با سلام
احتراما خواهشمند است این سئوالات اینجانب اگر مراجع اتفاق نظر ندارند نام هریک رااعلام فرمایید.
و اما سئوالات
1-معجزه اگر مختص پیامبران می باشد . لطفا مرجع قرانی آن را اعلام نمایید .
2- با اشراف به این قضیه که امامان می توانند معجره کنند . آیاامامان از آن استفاده کرده اند .

3-آیا نیازی به معجزه با وجود قران و ... برای امامان می باشد .
4- شفا یافتن و جواب گرفتن شیعیان در حرمهای امامان مانند امام رضا ع را می توان بعنوان معجزه در نظر گرفت و فرق آن با موجزه در چیست ؟

با توجه به اینکه این مسائل در گروه بزرگی مطرح شده خواهشمند است کامل و با استناد به کتابهای معتبر و اعلام مرجع آن اعلام شود .
جمع هر جوابی رااز هر کتابی قبول نمیکنند.لذا خواهشمند است از الفاظی مانند خدا می فرمایید و یا توصیه امامام براین بوده که ... بپرهیزید .
اجرکم عند الله .

پرسش 1:
معجزه در اسلام
شرح : با سلام احتراما خواهشمند است اين سئوالات اينجانب اگر مراجع اتفاق نظر ندارند نام هريک رااعلام فرماييد. و اما سئوالات 1-معجزه اگر مختص پيامبران مي باشد . لطفا مرجع قراني آن را اعلام نماييد .
پاسخ:

قبل از هر چيز لازم به ذکر است که مراجع متخصصان در رشته فقه و فروعات شرعي هستند و هرچند در بسياري ديگر از علوم اسلامي نيز تخصص دارند. اما اين امر در حيطه مرجعيت فقهي ايشان نيست و لذا اختلاف مراجع در اين گونه پرسش هاي کلامي و اعتقادي تعبير صحيحي نيست. اما در مورد معجزه در پاسخ سوال بعد به تفصيل بحث شده است.

پرسش 2:
2- با اشراف به اين قضيه که امامان مي توانند معجره کنند . آياامامان از آن استفاده کرده اند .. -آيا نيازي به معجزه با وجود قران و ... براي امامان مي باشد . شفا يافتن و جواب گرفتن شيعيان در حرمهاي امامان مانند امام رضا ع را مي توان بعنوان معجزه در نظر گرفت و فرق آن با موجزه در چيست ؟ با توجه به اينکه اين مسائل در گروه بزرگي مطرح شده خواهشمند است کامل و با استناد به کتابهاي معتبر و اعلام مرجع آن اعلام شود . جمع هر جوابي رااز هر کتابي قبول نميکنند.لذا خواهشمند است از الفاظي مانند خدا مي فرماييد و يا توصيه امامام براين بوده که ... بپرهيزيد . اجرکم عند الله
پاسخ:

پاسخ در چند محور بيان مي شود:
الف _ در ابتدا بايد گفت: چنان كه دانشمندان بزرگ علم كلام بيان كرده‌اند. كرامت و معجزه از هم جدا نيستند و تفاوت آنها فقط در نام‌گذاري آنهاست. يعني كرامت معجزه‌اي است كه از غير انبياء صادر مي‌شود مثل ائمه اطهار و اولياء صالح خداوند. خواجه نصير الدين طوسي با تمسك به حضور غذاي بهشتي در نزد حضرت مريم (س) وجود كرامات را ثابت مي‌كند و علامه حلي در توضيح خود بر كلام خواجه، داستان انتقال تخت ملكه سبأ و كرامات امير المؤمنين را نيز به دلايلي اضافه مي‌كند.[1] هر چند خواجه طوسي در كتاب ديگرش كرامت را با اين قيد آورده كه تحدّي و مبارزه طلبي نداشته باشد .[2]
برخي نظير ايت الله سبحاني تفاوت كرامت و معجزه در واقع در ادعاي نبوت و عدم ادعاي نبوت است. يعني معجزه از نبي صادر شده و براي اثبات نبوت است ولي كرامت چنين نيست.[3] هر چند هر دو از طرف خدا بوده و خارق العاده مي‌باشند.
تعريفي كه مرحوم آيت الله خويي از معجزه ارايه مي‌دهند مي‌تواند شامل كرامت هم باشد. ايشان مي‌فرمايند: معجزه آن است كه كسي كه مدعي يكي از مناصب الهي است عملي انجام دهد كه خارق نواميس و قوانين طبيعت باشد و ديگران از انجام آن عاجز باشند و اين عمل را شاهدي بر صدق ادعاي خويش قرار دهد.[4]
به نظر مي‌رسد نظر آيت الله سبحاني و آيت الله خويي در اين مورد صحيح‌تر باشد، چرا كه در كرامات صادره از ائمه نيز به نوعي تحدي وجود دارد. چنان كه در داستان شهادت حجرالاسود به امامت امام سجاد (ع) آمده است و ايشان در مقابل محمد حنيفيه از او خواست تا به شهادت حجر الاسود گردن نهند و هر كه را كه سنگ امام خواند،‌ به عنوان امام بپذيرند.[5] و لذا تفاوت بين معجزه و كرامت همان صدور از نبي و غير نبي است. در واقع تفاوت اين دو امر در نامگذاري است يعني معجزة غير انبياء كرامت ناميده مي‌شود. در كتب كلامي در بحث معجزه اشاره‌اي نيز به تفاوت معجزه با ساير اعمال خارق العاده شده است که تفصيل آن را در منع ذيل جويا شويد .[6]
ب_ چنان که اشاره شد اعجاز ها ويا به تعبير ديگر کرامات بسياري از سوي ائمه (ع) اظهار شده است و در اين ترديدي نيست. ولي در اين باب سخن حکيم نامدار جناب فارابي در کتاب فصوص الحکم شنيدني است که مي گويد: انسان کامل از نيروي قدسي برخوردار است .از اين رو همان گونه که بدن آدمي در برابر روح او فروتن است و روح هر گونه تصرفي که بخواهد مي‌تواند در بدن داشته باشد، عالم خلقت نيز در پيشگاه انسان کامل به همين ميزان فروتن است. او هرگونه که بخواهد و صلاح بداند به اذن الهي مي‌تواند در عالم تصرف کند.(7)
حکيم و عارف بزرگ امام خميني نيز در اين باره نکته‌هاي در خور دقت دارد: انسان کامل داراي اراده کامله‌اي است که به نفس اراده انقلاب در عناصر پديده‌هاي خلقت به وجود مي‌آورد و عالم طبيعت در پيشگاه اراده او خاضع است، و به طور کلي هيولاي عالم امکان تحت تسخير ولي الله است. هر گونه که بخواهد، به اذن در آن تصرف مي‌کند ،چون او از اسم اعظم برخوردار است.(8)
در کلام نوراني اميرمؤمنان آمده:
«والله ما قلعتُ باب خيبر وقذفت بها أربعين ذراعاً لم يحس به أعضائي بقوّة جسدية ولا حرکة غذائية ولکن اُيّدتُ بقوّة ملکوتيّة ونفس بنور ربّها مضئة؛(9) سوگند به خدا که در خيبر را از جا کندم و چهل ذراع دور انداختم، ولي نه با نيروي بدني و حرکت غذايي، بلکه با نيروي ملکوتي و نفسي که با نور پروردگارش روشن است، انجام دادم».
با توجه به اين گونه آموزه‌هاي ديني معلوم مي‌شود که قدرت غيبي و ولايت تکويني اولياي الهي ، جلوه‌اي از ظهور قدرت و ولايت الهي است . آنها به عنوان خليفه خداوند و به اذن الهي کارهاي خارق‌العاده را انجام مي‌دهند . ترديدي در اعجاز و کرامات آنها نيست . تفصيل معجزات ائمه ع را مرحوم شيخ عباس قمي در ذيل احوال هر يک از ائمه نقل نموده که مي توانيد در منبع ذيل جويا شويد (10)
ج_ در باره اين که با وجود قران آيا اظهار معجزه چگون است ؟ بايد گفت : به طور کلي اظهار معجزه در موارد ضرورت اظهار شده و منعي در اين باره وجود ندارد . چنان که خود پيامبر ص با وجود قران معجزه هايي اظهار نموده است.ائمه (ع) نيز چنين اند .گرچه بي ترديد قرآن مجيد معجزه هميشه زنده است. اکنون نيز مردم را به هماوردي (تحدّي) فرا مي خواند تا جايي که حاضر شد کافران تنها يک سوره بياورند و از تمام جهانيان براي ساختن يک سوره کمک بگيرند. (11) چهارده قرن است که اين ندا در گوش جهانيان طنين انداز است، ولي کسي نتوانسته است در اين صحنه مبارزه گام بگذارد يا موفق شود. (12)
پس قرآن از هر نظر اعجازش به روز و متناسب با زمان از جمله زمان معاصر است ، ولي در عين حال اعجاز و کرامت ممکن است از سوي ائمه ع در همه زمان ها رخ دهد، نظير شفاي برخي مريض ها در پي توسل به ائمه ويا قبور آنهاچون اين اثر روح مطهر آنها . واز آنجا که حضور و اشراف ارواح آنان بر قبور شريف‌شان بيش تر است، به زيارت قبور آنان مي‌رويم . وشفاي اعجاز گونه دريافت مي کنيم .
پي‌نوشت‌ها:
1 . حلي، حسن بن يوسف بن مطهر (علامه)، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، تحقيق جعفر سبحاني، موسسه امام صادق ـ عليه السّلام ـ ، قم، 1375، ص 159.
2 . طوسي، نصير الدين، قواعد العقايد، تحقيق: علي رباني گلپايگاني، مركز مديريت حوزه علميه قم، 1416 هـ .ق، ص 89.
3. سبحاني، جعفر، محاضرات في الالهيات، تلخيص: علي رباني گلپايگاني، موسسه للنشره الاسلامي، قم، 1418 هـ .ق، چ 6، ص 376.
4. موسوي خويي، سيد ابوالقاسم، البيان في تفسير القرآن، دار الثقلين، قم، 1418، چ 3، ص 35.
5 . مجلسي، محمد باقر (علامه)، بحار الانوار، دار احياء التراث العربي، بيروت، لبنان، 1983، چ 3، ج 46، باب 3، ص 22.
6. ر.ك: طباطبايي، سيد محمد حسين (علامه)، الميزان، مؤسسه اسماعيليان، قم، 1371، چ 5، ج 1، ص 82.
7. نقل از : حسن زاده آملي، نصوص الحکم بر فصوص الحکم نشر موسسه فرهنگي رجا ئ ، 1378 ش ، ص123
8. صادقي، انسان کامل از نگاه امام خميني، نشر پژوهشگاه علم و معارف اسلامي، قم 1387ش، همان، ص 119.
9. . طبري ، بشارة المصطفى لشيعة المرتضى نشر دار الاحيا التراث العربي بيروت ، 1408 ق ، ص 294.
10. شيخ عباس قمي ، منهتي الامال نشر طوبي، قم 1385 ش، ج1و2.
11. جعفر سبحاني، الهيات و معارف اسلامي، نشر موسسه سيد شهدا قم 1375 ش، ص 262.
12. محمد تقي شريعتي، تفسير نوين، نشر دارالکتب لاسلاميه ،تهران، بي تا، ص 52.