با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

نظریه یادشده هرگز شایبه تشبیه را بوجود نمی آورد چون اولا: مسله تشکیک در مراتب وجود مطرح ویک بحث وجود شناختی است و آن هم فارغ از تقسیم وجود به واجب و ممکن وهر گونه تقید برای وجود است، در حالی که قلمرو شبهه تشبیه مربوط به اوصاف وجود است و نه خود آن یعنی شبهه کننده تصورش این است که خداوند در فلان صفت ها شبیه مخلوق خود است پس شبهه تشبیه موضوعا از بحث وجود شناختی بیرون و در واقع مربوط به مسله صفت شناختی است.
ثانیا : اگر در بحث تشکیک دقت شود هر گز زمینه ی برای این شبهه وجود ندارد، بدین بیان که تشكيك در جايى مطرح مى‏شود كه هم وحدت باشد و هم كثرت، وحدت حقيقتا در كثرت ظهور يافته باشد و كثرت حقيقتا بر وحدت بازگشت نمايد. بنابراين مفهوم وجود تشكيك‏ پذير است و اين تشكيك به تبع حقيقت وجود است. در اصل تشكيك از براى حقيقت وجود تحقق دارد و اين حقيقت است كه عرض عريضى را از واجب بالذات تا هيولى اولى اشغال كرده است و تمام اين مراتب در طول هم و به نحو رابطه على و معلولى قرار گرفته‏اند و همواره مراتب مافوق و سابق علت از براى مرتبه مادون و لاحقند معلول هیچگاه در رتبه علت نیست تا به آن تشبیه شود و در عين حال يك حقيقت بيشتر نيستند.
مفهوم وجود يك معنا بيشتر ندارد كه ظهور و حضور باشد و اين يك معنا هم بر واجب صدق مى‏كند و هم بر ممكن. در اين جا مى‏خواهيم بگوييم با اين كه مفهوم وجود يك معنا دارد، اما همان يك معنا، در صدقش بر مصاديق تشكيكى است، يكسان نيست. در واجب همان يك معنا به نحو شديد و فوق مالايتناهى صدق مى‏كند و بر ممكن به نحو ضعيف و بر مراتب متوسط به توسط.
تا اين جا بيان شد كه وجودى كه محور فلسفه متعاليه ملاصدرا است، و هم در حق تعالى ظهور دارد و هم در ممكنات و با توجه به اصول اشتراك معنوى و تشكيك معناى آن،که براى عقول بشرى قابل فهم است نه تشبيه لازم مى‏آيد و نه تعطيل. به لحاظ تشكيك‏پذيرى وجود، از تشبيه رهايى يافته‏ايم و به لحاظ اشتراك معنوى از تعطيل.(1)

پی نوشت:
1. جوادى آملى، رحيق مختوم شرح حكمت متعاليه، قم، مركز نشر اسراء، چاپ اول، 1375.ج1، ص253.