باسلام وخسته نباشید خدمت استاد بزرگوار سوال من این است که پیامبرانی در ایران ظهور کردند وبنا بر تعاریف تاریخی یکتا پرست بودند (زردتشت-وذوالقرنین چرا دین این پیامبران به صورت رسمی اعلام نشدباتوجه به اینکه این پیامبران به معاد هم اعتقاد داشتند؟وحال بعضی از دوستان جوان که در کنار هم مینشینیم و بحث میکنیم میگویند که دین ما ایرانیان یک دین تحمیلی وبا زور شمشیر از سرزمین اعراب وارد شده وطبق اطلاعاتی که من دارم اکثر پیامبران در سرزمینهای اعراب ظهور کردند تا این مردمان را از جهالت در بیاورند ویکتا پرستی را به این مردمان بیاموزند ولی تمام پیامبران امدند و رفتند هنوز که هنوزه این مردمان به نظر من هدایت نشده اند وبا این شاهکارهایی که بزرگان اعراب انجام میدهند تیشه برریشه اسلام میزنند وآبروی مسلمانان را میبرند ودرعجبم که خداوند که آگاه همه امور هست چرا این همه پیامبر را برای این سرزمین ماموریت هدایت داد؟ باتشکر
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشتان داراي بخشهايي است كه به تفكيك پاسخ خدمتتان ارايه مي شود.
بخش نخست پرسش
چرا دين زرتشت دين رسمس ايران باقي نماند؟
از تاریخ ادیان الهی و برخی روایات اسلامی به دست میآید: زرتشت از ادیان الهی و این دین منسوب به زرتشت می باشد. زرتشت پیامبری از پیامبران الهی است، عدهای ظهور او را در قرن یازدهم قبل از میلاد و برخی در قرن ششم یا هفتم ذکر کردهاند. (1)
اما لازم است توجه داشته باشيم با ظهور پيامبر و دين بعدي آن دين نسخ مي شود با ظهور دين مسيحيت دين زرتشت نسخ شده است و بر زرتشتيان لازم بود به دين حضرت عيسي در آيند همان گونه كه با ظهور دين اسلام بر تمامي مسيحيان لازم گشت به دين اسلام در آيند چرا كه دين اسلام خاتم اديان مي باشد.
پس دليل آنكه دين زرتشت دين رسمي باقي نماند آن است كه حتي پيش از اسلام آن دين با آمدن دين مسيح نسخ شد و با ظهور دين اسلام و آشنا شدن مردم ايران با اسلام به دين اسلام گرويدند
بيان داشتيد دین ما ایرانیان یک دین تحمیلی و با زور شمشیر از سرزمین اعراب وارد شده. بايد گفت:
در اسلام پذیرش دین اجباری نیست و از منظر اسلام انسان ها در انتخاب دین آزاد هستند، همینطور در اسلام جنگ به منظور کشور گشايي و قدرت گرايي وتحمیل عقیده جايز نيست. حمله مسلمانان درایران هم به منظور اجبار ایرانیان به پذیرش اسلام نبود و اسلام با شمشیر وارد این کشور نشد، بلکه این حمله به منظور آزادی ایران از قید وظلم حاکمان کشور صورت گرفت،البته این جنگ در گرایش مردم ایران به اسلام بی تاثیر نبود. تاريخ نشان مي دهد که حاکمان برمردم ايران ظلم و آنان شديداً رنج مي بردند و از حکومت و رهبران خود راضي نبودند. حمله اعراب به ايران موجب گرديد که زمينه گسترش اسلام در کشور فراهم گردد. زمینه های پذیرش اسلام قبل از جنگ در ایران وجود داشت، چنانکه در زمان حیات پیامبر(ص) و پیش از ورود اسلام به ایران، بسیاری از ایرانیان ساکن در یمن، اسلام آوردند و جزء مسلمانان فداکار در راه اسلام شدند. عده زیادی از مردم بحرین ـ که در آن روز محل سکونت ایرانیان بود ـ در اثر تبلیغات به اسلام گرویدند. حتی حاکم آنجا که دست نشانده پادشاه ایران بود، مسلمان شد. ایرانیان در این دو جا به صورت گروهی اسلام را پذیرفتند و بعضی نیز به صورت فردی اسلام آوردند و در رأس آنها سلمان فارسی است. همین مقدار سابقه ایرانیان با اسلام در زمان پیامبر کافی بود که بسیاری از آنها با اسلام آشنا شوند.
مسلمانان درآن زمان آنچنان قدرت نداشتند که گفته شود اسلام با قدرت ایرانیان را مسلمان نمود، زیرا جنگ میان اسلام و ایران در زمانی رخ داد که ایران یکی از دو قدرت درجه اول بود که بر جهان حکومت می کردند. بقیه کشورها تحت الحمایه آنها بودند یا باجگزار آنها. ایرانیان از نظر وسایل جنگی و سرباز و فراوانی جمعیت و امتیازات دیگر، برتری فوق العاده نسبت به مسلمانان داشتند. جمعیت آن روز این کشور را با توجه به گستردگی آن، حدود 140 میلیون تخمین زده اند که گروه بی شماری از آنان سرباز بودند. در حالی که سربازان اسلام به شصت هزار نمی رسید و این گروه از نظر آشنایی با فنون جنگی در مقایسه با ایران، بسیار در سطح پایین قرار داشتند. با این اوصاف، محال است جمعیتی با این شرایط، بر حکومت ساسانی پیروز شود و آن را به کلی محو و نابود سازد. (2) مهم ترین عامل شکست را باید در نارضایتی ایرانیان از وضع دولت و آیین و رسوم اجحاف آمیز آن زمان دانست؛ (3) چرا که رژیم حاکم و اوضاع اجتماعی و دینی در آن روز به قدری فاسد و خراب بود که تقریبا همه مردم ناراضی بودند. جنگ مسلمانان، با 140 میلیون ایرانی نبود بلکه جنگ با حاکمانی بود که پشتوانه مردمی نداشتند. ایرانیان بعد از پیروزی عرب ها، در اثر تماس با مسلمانان و آشنایی با دین اسلام به مرور و تدریجا اسلام را اختیار کردند. چنین نبود که به زور اسلحه و یکباره اسلام را بپذیرند. اسلام در اوایل قرن اول وارد ایران شد اما بیشتر ایرانیان از اوایل قرن سوم به بعد به اسلام گرویدند. و تا آن وقت هنوز بسيارى از مردم ايران به كيشها و آيينهاى قديم از قبيل زرتشتى و مسيحى و صابى و حتى بودايى باقى بودند. سفرنامههايى كه در قرن سوم و چهارم نوشته شده حكايت مىكند كه تا آن زمانها در ايران آتشكدهها و كليساهاى فراوان وجود داشته است، بعدها كم كم از عدد آنها كاسته شده و جاى آنها را مساجد گرفته است.(4)
دراین خصوص به کتاب ارزشمند خدمات متقابل اسلام و ایران، تألیف شهید مرتضی مطهری،مراجعه نمایید.
بيان داشتيد اکثر پیامبران در سرزمینهای اعراب ظهور کردندا
بايد بدانيد كه همه پیامبران از اعراب نبودند. تنها پیامبر اسلام و دو سه پیامبر دیگر از جمع تمام پیامبران شناخته شده از
اعراب هستند.
براساس روایات انبیای الهی از قوم های متفاوت بوده و منحصر در قوم عرب نبوده اند. از میان انبیا چهار تن از قوم عرب بوده اند:
1. حضرت هود.
2. حضرت صالح.
3. حضرت شعیب.
4. حضرت محمّد.(5)
بخش سوم كه چرا مردم همچنان هدايت نشده اند؟
در پايان لازم است بدانيد هدايت امري نسبي است آيا جمعيت انبوهي كه از شرك و بت پرستي دست برداشته و به يگانه گي خداوند ايمان آورده اند و بسياري از دستورات اسلام را انجام مي دهند هدايت نيافته اند ؟
آري هدايت نهايي و كامل با ظهور آخرين منجي بشريت كه تمامي اديان وعده ظهورش را به پيراونشان داده اند به وقوع خواهد پيوست .
پی نوشت ها:
1. عبدالله مبلغی آبادانی، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، قم، منطق، 1373ش.ج 1، ص 334ـ 336.
2. مرتضی مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، قم، جامعه مدرسین ، 1362، ص77 -58 -59.
3. همان، ص76.
4. مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى، ج14، ص: 101.
5. بحارالانوار، ج 11، ص 32.






