با سلام دختری 27 ساله هستم مدتی پیش باپسری آشنا شدم و روابطی هم باهم داشتیم قرار بود ازدواج کنیم کهنشد من از این ارتباط خیلی ناراحتم و بعضی وقت ها هم حس بی تفاوتی به من دست میدهد ولی از آن جایی که او بسیار کمبود محبت دارد و کسی را ندارد که با او دردو دل کند اگرمن با او فقط مثل یک خواهر باشم به حرفهایشگوش کنم آیااین ارتباط اشکال دارد و سوالدوم اینکه با توجه به این که او تمام بدن مرا چندین بار دیده و دست زده اگر توبه کنم و او اندام مرا در ذهن داشته باشد آیا این توبه قبولاست و بخشیده می شوم لطفا مراهر چه زود تر راهنمایی کنید
با تشکر
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
به نظر بسياري از روان شناسان روابط دختر و پسر و دوستي با جنس مخالف هرچند براي شان شيرين و دلانگيز است، ولي در ادامه دختر و پسر را با مشکلات جدي مواجه ميسازد.
بپذيريد يا نپذيريد اين گونه رابطه هادام و چراگاه شيطان است. زيرا تجربه نشان داده است كه «اضطراب، تشويش، ترس از طرد و بي وفايي، افسردگي، احساس گناه، افت تحصيلي، افول معنوي، کاهش شديد عملکرد، تضعيف عزت نفس، تخيل گرايي افراطي، تحريک بي رويه و بيش از حد قواي جنسي از آثار اين گونه روابط است. پس از ازدواج نيز اختلافات زناشويي و تنوع طلبي جنسي، چشم چراني و قانع نبودن به يك همسر از آثار مخرب ديگر آن مي باشد.
در هر صورت به طور کلي بايد گفت:
از نظر كار شناسان بيشتر اين گونه روابط به ازدواج منجر نميگردد و اگر منجر شود تداوم پيدا نمي كند و در آن صفا و صميميت وجود نخواهد داشت.
اسلام به منظور حفظ عفت عمومي اين گونه ارتباط ها را نامشروع و ممنوع اعلام نموده است. از نظر اسلام هر گونه رابطه با نامحرم اعم از سخن گفتن از روي شهوت، نگاه شهوت آميز، تماس بدني و عمل زناشويي حرام و گناه كبيره است. پيامبر اکرم(ص) از سخن گفتن زن با مرد نامحرم نهي کرد و فرمود: "هر مرد و زن نامحرمي با هم دست بدهند، دچار غضب الهي مي شوند . هر کس با زن نامحرمي همراه شود و در جاي خلوتي قرار گيرد، زن و مرد در زنجيري از آتش قرار خواهند گرفت".(1)
نوشته اي « از آن جایی که او بسیار کمبود محبت دارد و کسی را ندارد که با او دردو دل کند اگرمن با او فقط مثل یک خواهر باشم به حرفهایش گوش کنم آیااین ارتباط اشکال دارد.؟»
آيا هنوز متوجه نشدي كه خداوند شما را از دام و كمند قوي شيطان نجات داده است؟!! باز مي خواهي اسير دام ديگر و قوي تر او گردي؟ كمبود محبت او چه ربطي به شما دارد؟ مگر شما يا هر كس ديگري موظف به جبران كمبود محبت هاي مردم دنيا است؟ آيا راستي راستي فكر نمي كني كه اين وسوسه گري جديد شيطان است و جبران كمبود محبت يك دام تزيين و بَزَك شده براي فريب دادن شما است؟ قطعا ارتباط مجدد شما اين بار گناهش بيشتر و بزرگتر از گذشته است. همان گونه كه به لطف و رحمت خدا اميدواريم بايد از خشم و غضب او بترسيم. بترس از روزي كه خداوند لطف پرده پوشي و عيب پوشي را از سر شما بردارد آن وقت است كه از شرم و شماتت ديگران نمي تواني سر بلند كني. آن روز كسي جز خودت را ملامت نكن . زيرا خداوند محبتش را بارها و بارها شامل حال شما كرده، ارتباط هاي قبلي و گناهان شما را از ديد مردم پوشيده نگه داشته، اگر توبه واقعي كني همه گناهان گذشته ات را مي بخشد و اگر عبرت نگيري و از محبت خدا به صورت عملي قدر داني نكني چه بسا ممكن است مورد غضب قرار گيري. حال که نعمت بزرگ توبه نصیب شما شده قدر بدان. از این حال خوش بهره ببر.
زنگ دل را زُدای تا یارت بدهد در حریم خود بارت
خدای مهربان درهای استغفار و توبه و بازگشت را همیشه به روی بندگانش باز گذاشته است. اگر گناه كاري توبه حقیقی کند، خداوند توبه اش را می پذیرد و همه گناهانش را می بخشد.
توبه حقیقی چنان انسان را دگرگون می كند كه گويي هيچ گناهي را مرتكب نشده است. امام باقر (ع) مي فرمايد: «التائب من الذّنب کمن لا ذنب له؛(2) توبه کننده از گناه مانند کسی است که گناه نکرده است».
نوشته اي: او همه بدن مرا ديده و لمس كرده است اگر توبه كنم پذيرفته مي شود. اگر چه ديدن و لمس كردن بدن نامحرم و هم چنين اجازه چنين كاري را دادن از گناهان كبيره است ولي وقتي شما توبه حقيقي كردي خداوند همه گناهان را يكجا مي بخشد و در ذهن او بودن مشکلی را ایجاد نمی کند.
پس ارتباط با آن شخص را به هر طریقی که ممکن است -خواه با عوض کردن شماره تلفن باشد یا راه دیگر- قطع کن. در عوض با این کار رابطه ات با خدا وصل می شود. سعی کن با خواندن نمازهایت در اول وقت و دعا و مناجات و گریه در پیشگاه خدا به ویژه در حال سجده و خواندن دعای کمیل در شب هاي جمعه و دعاي عهد با امام زمان عليه السلام در هر روز بعد از نماز صبح رابطه ات را با خدا و امام زمان عليه السلام هر روز قوی تر ساز.
پی نوشت ها:
1. بحار الانوار، علامه مجلسي، ج 101، ص 32، مؤسسه الوفاء بيروت- لبنان، سال انتشار 1404ق.
2. الكافي، شيخ كليني، ج2 ، ص435، دار الكتب الاسلامی، تهران، ش 1365.






