بله اصل جادو امری است که واقعیت دارد و اصل آن قابل انکار نیست. چنان که در قرآن هم به واقعیت داشتن آن تصریح شده است (1) البته جادو یا سحر انواع و اقسامی دارد که در ذیل به برخی از آن‌ها اشاره می‏کنیم:
1. سحری که اسباب مادی محسوس دارد.
این سحر، جزء علوم غریبه شمرده می‏شود، مانند کسانی که به خوردن سم و مانند آن عادت کرده‏اند و سموم در آن‏ها اثر نمی‏گذارد. این کار غیر عادی، در اثر تمرین صاحبان این حرفه انجام می‏گیرد.
2. سحری که اسباب مادی غیر محسوس دارد.
در این قسم، ساحران کارهای مادی خارق العاده انجام می‏دهند. این امور، مستند به یک سلسله علل و اسباب طبیعی و مادی است؛ ولی در اثر سرعت عمل، محسوس ما نیست، مانند کار شعبده بازان.
3. سحر با اسباب معنوی در ارتباط است.
این قسم، در اثر قدرت اراده و روح است که می‏تواند کار غیر عادی نظیر پیشگویی و ارائه غیب (خواه غیب مکانی و خواه غیب زمانی؛ یعنی حادثه‏ای را که اکنون در آن مکان غایب یا حادثه‏ای را که در زمان آینده اتفاق می‏افتد،) انجام دهد. البته این قسم گاهی مطابق با واقع، و گاهی غیر مطابق با واقع است. ارتباط با جنیان و یاری گرفتن از آن‏ها در امور سحرآمیز، می‏تواند از این قسم باشد.
در برخی موارد، درست و نادرست بودن گزارش‏ها برای این است که روح از جهان تجرّد است. اگر اشتغال روح به عالم طبیعت کم شود، به جهان خود که عالم غیب است، سر می‏زند و می‏تواند از آن جهان رهاوردی داشته باشد؛ ولی چون معصوم نیست، گاهی بد می‏فهمد و بد گزارش می‏دهد و گاهی حق می‏فهمد و حق گزارش می‏دهد. (2)
در هر حال گر چه بخشی از سحر و جادو واقعیت دارد و امری پذیرفتنی است،ولی حقیقت آن است که بیش تر این گونه باورها و ادعاها که در متن جامعه متاسفانه به وفور رواج دارد ، نه پایه و اساس عقلی و علمی دارد و نه اعتباری دینی. در واقع آن قسم از سحر وجادو که در برخی کتب دینی آمده است، اگر چه اصلش واقعیت دارد، ولی معمولا در دسترس مردم عادی و شیادان نیست.
به عبارت روشن تر در اکثر موارد ما با توهم سحر و جادو (بدون وجود کوچک ترین سحر و جادوی واقعی) مواجه هستیم، به این معنا که فرد هر امر غیر عادی را به سحر و جادو مرتبط می‌سازد ، در حالی که سحر و جادویی در کار نبوده، و آن امر تحت تأثیر عوامل دیگری بوده است و خود این تصور نادرست سبب بروز مشکلات واقعی می گردد. در عین حال در منابع دینی برای درامان ماندن از تاثیرات منفی این گونه امور راه‏کارهایی مطرح شده که در منابع دینی آمده است.(3)
ظاهرا منظور شما از دعا هم همان چیزی است که در جامعه با عنان دعا نویسی و مانند آن رواج دارد نه دعا به معنای مصطلح دینی که در قرآن و روایات مطرح است؛ در این خصوص هم باید اشاره کنیم که اگر مراد از دعا نویسی برخی از همین قبیل رفتارهای ساحرانه و طلسم نویسی و مانند آن باشد، توضیح آن بیان شد، اما نفس نوشتن دعا و همراه داشتن آن یا استفاده از آن ها به طرق مختلف دیگر برای رسیدن به برخی حوائج و خواسته ها نیز می تواند امری واقعی باشد، هرچند دامنه خرافه و شیادی و دروغ گویی در این مورد بسیار وسیع تر است .
در واقع هیچ منعی وجود ندارد که همان گونه که یک داروی معین برای بهبودی برخی بیماری ها اثر بخشی داشته باشد ، یک دعا و ذکر خاص نیز بتواند همان اثر را ایجاد نماید، با این تفاوت که کم و کیف اثر بخشی دارو برای ما روشن است ف اما در تاثیر دعا یا حتی طلسم و سحر این امر بر ما مخفی است؛ در نتیجه در منابع دینی هم ادعیه بسیار و دستور العمل های گوناگونی برای رفع حوائج و حتی برطرف کردن صدمات سحر و طلسم و ... بیان شده است.
به همین جهت باید گفت اصل این عمل می توان صحیح باشد به شرطی که از مسیر صحیح و معتبر انجام شود و به شیادی و خرافه گویی نیانجامد و مراجع هم فرموده اند:
اگر دعانویس از کتاب های معتبر استفاده کند و دعانویسی را وسیله فریب مردم قرار ندهد،کارش اشکالی ندارد و مراجعه به آنان جایز است. همچنین پولی که به دعانویس ها هدیه می شود، اشکالی ندارد. (4)
پی‌نوشت‏ها:
1. بقره (2) آیه 102.
2. رک : علامه سید محمد حسین طباطبایی ، تفسیر المیزان، مؤسسه اعلمی للمطبوعات تهران بی تا ، ج 1، ص 327.
3. حاج شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، باقیات صالحات، باب سوم،نشر بلاغت، قم، بی تا.
4. امام خمینی، استفتائات، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، بیتا، ج2، س77 از کسب های حرام.