با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

در خصوص ازدواج فرزندان حضرت آدم دودیدگاه وجود دارد.
1- فرزندان آدم با هم ازدواج نموده اند ،این ازدواج اشکال ندارد، زیرا در آن زمان هنوز قانون تحریم ازدواج خواهر و برادر از طرف خداوند قرار داده نشده بود . چون راهی برای بقای نسل بشر غیر از این راه نبود، ازدواج آنان با یکدیگر صورت گرفته است.
دستگاه قانون گذاری از آن خداست: «ان الحکم الا للّه‏ ؛ هر گونه حکم راجع به خداست».(1). بر این اساس چه اشکال دارد که به طور موقت و از راه ضرورت، برای عده‏ای این گونه ازدواج در آن زمان بلا مانع و مباح باشد و برای دیگران عموما تحریم ابدی شود؟
علامه طباطبایی در توجیه این نظریه می‏فرماید: حکم ازدواج، یک حکم تشریعی و تابع مصالح و مفاسد است . حکم تکوینی نیست که قابل تغییر نباشد. ازاین ‏رو ممکن است که در ابتدای خلقت به خاطر ضرورت بقای نسل در جامعه محدود آن روز که فقط دو برادر و دو خواهر بودند، از جانب خدا حلال گردد . بعد که ضرورت برطرف شد، حکم حرمت بیاید .به جهت این که ادامه جواز ازدواج با توجه به گسترش نسل و ازدیاد برادران و خواهران موجب اشاعه فحشا و از بین رفتن غریزه عفت می شود .(2) طرفداران این نظریه از ظواهر قرآن برای خود دلیل می‏آورند که خداوند در آیه 1سوره نساء می‏فرماید: «و بث منهما رجالاً کثیرا و نساءا ؛ از آن دو (آدم و حوا) مردان و زنان فراوانی در روی زمین منتشر ساخت». ظاهر این آیه می‏گوید که نسل بشر فقط به وسیله این دو تن به وجود آمده است، و اگر غیر از این دو در بقای نسل او دخالت داشتند، باید بفرماید: «و بث منهما و من غیرهما ؛به وسیله این دو و غیر آنان... ».(3)
2- در اين جا احتمال ديگرى نيز هست كه گفته شود: فرزندان آدم با بازماندگان انسان‏هاى پيشين ازدواج كرده‏اند ،زيرا طبق رواياتى آدم اولين انسان روى زمين نبوده، مطالعات علمى امروز نيز نشان مي دهد كه نوع انسان احتمالا از چند مليون سال قبل در كره زمين زندگى مي كرده، در حالى كه از تاريخ پيدايش آدم تا كنون زمان زيادى نمي گذرد، بايد قبول كنيم كه قبل از آدم انسان‏هاى ديگرى در زمين مي زيسته‏اند كه به هنگام پيدايش آدم در حال انقراض بوده‏اند، چه مانعى دارد كه فرزندان آدم با باقيمانده يكى از نسل‏هاى پيشين ازدواج كرده باشد؟ اين احتمال با ظاهر آيه فوق چندان سازگار نيست.(4)
پی‌نوشت‌ها:
1. یوسف (12) آیه 40.
2. ترجمه تفسیر المیزان، سيد محمد باقر موسوى همدانى ، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين ،1374 ش‏ . ج 4، ص217
3. ناصرمکارم شیرازی ودیگران، تفسیرنمونه،دارالکتب الالسلامیه، تهران، 1353ش. ج3، ص246-247
4. همان ،ص247.