51-منظور از اينكه مي گويند آسمان هفت طبقه دارد چيست آيا عين آپارتمان هفت طبقه دارد؟در هر طبقه آسمان چه كساني زندگي مي كنند؟
52-آيا كساني مثل فردوسي كه بعضي از داستان هاي او تخيلي است و واقعيت ندارد درو غگو محسوب مي شوند؟ چرا
53-يكي از آخوندهاي ما كه مرده(اهل تسنن) مي گويند چشم برزخي دارد آيا داشتن چشم برزخي حقيقت دارد؟
54-معاويه(لعنة الله عليه) كاتب قران و حافظ قران است آيا كاتب و حافظ قران مي تواند انسان بدي باشد؟
55-خدا چه شكلي است؟ چرا ديده نمي شود؟
56-خدا كه با حضرت موسي حرف زد با چه زباني بود عربي فارسي انگليسي؟
57-چرا به مكه خانه خدا مي گويند مگر خدا در آنجا زندگي مي كند؟
58-آيا مقام معظم رهبري يا امام خميني با امام زمان ملاقات داشته اند؟
59-آيا حيوانات هم بهشت و جهنم دارند؟
60-در روز عاشورا مي گويند خورشيد دو تا شد پس بايد زمين و مردم از گرماي آن دو خورشيد مي سوختند ؟
61- چرا زن ها بايد حجاب داشته باشند و مرد ها نبايد داشته باشند؟
62-ابو حنيفه آدم خوبي است يا بد؟
63-آيا اين سخن از امام شافعي است(شافعي مرد ولي ندانست علي خداي او بود يا الله)؟
64-آيا پيامبري به نام زرتشت وجود دارد؟
65-آيا گوش كردن به آهنگ هاي تلوزيون و كودك گناه دارد؟
66-پدرم مي گويد بهشت زير پاي مادران قديم است مادران الان زير پايشان بهشت نيست چون هيچ رنجي براي بچه ها نمي كشند هنگام به دنيا آوردن كه سزارين مي كنند تا درد نكشند به جاي شير خود هم كه به بچه شير خشك مي دهند تا اذيت نشوند براي عوض كردن بچه هم از پوشك هاي آماده(ماي بي بي) استفاده مي كنند در دوران بارداري هم كه نه ماه مي خورند و مي خوابند و آشپزي ظرف شستن هم به بهانه بارداري به شوهر مي دهند؟ آيا اين استدلال پدرم صحيح است؟
67- آيا انسان ها مي توانند با جن ها ازدواج كنند؟
67- آيا حقيقت دارد كه چند سال پيش در حوزه علميه قم براي جعفر جني مجلس ختم گرفته اند؟
68-تقلب در امتحان حق الناس است يا حق الله؟ اگر در امتحاني چند سال پيش تقلب كرده ايم چگونه مي توانيم ان را جبران كنيم؟
69-چرا بعضي از سوره ها اسم حيوان است مثل بقره نمل عنكبوت؟اسم اين سوره ها را چه كسي گذاشته است؟
70-آيا داستان آرش كمانگير حقيقت دارد؟
71-آيا مي توان جومونگ را الگوي خود قرار داد؟
72-ما چون اهل تسنن هستيم بايد هنگام وضو دهانمان را بشوييم آخوندهاي ما گفته اند اگر دندانتان را پر كنيد وضويتان باطل است پس ما چه كنيم؟
73-آيا حقيقت دارد كساني را كه اسمشان ابوبكر ، عمر و عثمان است در ادارات استخدام نمي كنند؟
74-آيا دخترها حتما بايد چادر بپوشند تا حجابشان كامل شود؟
75-آيا صحيح است كه حضرت سليمان قاليچه اي داشته كه با آن پرواز مي كرده است؟
76-گوش كردن به آهنگ هاي غير مجاز به خاطر شعر آن (و نه لذت از آهنگ و صداي خواننده) حرام است؟
77-آيا همه شهيدان به بهشت مي روند حتي كساني كه قصد شهيد شدن نداشتند و شانسي تير به آنها خورده و شهيد شده اند؟اگر حق الناس بر گردن شهيدان باشد آيا باز هم به بهشت مي روند؟
78-آيا اين حقيقت دارد كه آيت الله طالقاني معتقد بود كه بايد كاهواره هاي زمان شاه به كارشان ادامه دهند؟
79-در فيلم حضرت يوسف برادرانش جلوي حضرت يوسف سجده كردند مگر نبايد فقط جلوي خدا سجده كرد؟
80-آخوندهاي ما مي گويند در فيلم مختارنامه چون به صحابه توهين شده نبايد آن را نگاه كرد گناه دارد چرا شيعه ها به صحابه توهين مي كنند؟
81-چرا خدا كره زمين و خورشيد و كرات آسماني را دايره اي شكل آفريد؟
82-پدرم خودكشي كرده آيا به جهنم مي رود؟(دانش آموز كلاس چهارم)
83-آيا درست است كه پيامبر سايه نداشت؟ آيا قبل از پيامبري هم سايه نداشت يا بعد از پيامبري اين طور شد؟آيا امامان هم همين طور بودند؟ خلفاي راشدين چطور؟
84- اگر عايشه بد است چرا پيامبر با او ازدواج كرد؟
85-ماما حضرت علي وقتي در كعبه به دنيا آمد كه بود؟
86-پيامبر چه شكلي بود ؟ چرا در فيلم ها شكل امام ها را نوراني نشان مي دهند؟
87-چه كار كنيم كه خواب بد و وحشتناك نبينيم؟
88-آيا اين درست است كه اگر يك تار موي زن در بيايد و نا محرم ببيند با همان تار مو در قيامت اعدام مي شود اگر اينطور باشد كه همه ما بايد اعدام شويم؟
89-عمر عثمان ابوبكر در كجا دفن شده اند و چگونه شهيد شدند(به درك واصل شدند)؟
90-حضرت آدم و حوا كه در بهشت ازدواج كردند چه كسي آنها را عقد كرد؟
91-چرا زبان مردم دنيا با هم متفاوت است مگر همه ما فرزندان آدم نيستيم؟
92-چرا دعاهاي ما را خدا مستجاب نمي كند؟
93- چرا رهبر(مقام معظم رهبري) به همه استان ها سفر مي كند اما به خراسان شمالي نمي آيد؟
94-اگر كسي روبرويمان باشد و نماز بخوانيم نمازمان باطل است؟ اگر تابلو روبرويمان باشد چه؟
95-آيا درست است كه مي گويند جغد و كلاغ شوم است؟ حديثي در اين مورد وجود دارد؟
96-آيا ايوب پيغمبر(امام زاده اي در بجنورد) همان مرقد حضرت ايوب است؟
97-در مورد زندگي مختوم قلي (شاعر تركمن) توضيح دهيد؟
98-بعضي ها روح احضار مي كنند آيا اين كار امكان پذير است؟
99-آيا درختان و گياهان هم با هم حرف مي زنند؟
100-آيا درست است جعفر قلي زنگلي (شاعر كرمانج) با امام صادق (ع) ديدار داشته است؟مختصري از زندگي او بنويسيد؟

پرسش 1:
سوالات فرهنگيان و دانش آموزان 2
شرح : 51-منظور از اينكه مي گويند آسمان هفت طبقه دارد چيست آيا عين آپارتمان هفت طبقه دارد؟در هر طبقه آسمان چه كساني زندگي مي كنند؟
پاسخ:

در قرآن كريم، هفت مورد به صراحت و دو مورد به كنايه(1) سخن از آسمان هاي هفت گانه آمده است.
قبل از آنكه مقصود از هفت آسمان روشن شود: لازم است به چند نکته اساسي اشاره شود:
1. مقصود از سماء (آسمان):
كلمه «سماء» و مشتقات آن كه سيصد و ده بار در قرآن كريم به كار رفته، داراي مفهوم جامعي است كه مصاديق و معاني متعددي از آن اراده مي شود از جمله:
الف. «سماء» در لغت از ريشه «سمو» به معناي بلندي است،(2) حتي برخي لغوبون ادعا كردند هر بالايي نسبت به پايين آن، آسمان و هر پاييني نسبت به بالاي آن ،زمين است.(3)
ب. آسمان در قرآن در دو مفهوم مادي و معنوي به كار رفته است:
آسمان مادي
- آسمان به معناي جهت بالا :
كَشَجَرَةٍ طَيِّبَة اصلها ثابت و فرعها في السماء
مانند درخت پربركت و پاكيزه كه ريشه آن در زمين ثابت و محكم است و شاخه هاي آن به آسمان كشيده شده است.(4)
-آسمان به معناي جوّ اطراف زمين :
و نزلنا من السماء ماءً مباركاً (5)
و از آسمان آب مباركي را فرو فرستاديم.
- آسمان به معناي مكان سيارات و ستارگان:
تبارك الذي جعل في السماء بروجاً و جعل فيها سراجاً و قمرا منيراً (6)
بزرگوار آن خدايي كه در آسمان برجها مقرر داشته و در آن چراغ روشن خورشيد و ماه تابان را روشن ساخت.
آسمان به معناي معنوي:
- آسمان به معناي مقام قرب و مقام حضور كه محل تدبير امور عالم است:
يدبّر الامر من السماء الي الارض (7)
اوست كه امر عالم را از آسمان تا زمين تدبير مي كند.
- آسمان به معناي موجود عالي و حقيقي)8)
و في السماء رزقكم و ما توعدون(9)
روزي تان و آن چه به شما وعده داده مي شود (كه ظاهراً بهشت منظور است) در آسمان قرار دارد.
2. مقصود از سبع (هفت) چيست؟
كلمه سبع (هفت) در عربي به دو صورت به كار مي رود.
الف. هفت به معناي عدد مشخص و معين كه در رياضيات به كار مي رود.
ب. هفت به معناي نماد كثرت؛ چرا كه گاهي در عرب كلمه «هفت» به كار مي رود و معناي كنائي آن (تعداد زياد و كثير) مراد است. (10).
3. مقصود قرآن از واژه «هفت آسمان»
مفسرين درباره واژه «هفت آسمان» چندين احتمال داده اند.
الف: هفت به معناي عدد حقيقي باشد كه در اين صورت اين احتمالات متصور است.
1. هفت آسمان پر از ستاره و سياره(11)؛ چون احتمال وجود هفت جهان مشابه كه هنوز كشف نشده است، وجود دارد.
2. هفت مقام قرب و حضور و موجود عالي معنوي (هفت آسمان)(12)
3. ممکن است منظور از آسمان، جهان باشد و هفت آسمان به هفت جهان مخلوق خدا اشاره کند. اين نظر صحيح تر به نظر مي رسد زيرا از آيات قرآن استفاده مي­شود كه تمام كرات و ثوابت و سيّاراتي را كه ما مي بينيم، همه جزء آسمان اوّل است ‌و شش عالَم ديگر وجود دارد كه از دسترس ديد ما و ابزارهاي علمي امروز بيرون است و مجموعاً‌هفت عالم را به عنوان هفت آسمان تشكيل مي دهند. شاهد اين سخن آن است كه قرآن مي گويد:
وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيح‏(13)
ما آسمان پايين را با چراغ هاي ستارگان زينت داديم.
وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيح‏(14)
ما آسمان پايين (نزديك) را با چراغهاى فروزانى زينت بخشيديم‏.
از اين آيات به خوبي استفاده مي شود كه همة ‌آن چه مي بينيم و جهان ستارگان را تشكيل مي دهد، جزء آسمان اوّل است و در ماوراي آن، شش آسمان ديگر وجود دارد كه در حال حاضر اطلاع دقيقي از جزئيات آن نداريم.
اين كه گفتيم شش آسمان ديگر امروز براي ما مجهول است و ‌ممكن است علوم بشري روزي از روي آن پرده بردارد، به اين دليل است كه علوم ناقص بشر به هر نسبت كه پيش مي رود، از عجايب آفرينش، تازه هايي را به دست مي آورد.
ب. اگر هفت، به معناي كثرت باشد در اين صورت احتمالات زير متصور است:
1. آسمان هاي زيادي (مجموعه كرات و سيارات و...) خلق كرد.
2. تعداد زيادي از طبقات جوّ آسمان را خلق كرد .
3. مراتب معنوي و مقامات قرب و حضور و موجودات عالي بسياري خلق كرد .
با توجه به ابهامي كه در معناي هفت آسمان قرآن وجود دارد و با توجه به ابهاماتي كه در مورد آسمان و كهكشان ها از نظر علمي وجود دارد؛ نمي توان درباره آن نظر قطعي داد و همه نظريات به صورت احتمال و گمان مطرح مي شود(15) امّا نبايد از اين نكته غافل شويم كه هدف قرآن هدايت معنوي و تربيتي بشر است . اشاره قرآن به مواردي از قبيل هفت آسمان و زمين، حركت خورشيد و زمين و... علاوه بر حقانيت آنها، نشان از قدرت لايزال او و هموار نمودن راه خداشناسي و آماده كردن زمينه تفكر و تدبر در آفرينش است. همچنين بعضي از مطالب علمي قرآن نيازمند به زمان و اثبات علم تجربي مي‌باشد. اگر علوم تجربي تا کنون در بعضي مسائل علمي قرآني نظريه تاييدي نداده اند، دليل بر باطل بودن نظريه قرآن نيست بلکه هنوز علم به کشف اين راز و رمز ها نرسيده است.
پي نوشت:
1 . بقره(2) آيه29 ـ اسراء(17)آيه 44 ـ مؤمنون(23)آيه 86 ـ فصلت(41)آيه 12 ـ ملك(67)آيه 3 ـ نوح(71) آيه15 ـ طلاق(65)آيه 12.
2. التحقيق في كلمات القرآن الكريم، حسن مصطفوي، (انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چ 1، تهران، 1371ش) ج 5، ص 254.
3 . مفردات، راغب اصفهاني، المكتبه الرضويه، تهران، 1332 ش، ماده سماء.
4. ابراهيم(14) آيه 24.
5.ق(50)آيه9.
6. فرقان(25) آيه 61.
7. سجده(32) آيه 5.
8. معارف قرآن، استاد مصباح يزدي، (انتشارات در راه حق، قم، 1367 ش)، ص 234؛ پژوهش در اعجاز علمي قرآن، دكتر محمد علي رضايي اصفهاني، انتشارات مبين، رشت، چ 1، 1380، ج 1، ص 134.
9. ذاريات(51) آيه 22.
10. لقمان(32)آيه27.
11 . التحقيق في كلمات القرآن الكريم، همان، ج 1، ص 165.
12.الميزان، علامه طباطبايي، نشر اسراء، قم، ج 16، ص 247 و ج 19، ص 327.
13.فصلت(41)آيه12.
14. ملک(67)آيه5.
15.: تفسير الجواهر، طنطاوي جوهري، دار الفكر، بي تا، ج 1، ص 46؛ پژوهش در اعجاز قرآن، ، ج 1، ص 126 ـ 142.

پرسش 2:
52-آيا كساني مثل فردوسي كه بعضي از داستان هاي او تخيلي است و واقعيت ندارد درو غگو محسوب مي شوند؟ چرا
پاسخ:

سخن بر خلاف حقيقت را دروغ گويند. با توجه به اين نکته، داستان سرايي هاي داستان سراياني چون فردوسي و ... که برگرفته از قوه تخيل نويسنده است دروغ نيست. زيرا حقيقتي نبوده که عوض شده باشد. بلکه مطالب حکمت آميز را در قالب داستان و تمثيل بيان کرده اند.
پرسش 3:
يكي از آخوندهاي ما كه مرده(اهل تسنن) مي گويند چشم برزخي دارد آيا داشتن چشم برزخي حقيقت دارد؟
پاسخ:

اين مرکز در مورد اشخاص و صحت و سقم اداعاهاي افراد در مورد آنان نظري ارائه نمي دهد؛ اما به طور کلي بايد گفت:
بر اساس برخي منابع ديني داشتن چشم برزخي و شهود باطن افراد يا مکاشفه اموري که براي توده افراد قابل ادراک نيست امري ممکن و شدني است . انسان هر مقدار از دلبستگي و وابستگي به ماديات و دنيا ي مذموم دور شود، به عالم برتر آن که عالم برزخ است، نزديک تر مي گردد و چه بسا حقايقي از آن عالم بر وي منکشف گردد.
اساساً داشتن چشم برزخي اگر نصيب برخي اوليا مي‌شود، براي مشاهده حقايق هستي و معارف عيني الهي است، به عنوان مثال يکي از اصحاب پيامبر به نام «زيد بن حارثه» و يا «حارثه بن مالک» روزي در مسجد نشسته بود، رسول خدا فرمود: «بر چه حالي؟» او عرض نمود: در حال يقين. حضرت فرمود: «هر چيزي علامت و نشانه‌اي دارد، علامت يقين شما چيست؟» او عرض کرد: گويا به سوي عرش نگاه مي‌کنم، مي‌بينم که روز قيامت فرا رسيده و حساب و حشر خلايق برپاست و من در ميان آنان هستم، گويا مي‌بينم به سوي بهشت و عده‌اي را که در ناز و نعمتند و بر بالش‌هاي زيبا تکيه زده‌اند، گويا مي‌بينم اهل دوزخ را که گرفتار عذابند».(1)
بر اساس اين گونه آموزه‌ها معلوم مي‌شود:
1- چشم برزخي حقيقت دارد و برخي از صالحان بدان مي‌رسند.
2- داشتن چشم برزخي براي ديدن حقايق هستي و معارف ديني است و نه مشاهده عيوب مردم.
3- کساني که به مقام معنوي که صاحب چشم برزخي مي‌شوند و مظهر اسم «عالم» خدا مي گردند ،‌مظهر اسم «الستار» نيز مي‌شوند، و اگر عيوب مردم را مشاهده کنند، آن را افشا نمي‌کند .به گفته مولوي:
هر کي را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند.
4- اين حالت براي افراد به طور دائمي نيست . در برخي مواقع خاص ايجاد مي شود و از برخي بزرگان نقل شده ، در چنين مواقعي سر به پايين داشتند و به مردم نظر نمي کردند.
پي‌نوشت‌:
1. ثقه الاسلام کليني، اصول کافي، ‌نشر دار الکتب الاسلاميه، تهران، بي‌تا، ج 2، ص، ‌باب حقيقت ايمان، حديث 1، ص 53.

پرسش 4:
54-معاويه(لعنة الله عليه) كاتب قران و حافظ قران است آيا كاتب و حافظ قران مي تواند انسان بدي باشد؟
پاسخ:

قرآن ‌پژوهان بر اين باورند اسنادي وجود دارد که نشان مي‌دهد بعضي از رساله‌ها و نامه‌هايي که به دستور پيامبر نوشته شد، با خط معاويه بوده است. اما در مورد کاتب وحي بودن او اختلاف نظر وجود دارد. در اينجا ذکر دو نکته ضروري است:
اول اينکه کاتبان ونويسندگان همه در يک سطح نبودند. برخي چون خط خوبي داشتند، گفته و شنيدهاي پيامبر را يادداشت مي‌کردند.
دوم اينکه کاتبان از حيث نقش و وظيفه متفاوت بودند برخي بيشتر به کار نوشتن وحي اشتغال داشتند، مانند زيد بن ثابت و اُبيّ و عدة ديگر کاتب خود پيامبر بودند که فقط نامه‌ها ورساله را تنظيم مي‌کردند.(1)
به نظر مي‌رسد معاويه چون نويسندگي را بلد بوده، به خدمت گرفته شده، نامه‌هاي پيامبر را مي‌نوشته و تنظيم مي‌کرده، ولي کاتب وحي نبوده است.
امام باقر(ع) فرمود: «وقتي معاويه در حضور پيامبر(ص) به نگارش مشغول بود، پيامبر با دست خود و شمشير اشاره به بَر و پَهلوي معاويه کرد و فرمود: اگر کسي روزگاري را درک کند که اين شخص امير و فرومانرواي مردم باشد، سزاست که پهلوي وي را با شمشير بدرد».(2)
مشهور است که نام معاويه جزء کاتبان رسول خدا(ص) آمده، ولي کتابت چه مدت بوده، مشخص نيست، چون معاويه در سال‌هاي آخر عمر پيامبر مسلمان شد. وقتي مسلمانان در سال هشتم هجرت وارد مکه شدند، ابو سفيان و خانواده‌اش (که از مشرکان سرسخت بودند) در برابر قدت اسلام تسليم و مسلمان شدند، از اين رو نمي‌توان دوران کاتب بودن معاويه را زياد دانست.
نکتة ديگر اينکه: کتابت وحي دليل بر فضيلت و خوب بودن فرد نيست، زيرا چه بسا افرادي بودند که به طور قطع جزء کاتبان وحي به شمار آمدند، ولي به دليل نفاق و انحراف و خلافکاري پيامبر دستور داد او را بکشند، مثل عبدالله بن سعد بن ابي سرح، به خاطر خيانتي که مرتکب شده بود.(3)
در روايات شيعه نه تنها هيچ فضيلتي براي معاويه ذکر نشده، بلکه به خاطر ظلم‌ها و جناياتي که در زندگي خود به مسلمانان روا داشته، سرزنش شده است. اصولاً در احاديث اسلامي معاويه چهرة خوبي ندارد. در کلام عالمان اهل سنت به خاطر تفرقه و ايجاد ناامني که بين مسلمانان به وجود آورده بود، مانند جنگ صفين هم تعريف شده و هم مذمت.
پي‌نوشت‌ها:
1. بهاء‌الدين خرمشاهي، دانشنامه قرآن، تهران، نشر ناهيد، 1377 ش ، ج 2، ص 1788 و 1787.
2 علامة مجلسي، بحار الأنوار، ج 19، ص 10، چاپ سنگي، به نقل از پژوهشي درباره تاريخ قرآن، ص 206.
3. محمد باقر حجتي، پژوهشي درباره تاريخ قرآن، دفتر نشر فر هنگ اسلامي، تهران، ص 205.