101-مي گويند خدا همه جا است آيا داخل شكم ما هم خداست؟
102-آيا سردار عوض خان كه با روس ها جنگيد شهيد شد يا خودش مرد؟
103- ملا نصرالدين كيست؟
104- امام علي چند زن و چند بچه داشت؟
105- چرا روي قبر مرده ها گندم و برنج مي ريزند؟
106-آيا حقيقت دارد كه امام علي با يك خرما سه روز ، روزه ميگرفت در حالي كه كار هم مي كرد؟ پس چرا ما نمي توانيم مگر بدن او با ما فرق مي كرد؟
107-((سمنو)) چه ربطي به حضرت فاطمه (س) دارد؟
108-آيا از صد و بيست و چهار هزار پيامبر كه خدا فرستاده در بينشان زن هم بوده است؟ چرا خدا زن ها را پيامبر نكرد؟
109-چرا بايد مرده ها را كفن كرد؟ چرا بايد كفن سفيد باشد؟
110-شيطان چه شكلي است خوشكل است يا زشت؟چرا در فيلم ((او يك فرشته بود)) شيطان زيبا است اما در فيلم حضرت ابراهيم زشت است؟ شيطان نر است يا ماده؟ غذاي شيطان چيست؟در كجا زندگي مي كند؟
111-چهره پيامبران و امامان زيباتر است يا حضرت يوسف؟
112- اگر امام زمان ظهور كند بعد كه همه جا عدل شد چه مي شود؟
113-امامان چه كار مي كردند كه اصلا گناه نمي كردند؟
114-آيا فرشته ها هم روزه مي گيرند؟جن ها چطور؟
115-آيا حيوانات هم شهيد مي شوند؟ مثلا ذوالجنان و سگ اصحاب كهف شهيد محسوب مي شوند؟چه حيوانات ديگري هستند كه مثل اين دو شهيد شده باشند؟
116-من خيلي فوتبال نگاه مي كنم و اين نمي گذارد درس هايم را بخوانم چه كار كنم؟
117-مي گويند شب آب داغ بريزي جن ها به سراغت مي آيند درست است؟ بختك چه فرقي با جن دارد؟
118-اگر به كرات ديگر برويم بايد به كدام سمت نماز بخوانيم چگونه بايد وضو بگيريم؟
119-آيا قبل از اينكه حضرت آدم به زمين بيايد دايناسورها در زمين زندگي مي كردند؟
120- آيا ميمون هايي كه الان وجود دارند از نسل قوم لوط هستند؟آيا همسر لوط هم ميمون شد؟
121-چرا به بازيگراني كه حجابشان را رعايت نمي كنند و كليپ هايشان در موبايل ها پخش است نقش همسر پيامبران و شهيدان را مي دهند؟آيا اين بي حرمتي به شهيدان و پيامبران نيست؟
122-مي گويند فرشته ها گناه نمي كنند اما من داستاني چند سال پيش خواندم كه خوب خاطرم نيست كه در آن فرشته اي به خاطر خطايي خدا بالش را شكسته و او را در يك جزيره تبعيد كرده بود؟
123- چرا به امام حسين خون خدا مي گويند مگر خدا خون دارد؟
124- در روايتي از حضرت علي (ع ) داريم كه مردم ايران را از استقبال از پادشاهان نهي كرد آيا استقبال از رئيس جمهور و رهبر شامل اين روايت نمي شود؟
125- وحدت شيعه و سني به چه معناست؟
126- چرا ما بايد مرجع تقليد داشته باشيم مگر خودمان عقل نداريم؟
127- آيا صحيح است كه به سفر حج برويم و با پول ما دولت عربستان سلاح بخرد و بر ضد فلسطينيان استفاده كند؟
128- تخم مرغ مكروه است گوشت خر هم مكروه است پس چرا تخم مرغ را در مغازه ها مي فروشند ولي گوشت خر منع قانوني دارد؟
129- اگر شطرنج حرام است چرا مسابقات آن در كشور انجام مي شود؟
130- اين چه مملكت اسلامي است كه در مساجد آن را قفل مي كنند؟ مگر نبايد در مساجد هميشه باز باشد؟
132- آيا همه گوشت قرباني را بايد بين فقرا پخش كرد؟ جگر و پوست و كله پاچه آن را چطور؟
133-آيا درست است كه گوسفندي كه براي عقيقه كردن ذبح مي كنيم بايد طوري گوشت را از استخوان جدا كنيم كه استخوان ها از هم متلاشي نشود و بعد آن استخوان ها را دفن كنيم؟ آيا بايد پدر و مادر از غذاي عقيقه نخورند؟
134- آيا درست است كه مي گويند فلاني لشگر جن دارد؟
135- چرا در نهج البلاغه امام علي (ع) به زن ها ناقص العقل مي گويد؟
136- چرا علما با وزير شدن زنان مخالفت كردند آيا اين نشان دهنده آن نيست كه اسلام بين زن و مرد تبعيض قائل شده است؟
137- آيا خوردن تغذيه اي كه براي دانش آموزان به مدارس مي آيد توسط معلمان، حق الناس محسوب مي شود؟
137- تنبيه بدني دانش آموزان توسط معلم آيا عقوبت اخروي دارد؟
138- چرا به جاي اعدام مجرمان ، اعضاي آنها را اهدا نمي كنند؟ آنها كه قرار است بميرند چه براي طناب دار و چه توسط تيغ دكتر؟
139- آيا پيامك دادن به نامحرمان هم گناه دارد؟
140- مگر زن هاي خارجي نامحرم نيستند پس چرا فيلم هاي خارجي با بازيگران زن سر لخت در تلوزيون نشان مي دهند؟
141- آيا زنداداش و زن عمو نامحرم هستند؟آيا نامحرم بودن آنها به همان شدت نامحرم بودن دختران غريبه است؟
142- نظر مقام معظم رهبري در مورد دكتر شريعتي چيست؟
143- آيا حضرت علي(ع) بعد از مرگ ابوبكر با همسرش ازدواج كرد؟
144- (زمان) در قيامت چه تفاوتي با دنيا دارد؟
145- (حنا) به دست و پا زدن در عيد قربان و يا هنگام مرگ انسان چه مفهومي دارد؟ آيا حديثي در اين مورد است؟ آيا رسم حنابندان عروس و داماد پشتوانه ديني دارد؟
146- كودكي كه با زنا به دنيا مي آيد چه تقصيري دارد كه حرام زاده شده است؟ آيا اين عدل خداست؟ اگر اين كودك جنايتكار و يا قاتل شود تقصير اوست كه بد سرشت و بد ذات به دنيا آمده است و خشت اولش كج نهاده شده است يا پدر و مادرش؟
147-آيا زرتشتي ها آتش پرست هستند؟
148- آيا قابيل و هابيل با خواهرانشان آميزش كردند و نسل بشر تكثير پيدا كرد؟
149- آيا فردوسي نژاد پرست است پس مفهوم اين بيت او چيست: عرب در بيابان ملخ مي خورد//سگ اصفهان آب يخ مي خورد؟
150- دانش آموزان گاهي در كلاس خسته مي شود و معلم مجبور مي شود به آنها استراحت دهد و گاهي درس تمام مي شود و وقت اضافه مي آيد آيا اين حق الناس محسوب مي شود و حقوقي كه معلم مي گيرد به واسطه اين كار حرام مي شود؟
ن
پرسش 1:
سوالات فرهنگيان و دانش آموزان 3 شرح 101-مي گويند خدا همه جا است آيا داخل شكم ما هم خداست؟
پاسخ:
پرسشگرگرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
اشکال اساسي پرسش شما در اين است که از اين جمله که شنيده ايد: "خدا در همه جا هست" تصوري شبيه بودن هوا در همه جا داريد؛ لذا وقتي جائي را تصور مي کنيد که هوا نمي تواند نفوذ کند تصور مي کنيد خدا نيز در آنجا نمي تواند باشد. لذا درون وجود انسان و ... را از خدا خالي مي بينيد. در حالي که مراد از اين کلام احاطه مطلق خداوند بر همه جا و وابستگي وجودي همه موجودات اعم از مکان و غير مکان به خداوند متعال دارد نه اين که خداوند درون اين مکان ها قرار دارد زيرا اصلا خدا جسم نيست که براي او مکاني تصور شود.
خداوند خود، خالق جسم و زمان و مکان مي باشد و موجودي فرا زماني و مکاني است، بودن خدا در همه جا يعني هيچ موجودي و هيچ مکاني از خدا جدا نيست و همه اشياء در ذره ذره وجودشان و در اصل وجود خود وابسته به او هستند حتي خود مکان و زمان لذا خدا محدود به زمان و مکان و قيد خاص نمي باشد .
پيشوايان بزرگ اسلام با بيانهايى محكم، جسم بودن را از خدا نفى كردهاند. (1)
امام صادق ( عليه السلام) مىفرمايد:«منزه است خدايى كه كسى جز او نمىداند كه ذات او چگونه است. هيچ چيز مانند او نيست. شنوا و داناست. محدود و محسوس نيست. كمالات او حد و انتها ندارد... با حواس درك نمىشود. جسم نيست». (2)
حكايت زيبايي از حضرت علي (ع) وجود دارد كه ذكر آن خالي از لطف نيست:
در زمان خلافت ابوبكر، روزي يكي از دانشمندان يهودي پيش او آمد و پرسيد: خليفه پيامبر اسلام هستي؟
ابوبكر گفت: آري! دانشمند يهودي پرسيد: در تورات خواندهايم كه جانشينان پيامبران، از تمام پيروان او داناتر هستند، بفرمائيد كه خداوند در آسمان است يا در زمين؟ ابوبكر پاسخ داد: خدا در آسمان است بر عرش.
دانشمند گفت: بنا بر اين، زمين از خدا خالي است، و خداوند در يك جا هست و در يك جا نيست؟
ابوبكر برآشفته و در پاسخ گفت: اين حرف افراد بي دين است. دور شو، وگرنه تو را خواهم كشت.
مرد يهودي با شگفتي از جاي برخاست و در حالي كه اسلام را مسخره ميكرد، از پيش ابوبكر بازگشت.
بين راه با حضرت علي ـ عليهالسّلام ـ برخورد كرد، امام به او فرمود: فهميدم كه از ابوبكر چه پرسيدي و به تو چه پاسخي داد، ولي بدان كه ما معتقديم كه خداوند مكان را به وجود آورده و بنا بر اين نميتواند مكان داشته باشد. برتر از آن است كه مكاني او را در خود جا دهد، ولي با اين وصف،خدا همه جا هست، بدون اينكه با چيزي تماس پيدا كند، يا در كنار چيزي واقع شود، از نظر علمي، به تمام مكان ها احاطه دارد و هيچ يك از موجودات از تدبير او خالي نيست. اگر از كتابهاي خودتان مطلبي را نقل كنم كه به درستي آنچه گفتم، گواهي دهد، مسلمان ميشوي؟
دانشمند گفت: آري. امام فرمود: در يكي از كتاب هاي مذهبي شما اين مطلب نيست كه: موسي بن عمران روزي نشسته بود كه ناگاه فرشتهاي از طرف مشرق آمد، موسي از او پرسيد: از كجا آمدي؟ فرشته گفت: از پيش خدا. فرشته ديگري از غرب آمد، موسي پرسيد: از كجا آمدي؟ گفت: از پيش خدا. فرشته ديگري آمد، موسي پرسيد: از كجا آمدي؟ پاسخ داد: از زمين هفتم و از پيش خدا. موسي با ديدن اين منظره با شگفتي گفت: پاك و منزّه است خدائي كه هيچ جا از او خالي نيست، و به جائي نزديك تر از جاي ديگر نميباشد.
پس از نقل اين داستان، دانشمند يهودي گفت:
گواهي ميدهم كه آنچه گفتي ،كاملاًً صحيح است، و تو به جانشيني پيامبرت سزاوارتري. (3)
پي نوشت ها:
1. سبحاني، جعفر، عقايد اسلامي در پرتو قرآن، بوستان كتاب، قم، 1387ش، ص189.
2. صدوق، محمد بن علي، التوحيد، انتشارات جامعه مدرسين، قم، 1357ش، ص 98.
3. طبرسي، احمد بن علي، الاحتجاج، نشر مرتضي، مشهد، 1403ق، ج2 ص313.
پرسش 2:
104- امام علي چند زن و چند بچه داشت؟
پاسخ:
شيخ مفيد، در اين باره نقل مي کند: فرزندان أمير المؤمنين (ع)بيست و شش تن پسر و دختر بودند ( باين نام ها ): حسن (ع) ، حسين (ع)، زينب كبرى ، زينب صغرى كه كنيه اش ام كلثوم بود ، و مادر اين چهار تن حضرت فاطمه، دختر حضرت محمد (ص)بود .
محمد كه كنيه اش أبو القاسم بود ، و مادرش خوله دختر جعفر بن قيس حنفيه است.
عمر، و رقيه كه با هم بدنيا آمدند و مادرشان ام حبيب دختر ربيعة است.
عباس ، و جعفر ، و عثمان ، و عبد الله، كه هر چهار تن در ركاب برادرشان حسين عليه السلام در كربلا شهيد شدند ، و مادرشان ام البنين دختر حزام بن خالد بن دارم است.
مـحـمـّد اصـغـر كه كنيه اش ابو بكر بود و عـبـيداللّه، اين هر دو در كربلا شهيد گشتند و مادر ايشان ، ليلى بنت مسعود دارِميَّه است .
يحيى، كه مادرش اسماء دختر عميس خثعمية رضى الله عنها است .
ام الحسن، و رملة، و مادر اين دو ام سعيد دختر عروة بن مسعود ثقفي است.
نفيسة : و زينب صغرى، وام هانى، وام كرام، و جمانة كه كنيه اش أم جعفر بود ، و امامة ، وام سلمة، و ميمونة، و خديجة، و فاطمة رحمة الله عليهن كه از زنان ديكر آن حضرت عليه السلام بودند. (1)
و بعضى اولادهاى آن حضرت را سى وسه يا شش تن شمار كرده اند: هيجده تن ذكور و هيجده نفر اِنـاث بـه زيـادتـى عـبـداللّه و عون كه مادرش اَسماء بنت عُمَيْس بوده و مـحـمـّد اوسـط كـه مـادَرِ او اُمـامـه دخـتـر زيـنـب بود و....
نـقـل شده كه حضرت اميرالمؤ منين (ع) را از محياة دختر امرء القـيـس زوجـه آن حـضـرت دخـتـرى بـود كـه در ايـّام صـِغـَر سـنّ از دنـيـا رفـت. (2)
گفته شده که چـون امـيـرالمـؤ مـنـين (ع) شهيد گشت، چهار زن و هجده تن اُمُّ ولد از آن جناب بـاقـى مـانده بود و اسامى اين چهار زن چنين به شمار رفته : اُمامه و اَسماء بنت عُمَيْس و ليلى التّميميه واُمُّ الْبَنين.(3)
براي اگاهي بيشتر به منتهي الآمال، ج1، شيخ عباس قمي، ص351 -354، مراجعه نمائيد.
پينوشتها:
1 . ارشاد شيخ مفيد، ترجمه سيد هاشم رسولي محلاتي ،تهران ، علميه اسلاميه، ج 1، ص355 -356 .در برخي نسخه هاي ار شاد ،رقيه صغري هم اضافه شده که فرزندان آن حضرت 27 تن مي شود. (الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد
ج1، ص: 355 ناشر: كنگره شيخ مفيد.)
2. منتهي الآمال، شيخ عباس قمي ، قم ، موسسه انتشارات هجرت، 1378ه، چاپ سيزدهم ، ج1 ، ص353 -354.
؛ اعيان الشيعه، سيد محسن امين، بيروت، دار التعارف للمطبوعات،1418 ه ق، چاپ پنجم ، تحقيق سيد حسن امين، ج 2، ص 11 -13.
3 . منتهي الآمال، همان.
پرسش 3:
108-آيا از صد و بيست و چهار هزار پيامبر كه خدا فرستاده در بينشان زن هم بوده است؟ چرا خدا زن ها را پيامبر نكرد؟
پاسخ:
در مورد اموري از اين دست به طور قطع نمي توان اظهار نظر كرد . بر اساس ديدگاه قرآن خداوند خود بهتر مي داند كه رسالت خويش را در كجا قرار دهد: « اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يجَْعَلُ رِسَالَتَهُ(1)خداوند آگاهتر است كه رسالت خويش را كجا قرار دهد! » . اما در عين حال از مجموع نكات مطرح شده در اين خصوص مي توان به اين جمع بندي رسيد :
مقام پيامبري، همانند مقام امامت يک مسئوليت اجتماعي است . مسئوليت بر عهده کساني قرار مي گيرد که شرايط لازم آن را داشته باشند و لوازم آن را نيز پذيرفته ، اجرا نمايند. از آن جا که وظيفه پيامبري و امامت مستلزم تماس مستقيم و مكرر با مردم و همه انسانها به خصوص طاغيان و ظالمان بوده و اين امر هم نيازمند برخورداري از شرايط فيزيکي و جسماني و روحاني بسيار بالايي است، ناخواسته عده كثيري از انسان ها از مجموعه افراد داراي توانايي احراز اين مقام خارج مي گردند .
در اين ميان از آن جا كه تبعات و لوازم ناگزير اين مسئوليت خطير چندان با وضع جسمي و روحي زنان همخواني نداشته و آسيب هاي اجتماعي متعددي براي انان در اين مواجهه ها مترتب است ، اين مسئوليت به زنان واگذار نشده است ؛ در واقع جنس زن بر اساس ويژگي هاي جسمي و روحي كه لازمه طبيعي وجود اوست، توانايي پذيرش آسيب هاي گوناگون اين مسير را نداشته و در اين راه به شدت آسيب پذير خواهد بود .
اگر با ديده انصاف نگريسته شود، زن به جهت وظايف خاصى که در خلقت براى او تعيين شده است و به جهت موقعيت ويژهاى که در برابر مردان دارد ،کم تر مىتواند وظايفى چون پيامبرى را به انجام برساند؛ يعنى اينکه ممکن است لياقت پيامبرى را داشته باشد، همان گونه که برخى زنان در همين مرتبه بودهاند، اما در ايفاى نقش عملى خود با مشکلاتى روبه رو خواهند بود . مشکلات، راهنمايي و هدايت مردم را با سختي و مشکل مواجه خواهد کرد . در واقع نتيجه نهايي را آن گونه كه بايد ،حاصل نمي كند .
حقيقت و ماهيت پيامبري دو چيز است ؛
در مرحله اول لياقت و برخورداري از توان و قابليت درك و دريافت وحي و ارتباط با عالم غيب كه اين امر در عهده معدودي از افراد است . تنها انسان هاي برجسته و فوق العاده از اين قابليت برخوردارند .
در مرحله دوم توانمندي و امكان انتقال معارف و مفاهيم ديني به ديگران ؛ تلاش در مسير تبليغ و ترويج اين تفكرات و حاكم نمودن اراده و دستورات الهي در سطح جوامع بشري ؛ مقابله با موانع و خطرات پيش روي تفكر ديني و الهي در جامعه .
به طور قطع گام اول اين مسير براي همه انسان ها اعم از زن و مرد ميسر بوده حتي زناني به طور معين در طول تاريخ به عنوان مخاطب كلام الهي و دريافت كننده هدايت هاي وحياني براي ما معرفي شده اند كه قابليت ارتباط با عالم غيب را داشته اند. خداوند در مورد مادر حضرت موسي مي فرمايد :
« وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافي وَ لا تَحْزَني إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلين ؛ (2) ما به مادر موسى الهام كرديم كه: «او را شير ده . هنگامى كه بر او ترسيدى، وى را در دريا (ى نيل) بيفكن . نترس و غمگين مباش، كه ما او را به تو باز مىگردانيم. او را از رسولان قرار مىدهيم!» .
در مورد حضرت مريم موارد متعددي از ارتباط با عالم غيب در قرآن گزارش شده است مانند :
« وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمينَ * يا مَرْيَمُ اقْنُتي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدي وَ ارْكَعي مَعَ الرَّاكِعينَ ؛ (3)
(به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم! خدا تو را برگزيده و پاك ساخته و بر تمام زنان جهان، برترى داده است * اى مريم! (به شكرانه اين نعمت) براى پروردگار خود، خضوع كن و سجده به جا آور! با ركوعكنندگان، ركوع كن!» .
در مورد حضرت زهرا سلام الله عليها هم روايات متعددي در مورد محدثه بودن ايشان و كسب برخي معارف و حقايق از عالم غيب به واسطه جبرئيل نقل شده كه از عقايد شيعه در مورد اين بانوي بزرگوار محسوب مي گردد (4) .
اما در مورد بخش دوم حيثيت (نبوت و پيامبري) حقيقت آن است كه اين امر نه در توان همين زنان برجسته بود و نه با هدف هاي اخلاقي اديان سازگاري داشت . به شكل طبيعي هم به نتيجه و سرانجام موفقي نمي رسيد ؛ در واقع رسالت اصلي زن و مسئوليت خطير سامان دهي به نظام خانواده و توالد و تناسل و تربيت نسل هاي آينده مسئوليت خطيري است كه با احراز اين گونه مسئوليت هاي خطير الهي منافات دارد و با هم قابل جمع نيست .
ممكن است گفته شود كه مي توان به خاطر انجام وظيفه مهم تري مانند رسالت از برخي مسئوليت هاي ديگر مانند مادري و همسري چشم پوشيد و... ؛ اما حقيقت آن است كه حتي اگر اين موارد را ناديده بگيريم ساختار طبيعي جسمي و روحي زن با برخي تبعات و لوازم رسالت همخواني ندارد ، زيرا مسئوليت رسالت تنها در گفتار و موعظه و رفتارهاي عاطفي خلاصه نمي شود ، بلكه در موارد بسيار مقابله و نبرد مستقيم با ظالمان و طاغيان و برخورد خشن و تند بر عليه متكبران و جائران نيز از ضرورت هاي موفيت در اين مسير است .
روشن است كه در بسياري از اين امور توانايي طبيعي مردان به مراتب بيش از زنان است . زنان نمي توانند در اين حوزه موفقيت چنداني داشته باشند ؛ همه اين موارد به اضافه محدوديت هاي طبيعي جسمي زنان مانند نقاهت و افت توانايي ها در دوران قاعدگي و يا محدوديت هاي طبيعي در برخورد با مردان نامحرم و اموري از اين قبيل عدم تناسب احراز اين مسئوليت از جانب زنان را موجه و منطقي مي نمايد .
با توجه به همه آنچه گفته شد روشن است كه مقايسه توان احراز اين مسئوليت با توان مديريتي برخي از بانوان امري صحيح نيست، زيرا اين توان مديريتي در مقام پذيرش اصل جايگاه و توانمندي ايشان و در مسئوليت هاي خاصي رقم خورده و آن هم محدود در امور خاص و معيني است ،نه اين كه فردي از ابتدا بخواهد اموري نظير ارتباط خود با عالم غيب يا نادرستي تفكر رايج در جامعه و عقايد سنتي مردم را به جامعه بقبولاند و براي اثبات اين امر و جلب موافقان و مريدان به مبارزه بپردازد .
بنا بر اين اگر مقصودتان از سؤال رسيدن به درجات و کمالات انبيا(ع) است، در طول تاريخ زنانى به اين مقام رسيده و حتى مشمول خطاب وحى واقع شدهاند ؛ اما اگر مقصود رسالت عملى و اجتماعى است؛ اين مسئله چون همراه با بسيارى از معضلات و مشکلات مىباشد، عملاً براى زنان آن گونه که لازم بود، تحقق نميپذيرفت، به همين خاطر بر زنان چنين تکليفي نشده است.
پيامبري يک حق نيست كه از آنان سلب شده باشد ، بلكه يک مسئوليت اجتماعي است، اما زنان از مقام پيامبري که مقام انسان کامل است، محروم نيستند .
پي نوشت ها :
1. انعام(6) آيه 124.
2. قصص (28) آيه 7.
3. آل عمران (3) آيات 42-43.
4. ثقة الاسلام كلينى، الكافي ، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه ش . ج 1 ص 240،
پرسش 4:
110-شيطان چه شكلي است خوشكل است يا زشت؟چرا در فيلم ((او يك فرشته بود)) شيطان زيبا است اما در فيلم حضرت ابراهيم زشت است؟ شيطان نر است يا ماده؟ غذاي شيطان چيست؟در كجا زندگي مي كند؟
پاسخ:
در ابتدا تذکر اين نکته لازم است که بايد بين شيطان و ابليس تفکيک کرد. ابليس يکي از شيطانها و رئيس آنهاست. در موارد مختلف ممکن است شياطين گوناگوني در مسير زندگي ما قرار بگيرند و لزوما همه آنها ابليس نيستند.
آنچه روشن است اينکه، شيطان از جن بوده(1) و اجنهّ از آتش آفريده شده اند و موجودات لطيفي مي باشند، که در وضع عادي نمي توان آن ها را ديد، اما جن ها و شيطان ها، انسان ها را مي بينند، چنان كه خداوند براي برحذر داشتن آدم ازشيطان و اتباع او مي فرمايد:
«إِنَّهُ يَرَيكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ؛شيطان و هم جنسانش شما را از جايى مي بينند كه شما آن ها را نمي بينيد.»(2)
بنابراين، حقيقت جن و شيطان را نمي توان ديد، ليكن مي توانند به صورت اشكال مختلفي در بيايند و اين اختلاف در صورت و چهره براي جنيان و شيطان ممکن است و وجود آن ها را به صورت هاي مجسم مختلف مي تواند ديد.(3) اين مساله در تاريخ اسلام هم در چند مورد رخ داده كه تنها به يك مورد اشاره مي كنيم:
در قرآن در اين باره آمده: «وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَ قَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنىِّ جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلىَ عَقِبَيْهِ وَ قَالَ إِنىِّ بَرِىءٌ مِّنكُمْ إِنىِّ أَرَى مَا لَا تَرَوْنَ؛ هنگامي که شيطان اعمال آن ها (مشرکان) را در نظرشان جلوه داد و گفت: هيچ کسي از مردم بر شما پيروز نميگردد و من همسايه شمايم، اما هنگامي که دو گروه را ديد، به عقب بازگشت و گفت: من از شما بيزارم. من چيزي را ميبينم که شما نميبينيد». (4)
در تفسير اين آيه آمده: شيطان به شکل انساني مجسم شد و در برابر آن ها آشکار گرديد. در روايتي که در بسياري از کتب نقل شده، ميخوانيم قريش هنگامي که تصميم براي حرکت به سوي ميدان بدر گرفتند، از حمله طايفه بني کنانه ترس داشتند؛ زيرا قبلاً با هم دشمني داشتند. در اين هنگام، ابليس در چهره «سراقة بن مالک» که از سرشناسان قبيله بني کنانه بود، به سراغ آن ها آمد و به آن ها اطمينان داد که با شما موافق و هماهنگم و کسي بر شما غالب نخواهد شد؛ اما به هنگامي که نزول ملائکه را ديد، عقبنشيني نمود و فرار کرد. (5)
اينكه چرا در فيلمها هر كدام به شكل خاصي شيطان را به تصوير مي كشند، براساس فضاي فيلم و نظر كارگردان مي باشد. اگر او در داستان فيلم به ابليس زيبا احتياج داشته باشد او را زيبا و در غير اين صورت زشت و كريه جلوه مي دهد.
در مورد نر يا ماده بودن شيطان بايد گفت كه او به احتمال قوي نر است، چرا كه در آياتي كه در مورد او بحث شده، از افعال و ضماير مذكر برايش استفاده گرديده است؛ مثلا: قَالَ فَالحَْقُّ وَ الحَْقَّ أَقُولُ * لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَ مِمَّن تَبِعَكَ مِنهُْمْ أَجْمَعِين؛ خداوند فرمود: «به حق سوگند، و حق مىگويم، كه جهنّم را از تو و هر كدام از آنان كه از تو پيروى كند، پر خواهم كرد!»(6)
در مورد غذاي جنيان هم بايد گفت: ازآن جا که هر موجودي براي ادامه حيات خود احتياج به تغذيه و خوراک دارد، جنيان نيز به طور قطع از چيزهايي تغذيه مي کنند و تنها في الجمله به اين مطلب اطمينان داريم. اما اينكه دقيقا چه مي خورند و آيا خوردن آنها شبيه به ماست يا فرق دارد، اطلاعات درستي نداريم، البته بعضي از روايات به اين مساله پرداخته اند چنان که ابن بابويه نقل کرده است: «گروهي از طايفه جن به خدمت پيامبر مشرف شدند و عرض کردند چيزي براي خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا به آن ها عطا کرد.(7)
نيز امام صادق(ع) مي فرمايد: استخوان و ضايعات ، غذاي جنيان است.(8) اما اين روايات مشكل سندي داشته و نمي توان آنها را قطعا درست دانست.
اما در مورد مكان زندگي شيطان؛ با توجه به آنچه در مورد خصوصيات او و لطيف بودن وجودش گفتيم مشخص است كه او به مكان خاصي براي زندگي احتياج نداشته و در هر جايي ممكن است حضور داشته باشد.
پي نوشت ها:
1. وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ كانَ مِنَ الْجِن؛ به ياد آريد زمانى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده كنيد!» آنها همگى سجده كردند جز ابليس- كه از جن بود-. کهف(18) آيه50.
2. اعراف(7) آيه27.
3. علي رضا رجالي تهراني، جن و شيطان، نشر بوستان کتاب قم 1378 ش، ص47.
4. انفال (8) آيه 48.
5. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، دارالکتب الاسلاميه، تهران 1374ش، ج 7، ص 20.
6.ص(38) آيات 84و85.
7. عاملي، شيخ حر، وسايل الشيعه، موسسه آل البيت، قم،1409ق، ج1 ،ص 252.
8. همان.






