بي شك در هيچ يك از متون ديني يا روانشناختي بحثي از لزوم ازدواج سيده با سيد نيست. ملاك هاي انتخاب همسر بسيار متنوعند. ولي بنده به عنوان كارشناس ارشد روانشناسي و دانش اموخته حوزه به هيچ وجه با چنين ملاكي برخورد نكرده ام.
هر چند تناسب و هم كفوي از جمله در سيادت امر بدي نيست. ولي نبايد به بهانه كفويت در اين امر از خواستگاران غير سيد كه شايد به مراتب بهتر از خواستگاران سيد باشند صرف نظر کرد. البته بايد به فرهنگ و آداب و رسوم و فضاي خانوادگي شما نگريست. چه بسا اين قيد و ملاك از نان شب برای آنان واجب تر و ضروري تر باشد.
در هر صورت اگر خانواده محترم شما اصرار چنداني بر سيادت دامادشان ندارند و خود شما هم پافشاري خاصی بر اين امر نداريد. بهتر است فارغ از قيد سيادت يا غير آن، صرفاً به محك خواستگاران خود از حيث ملاك هاي انتخاب بپردازید. چه بسا در اينده نزديك سيدي به خواستگاري شما بيايد ولي با این وصف، تمام و يا بعضي نمراتش در ملاك هاي انتخاب همسر پايين تر از ديگر خواستگاران غير سيد باشد. بسيار غير منطقي است كه شما چشم بر ساير ملاك هاي اساسي تر ببنديد و فقط به سيادت طرف دل خوش دارید.
پس در مجموع بايد گفت كه شما بايد در گام اول با رايزني شفاف با خانواده خود به نظر واقعي ايشان در زمينه ازدواج با غير سيد دست يابيد و در گام دوم با درون نگري به نظام حساسيت هاي خود اگاه گرديد و در گام سوم خواستگاران خود را بدون در نظر گرفتن معيار خود خواسته و خودساخته سيادت به محك گذارید. بديهي است. اگر بدون طي كردن اين مراحل به خواستگار غير سيد (يا حتي سيد) جواب بلي بدهيد. بعدا با كوچكترين اختلاف زناشويي بر خود و ديگران خواهيد آشفت و كاري جز ملامت خود و ديگران نخواهيد داشت. اگر تكليف كارتان را در ابتدا روشن كنيد بعدا پشيماني گريبانگير شما نخواهد شد.