ایادرحکومت جمهوری اسلامی که ولی فقیه دارد دادن حکم ارتداد ازسوی مراجع دیگرمضموم نیست؟ایاحکم ارتدادشاهین نجفی که کمترکسی اورا میشناخت باعث معروفیت وی واشاعه شعربی ادبانه اش نمیشود؟ایاباعث حمایت مذاهب اسلامی ضدشیعی نمیشود؟ایااینگونه احکام ارتدادباعث لوس وکم ارزش شدن حکم ارتداد نمیشودمگرهرانسان مجنون یاحقیری که اینگونه عمل کندباید ارتدادش را اعلام کرد؟عظمت اسلام انقدرحقیرنشده که بزرگترین احکام خود رابرای انسانهای ناچیزهزینه کند ومقام مرجعیت رادرمقابل یک ذره نجس قراردهد .چرامراجع دیگرموضعگیری نکردند؟

در پاسخ به سوال شما توجه به چند امر ضروري است.
1- حكم ارتداد به دست حاكم شرع است و نه فقط به دست ولي فقيه ( به معناي رهبر و حاكم جامعه اسلامي ). هر كدام از مراجع ديني و حتي مجتهدین غير مراجع نيز، اگر جامع الشرائط باشند می توانند حکم ارتداد را در محکمه شرعی و با ثبوت ادله ، اعلام کنند.
2- مساله سبّ النبی که سبّ الائمه هم به آن ملحق می شود، با مساله ارتداد متفاوت است. به این معنا که سبّ النبی نیاز به حکم ندارد ولی اثبات ارتداد نیاز به حکم حاکم شرع دارد. بنابراین کسی که توهین به پیامبر و ائمه علیهم السلام کرده باشد و قصد توهین نیز داشته باشد اگر مصداق سبّ النبی باشد، چه حاکم شرع حکم دهد و چه ندهد، مجازات او مرگ است و هر کس توان مجازات او را داشته باشد می تواند آن را اجرا کند.
حضرت امام در تحریر الوسیله می فرمایند: «من سب النبی ... وجب على سامعه قتله ...و کذا الحال لو سب بعض الأئمة علیهم السلام» " کسی که به پیامبر گرامی اسلام دشنام دهد واجب است کشتنش بر آنکه این توهین را می شنود... و همین حکم است در مورد سب یکی از ائمه علیهم السلام" (1) ‏
3- فتوای آیت الله صافی گلپایگانی که به اسم حکم ارتداد فرد مورد نظر، شایع شده است در حقیقت جواب استفتائی است که به صورت کلی و استفتاء از حکم افرادی که اهانت به اهل بیت می کنند، پرسیده شده است و پاسخ هم به همان صورت ارائه شده است. وقتی سوالی از مرجعی پرسیده می شود، مرجع نمی تواند بگوید این سوال را از من نپرسید و از مرجع دیگری سوال کنید. در حقیقت این پاسخ، مساله ای است که در رساله مراجع نیز آمده است و مانند دیگر استفتائات در پاسخ این سوال نیز قید شده است.
4- این گونه احکام در صورت صدور در چنین مواردی، نشان از غیرت دینی علما و مراجع بزرگوار دارد که از طرف ائمه اطهار علیهم السلام به عنوان حافظان دین و شریعت و مذهب معرفی شده اند و وظیفه دارند هر حرکت نابجائی را رصد کنند و از ورود خلل به دین و اعتقادات مردم جلوگیری نمایند. به خصوص زمانی که مشاهده می شود این حرکت توهین آمیز یک حرکت فردی اتفاقی نمی باشد بلکه حرکتی است سازماندهی شده برای هجمه گسترده از طرف دشمنان، علیه مبانی و مقدسات دین مبین اسلام و این مساله را می توان از میزان حمایتهای گسترده رسانه ای و حقوقی و سیاسی جبهه استکبار از این فرد ناشناس، فهمید. این چنین حمله گسترده ای پاسخی گسترده و همه جانبه را می طلبد و نمی توان با ارجاع دادن همه امور به ولی فقیه ، خود را از زیر بار مسوولیت رها کرد. ولی فقیه راس حرکت است و دیگران نیز در هر زمینه و به هر صورت که می توانند باید در این جهت تلاش و کوشش نمایند.
5- شیعه و سنی در حکم توهین به مقدسات دینی اختلافی ندارند و هر یک از این مذاهب بر لزوم مبارزه با چنین حرکتهائی تاکید دارند. بنابراین چنین احکامی نه تنها باعث حمایت مذاهب اسلامی دیگر نخواهد شد. بلکه حس غیرت و دفاع از مقدسات را در آنها هم زنده خواهد کرد.
6- یقینا در صدور احکام شرعی و دینی باید رعایت مصالح دین و امت ملاحظه شود ولی باید توجه داشته باشیم که مرجع تشخیص این مصالح همین فقهائی هستند که از طرف ائمه علیهم السلام به عنوان مرزبانان مرزهای اعتقادی امت اسلام تعیین شده اند. بهتر است در اینگونه موارد به جای خرده گیری ، سعی در اطاعت و تبعیت از علما و مراجع بزرگوار داشته باشیم.
پی نوشت :
1. امام خمینی ، تحریر الوسیلة، قم ، انتشارات جامعه مدرسین ، بیتا ، ج‏2، ص 477.