با سلام و عرض ادب
من همیشه سعی می کنم که نماز ظهر و مغرب را در اول وقت و به جماعت بجا آورم. اما در مورد نماز عصر و عشا این دودلی را دارم که آیا آنرا به جماعت بخوانم و یا فرادی در وقت فضیلتش؟ و اکثر اوقات آنها را در وقت فضیلتشان و فرادی می خوانم مگر اینکه مجال و فرصت نداشته باشم. چرا ما شیعیان نمازهای پنجگانه را سه گانه به جا می آوریم؟
به نظر شما آیا بهتر نیست که نمازهایمان را در مساجد پنجگانه اقامه کنیم تا در حضرت باری تعالی از این جهت از اهل تسنن عقب نمانیم؟
دل که آیینه شاهیست غباری دارد از خدا می طلبم صبحت روشن رایی
با تشکر

با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

در ابتدا باید اشاره شود که در این مسله جای برای بحث عقلی نیست ؛ و شیعیان بر اساس دلایل نقلی یعنی روایات اهلبیت نماز ها را در سه وقت می خوانند (1)، هرچند چنان که می دانید جمع کردن بین نمازها واجب نیست، بلکه جدا خواندن و فاصله انداختن بین نمازهای واجب و خواندن آن در وقت خاص دارای فضلیت بیش تری است،(2) اما خواندن آن ها به صورت جمع نیز جایز است و اشکالی ایجاد نمی کند.
گفتنی است گرچه اگر میسور باشد هر کدام از نماز های یومیه در وقت خاص خود به جماعت اقامه شود نه تنها منعی ندارد بلکه مطلوب تر و ثواب بیشتری دارد ولی با توجه به شرایط و مشکلات زندگی انسان ها به خصوص در زمان معاصر در بسیاری از مناطق، و برای بسیای از مردم وضع زندگی طوری تنظیم شده که مراعات این استحباب، موجب مشقّت می شود . چه بسا سبب می‌شود که گروهی از انجام اصل نماز سرباز زنند. یا از فضیلت جماعت باز بمانند.
در این شرائط با الهام گرفتن از راهنمایی خود پیامبر، می‌توان برای مراعات مساله اهم، مسألة مهم تفریق را ترک نمود و نماز های پنجگانه را در سه نوبت: صبح و ظهر و مغرب به جماعت خواند چون به گفته فقها نماز به جماعت در غیر وقت مخصوص بهتر است از نماز در وقت مخصوص(اول) بدون جماعت (3). در عین حال اگر شرایط و مجال رواج و توسعه فرهنگی خواندن نمازها در 5 وقت به جماعت فراهم شود بسیار خوب است که شیعیان به همین شیوه عمل نمایند چنان که در برخی از شهرها و مساجد شیعی این امر اجرا می شود.
در هر حال ما هم همچون شما می گوییم :
دل كه آيينه صافي است غباري دارد وز خدا مي طلبم صحبت روشن رايي

پی نوشت ها:
1. حر عاملی وسائل الشیعه، کتاب الصلوه،‌ باب‌های مربوط به وقت نمازنشر دار الاحیا التراث العربی ، بیروت 1412 ق . (باب 32 و 33) ، ص162 و 163.
2.توضیح المسایل مراجع، نشر جامعه مدرسین قم 1385 ش ، ج1، ص 437.
2. توضیح المسایل مراجع همان، ج1 ،ص768 ،مسله 1401.