک دین معتقد می گردند، دینی که وحیانی بودن متنش ثابت باشد، معارفش به برهان متکی باشد، دستور هایش با سند معتبر به دست ما رسیده باشد. چنین دینی فقط دین پیامبر آخرین است که اسلام نام گرفته است.
هیچ دین دیگری امروز وجود ندارد که وحی بودن متنش ثابت باشد و باورهایش متکی به برهان و دستور های عملی اش با سند معتبر رسیده باشد.
با توجه به توضیح بالا حکم متدینان به ادیان توحیدی معلوم می شود. اگر آنان به توحید و معاد باور داشته و به رهاورد نبوت پیامبرشان پایبند بوده و منتظر پیامبر بعد باشند و در صورت اثبات نبوت پیامبر اسلام برایشان، ایمان بیاورند، اینان مؤمن واقعی می باشند و پاداش خدا شامل حالشان می شود ولی اگر برای خدا شریک تراشیده (اهریمن را همردیف یزدان و خالق بشمرند یا حضرت عیسی یا عزیر را پسر خدا بدانند و ...) و به معاد باور نداشته و به دینشان پایبند نباشند و در صورت اثبات نبوت پیامبر خاتم، نبوت او را نپذیرند، اینان کافر و مشرک بوده و کیفر خدا در انتظارشان است.
آیه زیر به زیبا ترین وجه اهل کتاب مؤمن را معرفی می کند:
وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدينَ وَ ما لَنا لا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما جاءَنا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنا رَبُّنا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحينَ فَأَثابَهُمُ اللَّهُ بِما قالُوا جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنينَ (4)
و هر زمان آياتى را كه بر پيامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشمهاى آنها را مىبينى كه (از شوق،) اشك مىريزد، بخاطر حقيقتى كه دريافتهاند آنها مىگويند: «پروردگارا! ايمان آورديم پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره ياران محمد) بنويس! چرا ما به خدا و آنچه از حق به ما رسيده است، ايمان نياوريم، در حالى كه آرزو داريم پروردگارمان ما را در زمره صالحان قرار دهد؟!» خداوند بخاطر اين سخن، به آنها باغ هايى از بهشت پاداش داد كه از زير درختانش، نهرها جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و اين است جزاى نيكوكاران!
بنا بر این اهل کتاب به بیان قرآن مؤمن و کافر دارند. اهل کتاب مؤمن همان باورمندان به توحید و نبوت و معاد هستند که از شریک تراشیدن برای خدا دوری گزیده و به دین و احکام آن پایبند بوده و با شناخت پیامبر بعدی بلافاصله به او ایمان می آورند و آنان که به واقع به مبدأ و معاد معتقد نیستند و برای خدا شریک تراشیده و با ثابت شدن نبوت پیامبر بعدی حاضر نیستند به او ایمان بیاورند، کافر واقعی هستند و قهر خدا در انتظار آنان است.
پی نوشت ها:
1. بقره (2) آیه 256.
2. آل عمران (3) آیه 19.
3. آل عمران (3) آیه 85.
4. مائده (5) آیه 83-85.






