با سلام
ميدونم سوالم اصلا جاب نيست و قبل از پرسيدن از خدا طلب مغفرت ميكنمم اما اين سوال واقعا چند مدته داره بدجور آزارام ميده قران ميخوندم به ايه اي برخورد كردم كه ميگفت همه موجودات خدا رو تسبيح ميكنند اما شما نميفهميد يه دفعه به ذهنم اومد كه نعوذ بالله ايا نجاسات هم خدا رو تسبيح ميكنند اين سوال واقعا داره من رو ازار لطفا اگه ميشه راهنماييم كنيد شايد از اين دردي كه دارم راحت شم با تشكر
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پیش از هر چیز باید بدانید که در مورد تسبیح عمومی موجودات تفاسیر گوناگونی ارائه می شود از جمله آن که:
مراد از تسبیح گویى اشیا با توجه به این که زبان ندارند، این است که هر موجودى چون نیاز صرف است و به خدا وابستگى کامل دارد، با تمام وجود اعلان نیازمندی به خدا می کند و این نیازمندی همان تسبیح گویی او در برابر خدا تلقی می شود؛ چون هر ذره اى از عالَم وجود نقص خود را مى داند و از طرفى تمام کمالات را در خدا مى بیند، زبان به تسبیح و تحمید خدا مى گشاید و از درون هر ذرّه اى "سبحان الله والحمد الله" بلند است. چون همة اشیا عین احتیاج و نیازند و خدا عین بى نیازى و کمال و جمال است، او را تسبیح و تقدیس مى کنند.(1)
در واقع این تسبیح و حمد همان است که آن را "زبان حال" مى نامیم نه آنکه لزوما الفاظ خاصی در این زمینه از موجودات خارج شود.
این زبان حال گاهى آن قدر قوى و نیرومند است که "زبان قال" را تحت الشعاع قرار مى دهد، مانند این که به شخصى که آثار ناراحتى و درد و رنج و بى خوابى در چهره و چشم او نمایان است مى گوییم: هر چند تو از ناراحتیت سخن نمى گویی، امّا چشم تو مى گوید که دیشب به خواب نرفته اى و چهره ات گواهى می دهد که از درد و ناراحتى رنج مى بری.
عالَم هستى با نظام عجیبش، با آن همه راز ها و اسرارها که در هر ذره اى جهانى با نظم و دقّت حساب شده پیدا است، ستاره ها و سیّاره ها و کهکشان ها و گردش دقیق زمین و خورشید و خلقت عجیب و دقیق و حساب شدة بدن انسان و سایر موجودات فریاد مى زنند: آفرین بر خدا، پاک و منزه است او؛ او بزرگتر است؛ نیست خدایى جز او.(2)
با این بیان همه موجودات حتی آنچه در نظر ما فضولات ونجاسات محسوب می شود، از این قاعده مستثنی نبوده ،عرض نیاز از سراسر وجود او بلند است. در واقع در این نکاه دقیق همه عالم عین لطف و رحمت خداوند و تجلی او محسوب می شوند و در این جایگاه تقسیم بندی موجودات به نجس و پاک و فضولات و خیرات بی معناست زیرا همه چیز عین لطف و عنایت و جود الهی است و هر چیز در این تفسیر در جایگاه خود ارزشمند و متعالی است و البته در عین حال و با تمام هستی خود اعلان فقر و نیازمندی به خداوند را عرضه می دارد.
پی نوشت ها:
1.علامه طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسين حوزه علميه قم، قم، 1417 ق، ج 13، ص 110.
2.آیه الله مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه، تهران، 1374 ش،ج 12، ص 133 تا 136، با تلخیص و اضافات.






