روزی که اسرای ایرانی را به مدینه آوردن زنهای مدینه به دیدن اینها میرفتن و از زیبایی رخ آنها انگشت به دهان میماندند عمر بی ناموس که این حرکت زنان عرب را دید سریعا خود را به خیمه اسرا رساند هنگامی که میخواست وارد شود بی بی شهربانو به زنان ایرانی دستور داد که سریعا روپوش خود را بزنند عمر وارد شد و خود را خلیفه خدا بر روی زمین خواند و گفت که من بزرگ عرب و اسلام هستم و باید به خاطر حضور من شما(البته بخوانید شهوت پرستی) باید روپوش خود را بردارید که بی بی شهربانو ممانعت کردند در همین حین مولا علی تشریف آوردن و با یکی از نگاههای غضبناک به بی ناموس فهماندند که برود که همان لحظه عمر گفت امر امر شماست یا علی بعد از گم شدن عمر مئلا علی شروع کردن به زبان شیرین پارسی با بی بی شهربانو صحبت کردن و از ایشان به خاطر رفتار زشت حرامزاده عذر خواهی کردند و گفتند اگر میخواهی در اینجا از آزار این شهوت پرست در امان باشی بهتر است از بین قبیله بنی هاشم که در بین من هستند یک نفر را به همسری قبول کنی که بی بی با نگاه کردن به چشمان زیبای سید الشهدا شیفته متانت و زیبایی ایشان شده و حضرت علی با دیدن این صحنه عبای خود را از دوش برمیدارند و بر دوش بی بی میاندازند و میفرمایند از این پس شهربانو از خانواده بنی هاشم است و کسی حق اهانت به ایشان را ندارند.
راستی خیلی ببخشید ها ولی مگه هرکس که امام خمینی او را تایید کند دلیل بر خوب بودن این فرد است آقای خمینی بنی صدر و مهندس بازرگان و هاشمی رفسنجانی را تایید نکردن؟ پس دلیل نمیشود که صحبت ایشان وحی منزل بوده و همه باید اطاعت کنند یا مگر ایشان نفرمودند ((پول آب شما را میدهیم پول نفت شما را میدهیم و پول برق شما را میدهم)) کدام یک از این اینها محقق شد آیا ملت روز به روز بدبختر نشدند پس سعی کنید افراد از حالت تقدس بیرون آورده و به آنها جچنبه زمینی بدهید افراد آسمانی در تاریخ فقط 14 معصوم و تعدادی از اصحاب ایشان بودند
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
لطفا آدرس مطلبی که ذکر کرده اید را دقیقا با مشخصات کتاب بنویسد. تا نسبت به سند آن بررسی شود. در پاسخ قبل در باره تایید کتاب های شهید مطهری توسط امام خمینی مطالبی ذکر نشد. نه در باره خود ایشان توجه داشته باشید که کافی و کلینی، دو شخصیت نیستند. بلکه مرحوم کلینی، نویسنده کتاب کافی می باشد.






