با عرض سلام
به این مطلب لطفا توجه فرمایید:
"خداوند مقدارى خاک از قسمت‌هاى سخت و نرم زمین و خاک هاى مستعد، شیرین و شوره زار آن گرد آورد و آب بر آن افزود تا گلى خالص و آماده شد و با رطوبت آنرا بهم آمیخت تا به صورت موجودى چسبناک درآمد و از آن صورتى داراى اعضاء و جوارح ‏پیوستگی‌ها و گسستگی‌ها آفرید، آنرا جامد کرد تا محکم شود و صاف و محکم و خشک ساخت‏ تا وقتى معلوم و سرانجامى معین و آنگاه از روح خود در او دمید، پس به صورت انسانى‏ داراى نیروى عقل که وى را به تکاپو مى‏اندازد در آمد و داراى افکارى که به وسیله آن در موجودات تصرف نماید."
حال سوال این است:
آیا خداوند متعال نمی توانسته اند بگویند ( کن ) و آدم خلق شود؟ یعنی در یک لحظه و چشم به هم زدن؟ لزوم طی این مراحل چه بوده است؟ خداوند که می توانسته در یک آن انسان را خلق کند جرا این همه مراحل را طی کرده است؟
با تشکر از پاسخگویی جنابعالی

با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

در ابتدا باید اشاره شود فعل خداوند از آن نظر که به خود او منسوب است همان است که گفته شده :
چو قاف قدرتش دم بر قلم زد هزاران نقش بر لوح عدم زد
یعنی فعل خدا وند از این لحاظ با "کن فیکون" انجام می شود و نیازمند مقدمات ، شرائط و زمان و ... نیست . ولی همین فعل از آن نظر که به خلق و مخلوق نسبت دارد. همان است که در آیه مبا رکه فرمود:
"وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَـَوات‌ِ وَالاْرْض‌َ وَ مَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّة‌ِ أَیَّام‌...;(1) و در حقیقت‌، آسمان‌ها و زمین و آن‌چه را که میان آن دو است در شش روز آفریدیم‌..." یا در مورد خلقت انسان در برخی روایات تبیین شده است .علامه طباطبایی در این باره می فرماید:
« وجود اشیا از این جهت که کار خدا است، مانند چشم بر هم زدنی صورت می‌گیرد، ولی از جهت وجود خود تدریجی است و کم کم حاصل می‌شود». (2)
به عبارت روشن تر وقتی ارادة خدا بر وجود چیزی تعلق گرفت‌، وجود آن‌، بر چیز دیگری توقف ندارد و ارادة خدا علت تامة وجود آن است و خداوند هر طور که اراده کند، آن مخلوق به همان گونه موجود می‌شود، یعنی اگر اراده کند در یک لحظه موجود شود، در همان یک لحظه و اگر اراده کند در چند میلیون سال موجود شود ،در همان مقدار از زمان‌، بدون کم و زیادی موجود می‌شود.(3)
آن‌چه خدا انجام می‌دهد، همان اراده است‌، که اراده زمان ‌بردار نبوده و در زمان واقع نمی‌شود. اما آن‌چه تحقق می‌یابد و موجود می‌شود، دو قسم است‌:
موجودی مادی و محدود به ظرف زمان است و یا موجودی مجرد و غیر زمانی‌ ؛
در مورد مجردات واضح است که وجودشان زمان بردار نیست و بلافاصله بعد از ارادة خدا در یک لحظه موجود می‌شوند. اما، از آن‌جا که ماده شایستگی آفرینش دفعی را ندارد، محال است موجودات مادی در یک لحظه خلق شوند و این به قدرت خالق ربطی ندارد; پس در خلقت موجودات مادی آنچه از خدا واقع می‌شود، همان اراده است‌. و چون موجود مادی به علّت‌ِ مادّی بودن‌، زمان‌دار است‌، باید در زمان مشخصی موجود شود و خلق‌ِ موجود مادی بدون زمان محال است‌.(4)
به همین دلیل خلقت موجودات مادی متوقف بر حصول شرائط و تحقق مقدماتشان است ، هرچند کم و کیف این مقدمات در اختیار خداوند است و این گونه نیست که مثلا در خلقت انسان خداوند نمی توانست در زمانی کوتاه تر این سیر چند مرحله را بگذراند ، اما در عین حال سنت خداوند درنظام طبیعت طی شدن عادی و جاری علل و عوامل طبیعی و تحقق مقدمات و رسیدن به نتایج است .

پی نوشت ها :
1. ق(50) آیة 38.
2. علامه طبا طبایی، المیزان، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم‏، قم‏، 1417 ق، ج19، ص 87- 88.
3. ناصر مکارم، تفسیر نمونه‌، نشر دار الکتبالاسلامیه تهران، ج 1، ص 418، بقره 117.
4. مصباح یزدی‌ معارف قرآن‌، نشر انتشارات اسلامی‌. قم، ص 177 ـ 192.