عن فاطمه الزهراء «... ابْتَدَعَ الْأَشْيَاءَ لَا مِنْ شَيْ‏ءٍ كَانَ قَبْلَهَا وَ أَنْشَأَهَا »(1) همه چيز را از نيستى به هستى در آورد، و آنان را بدون وجود الگو و نمونه‏اى ايجاد نمود.
معني اين فرمايش اين نيست كه خداوند اشياء را از عدم آفريد. بلكه خدا از « لا من شيء » آفريد.
« لامن شيء » با « من لا شيء » متفاوت است، اگر بگوييم خدا عالم را از « من لا شيء » آفريد اين صحيح نيست چون معني« من لاشيء» همان عدم است، اما اگر گقته شود خداوند عالم را از« لا من شيء » آفريد اين جمله صحيح است ، چون معني اين جمله عدم نيست. ّ بلكه مفهومش اين است كه خداوند عالم را از چيزي نيافريد. بلكه عالم هستي تجلي اوست و براي آفريدن نيازمند چيزي نبود، بلكه آفرينش او با اراده ذات او انجام مي گيرد به عبارت ديگر آفرينش جهان صرفا مستند به اراده حق تعالى است و نيازمند ماده پيشينى نيست كه خداوند جهان را از آن پديد آورد بر خلاف خلاقيت و آفرينش دست ساخت بشرى است كه حاصل كشف و تغيير صورتها و تركيب مواد نخستين براى پديد آوردن محصولى است.
در کتاب احتجاج طبرسی احتجاج زندیق با امام صادق آمده که به همین سوال جواب داده اند:
« قال الزنديق لابى عبدالله (ع) من اى شى خلق قال عليه السلام: لا من شى فقال كيف يحيى من لاشى. قال: ان الاشياء لاتخلوا ان تكون خلقت من شى او من غير شى...»(2) زندیق از امام صادق (ع) پرسيد: جهان از چه چيزى آفريده شده است؟ حضرت فرمودند از چيزى آفريده نشده. پرسيد: چگونه خداوند از هيچ چيز زنده مى كند. حضرت پاسخ دادند: موجودات يا از چيزى آفريده مى شوند و يا از غير شى‏ء آفريده مى شوند...»
آیت الله جوادی آملی نیز در توضیح این جمله فرموده اند:
اگر حالا سوال بكنيد خدا عالم را از چه چيزي خلق كرد مي‌گوييم «من شيء» خلق نكرد شيئي در كار نبود «لا من شيء» است يعني ابتدايي است يعني مسبوق نيست يعني نوظهور است هم مادّه نوظهور است هم صورت نوظهور.(3)
پی نوشت ها:
1. طبرسی، الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏1، ص 98(قسمتی از خطبه فدکیه)
2. الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏2، ص 338.
3. جوادی آملی، بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء،(سخنرانی).