با سلام و احترام
در خداشناسی با مشکل مواجه شده ام
دلم به حضور خدا گواهی می دهد
ولی عقلم با سئوالهای پی در پی خواب را بر من حرام کرده است.
خواهشمند است خداشناسی عقلی را به من بیاموزید و یا روش و منابع آن را بیان نمائید تا به دنبال خدا بروم.
بازهم تاکید می کنم خداشناسی عقلی نه نقلی
قبل از هر چيز لازم است عرض كنيم كه شک و تردید در موضوعات دینی به خصوص در مسایل اعتقادی امری کاملا طبیعی و حتی قابل قبول است . تا شک و تردید نباشد، علم و یقین و ایمان کامل حاصل نمی شود ، اما باید مواظب بود که در این حالت توقف و رکود نداشت ، چنان که شهید مطهری می فرماید : شک پل خوبی است اما منزل گاه خوبی نیست .
در واقع مشکل این جاست که بسیاری از افراد در این زمینه گرفتار نوعی تساهل و بی توجهی خطرناکند و مشکلات فکری از این دست را چندان جدی نمی گیرند و نیازی نمی بینند که برای حل این مشکلات فکری لازم است هرچه سریع تر به کارشناسان خبره در این زمینه مراجعه نمایند، البته وضعیت شما به مراتب از بسیاری دیگر از افراد بهتر است؛ زیرا دغدغه وضعیت فعلی خود و میل به رسیدن به یقین و ایمان اطمینان بخش در شما وجود دارد که بسیار خوب و ارزشمند است .
همه مراجع تقلید تاکید می فرمایند که انسان نمی تواند در اعتقادات اصلی و اصول دین خودش تقلید نماید. لازم است که با تحقیق و بررسی و تامل، مبانی دینی خود را به دست آورده، به مقتضای آن به دستورات شریعت عمل نماید ؛ اما لازم نیست که هر فردی به دنبال یادگیری مبانی علمی و فلسفی و علوم مختلف دیگر باشد تا اصول دین خود را از راه عقلی و با استدلالات منطقی اثبات نماید ، بلکه می توان با تفکر و تامل و استدلال های ساده عقلی به ایمان و اطمینانی درونی برسد ، اما استدلال ها به تناسب هر فرد باید کامل تر و متقن تر باشد تا شک و تردید آن را متزلزل نسازد و فرد را دچار مشکل نکند .
در مورد ترديدي كه در مورد وجود خداوند پيدا كرده ايد، توضيح چنداني نداديد كه اين ترديد بر اساس چه عوامل و دلايلي رخ داده است ، آيا ناشي از حادثه خاصي بوده يا يك فكر معين و شبهه خاص چنين ترديدي را در شما به وجود اورده ؟ در هر حال پيشنهاد مي كنيم اگر در گذشته در مورد اثبات خداوند باوري از روي تحقيق و تامل نداشته ايد ابتدا به مطالعه كتاب هاي مربوط به اثبات خداوند بپردازيد و آن گاه در مورد سوالات و ابهامات احتمالي به تحقيق و پرس و جو بپردازيد .
در زمینه اثبات وجود خدا، کتاب های زیادى تألیف شده است . اگر علاقهمند به بیان ساده و روان و در عین حال استدلال محکم و منطقى هستید، کتاب آفریدگار جهان، تألیف آیتالله ناصر مکارم شیرازى و نیز کتاب خدا را چگونه بشناسیم، از همین مؤلف را به شما پیشنهاد مىکنیم. به علاوه كتاب پرسش ها و پاسخ هاي دانشجويي جلد 1 و 5 ، نشر نهاد نمايندگي ولي فقيه و کتاب توحید شهید مطهری نیز از بیان قوی و علمی در خصوص براهین مشهور اثبات خداوند برخوردار است که به نوعی علمی تر و عمیق تر است ، پيشنهاد مي شود .
در ضمن کتاب خدا و علم (در برخی چاپ ها "خدا و دانش") اثر فیلسوف مشهور ژان گیتون و برادران بوگدانف ، منتشر شده توسط دفتر نشر تبلیغات اسلامی ، اثری منحصر به فرد است.
در هر حال حتي اگر امكان مطالعه اين كتاب ها را نداريد وضعيت دقيق فكري خود را با ما درميان بگذاريد . با تشكر
اما در پاسخ به درخواست شما یكي از استدلال هاي عقلي در مورد اثبات خدا را مطرح مي نماييم :
برهان علیت :
برهان علیت برهانی کاملا معقول و عام است که با اندکی تامل در اجزای آن می توان دریافت که امکان انکار و تردید در آن وجود ندارد ؛ این برهان از یک اصل کاملا بدیهی و ضروری تشکیل شده است که می گوید : « هر پدیده ای نیاز به پدید آورنده دارد » .
این اصل می گوید هر چیز که پدیده است، یعنی هر چیزی که نبود و بود شد یا هر چیز که ایجاد شده است و سابقه نبودن دارد و به عبارت فلسفی هر چیز که « ممکن الوجود» است -یعنی الان هست، اما بودنش ضرورتی ندارد و می توانست نباشد - نیاز به علت دارد . دلیل آن هم کاملا واضح است، زیرا هر یک از ما به راحتی با مراجعه به عقل مان در می یابیم که هر پدیده ای پدید آورنده ای می خواهد ، زیرا نمی تواند خودش ، خودش را به وجود آورد ،چون قبل از به وجود آمدنش نبوده تا این کار را بکند . بدون هیچ علتی هم معقول نیست که از نیستی به هستی تبدیل شود . پس حتما علتی غیر از خودش برای به وجود آمدن داشته است .
بر این اساس هر چه در جهان هستی یافت می شود که دارای عمر معینی بوده ، در زمان خاصی پدید آمده ، یقینا پدید آورنده ای داشته است. پدید آورنده در نهایت باید به موجودی ختم شود که خود پدیده نباشد . اگر همه موجودات عالم از قسم پدیده باشند و هر یک دیگری را به وجود آورده باشد ، اولین پدیده بی علت خواهد ماند ، زیرا همه پدیده های دیگر معلول او محسوب می شوند . بعد از او به وجود آمده اند، ولی خود او دارای علتی نیست که این امر محال و خلاف فرض است .
همه جهان هستی که ما می شناسیم و مرزهای بی کران کائنات دارای عمر معینی بوده و در زمان خاصی و بر اساس داستان معینی (بیگ بنگ یا نظریه رسیمان یا هر فرضیه دیگری) به وجود آمده است ؛ در واقع اختلافی که در نظر دانشمندان در خصوص عمر کائنات وجود دارد ،به مقدار این امر بر می گردد، نه به اصل ایجاد آن، در نتیجه آنچه به عنوان موجودات عالم می شناسیم ، همه در زمره پدیده ها هستند و نیازمند به علت . علت ها هم در نهایت باید به علتی بر گردند که خود معلول علت دیگری نیست ؛ این موجود همان چیزی است که نام او را « خدا » می گذاریم .
البته بحث دقيق تر در اين زمينه كه چرا موجودات نمي توانند علت يك ديگر باشند به بحث دقيق استحاله دور و تسلسل مربوط مي شود كه دلايل گوناگوني بر آن اقامه شده است ، اما به طور مختصر بايد گفت كه:
اگر بنا باشد موجودات (پديدها) علت ايجاد هم باشند در نهايت لازم مي آيد يك موجود هم علت باشد و هم معلول كه اين امر دور محال ناميده مي شود ، يعني لازم است الف علت ب و ب علت ج و ج علت دال باشد؛ اما در نهايت دال علت الف باشد كه اين ضرورتا محال است چرا كه لازمه آن اين است كه دال هم علت الف باشد هم معلول آن .
يا اين كه علت موجود 1 موجود 2 و علت موجود 2 موجود 3 و ... باشد كه همه به عنوان يك سلسله و زنجير تا بي نهايت به علت قبلي منتهي شوند ؛ بطلان اين ادعا نيز روشن است. زيرا اگر همه اين سلسله بي نهايت علت و معلول ها را در ذهن خود در يك مجموعه در نظر بگيريم و بپرسيم آيا همه اين مجموعه پديده است يا خير؟ ناچاريم بگوييم : بله ؛ در نتيجه وقتي همه اين ها پديده شدند ، نيازمند علتي بيرون از خود هستند كه پديده نباشد و در اين مجموعه قرار نگيرد .
با توجه به نكات ذكر شده، اشکالی که برخی به اصل برهان عليت مطرح می کنند و می گویند اگر هر چیزی علتی می خواهد ، پس علت خدا چیست ، هم از اساس بی معنا است، زیرا موضوع قانون علیت هر پدیده است، نه هر چیز یا هر موجود تا شامل خداوند هم بشود ؛ ذات خدا چیزی نیست که قبلاً نبود و بعد به وجود آمد تا به دنبال علت او باشیم . او ازلی است. بله اگر در زمانی نبود و بعد به وجود آمد ، باید سراغ علتش برویم ،و این فرض با خدا بودن ، واجب الوجود بودن و ازلی بودن سازگار نیست.
البته ممکن است گفته شود چطور ممکن است یک موجود وجودش ذاتی باشد و این وجود را از چیز دیگر نگرفته باشد ، یعنی علت نداشته باشد ؟ در پاسخ می توان گفت: این امر هر چند برای ما که همواره با موجودات ممکن و پدیده سروکار داریم ، نامانوس است؛ اما از نظر عقل وجود چنین موجودی محال نیست ، بلکه با دقت و تامل می توان دریافت که لازم و ضروری است .
این امر در امور متداول و عادی زندگی ما هم نمونه هایی دارد ، مثلا می توان گفت : روشنایی هر چیزی که روشن شده ، به وسیله نور است ، ولی نمی توان گفت : پس روشنی خود نور از چیست ؟ چون نور خودش ذاتاً روشن و نور است ، معنی ندارد دنبال علت دیگر برای آن بر آییم. چیزی که نور نبود و نور شد ، باید دنبال علت نورش بود ، نه چیزی که ذاتش فقط همان نور است . (1)
پي نوشت :
1. ر ك : محمد سعيدي مهر ، آموزش كلام اسلامي ، نشر طه تهران 1383 ش ، ج 1 ص 57 .






