خداوند نباید تحت تاثیر چیزی قرار بگیرد .
برایم سوالی پیش آمده که اگر اینطور است چرا خدا اگر بنده اش گناه کند و بعد توبه کند او را می بخشد ؟ آیا تحت تاثیر توبه قرار گرفته و بخشیده ؟
و یا اینکه خداوند خشمگین می شود ...
با تشکر
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا باید اشاره شود: خداوند هرگز از چیزی متاثر نمی شود وپذیرش توبه به معنای تاثر خداوند نیست زیرا خدواند از این گونه اوصاف منزه است در تبین دقیق مسله باید: خشم و غضب حالتی است که در اثر عواملی عارض انسان میشود و آن توأم با تأثر و تغییر حالت است، در حالی که میدانیم خداوند تعالی ثابت و نا متغیر است، پس باید دید نسبت این صفت به او به چه معنا است؟!
بخشایش و رحمت و گذشت به معنی حالت نفسانی خاصی است که موقع مشاهده منظره نیازمندان و بیچارگان به انسان دست میدهد. او را وادار میکند که برای رفع نواقص و تأمین احتیاجات آنان بکوشد. این معنی بعد از تحلیل به "بخشش و عطا برای رفع نیازمندیها" بازمیگردد. (یعنی جوهره معنای مغفرت وگذشت و رحم و حقیقت آن، این است) . هرگاه در مورد خداوند به کار رود، منظور همین معنی است، نه آن حالت نفسانی، چون تغییر حالت برای خداوند محال است. (1)
غضب حالتی است که برای رفع ناملایمات و انتقام عارض انسان میگردد. در مورد خداوند عبارت است از کیفر عذاب. یکی از یاران امام باقر(ع) گوید: از حضرت سئوال شد: چه میفرمایید در آیه "و وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبي فَقَدْ هَوى (2)، و هر کس غضبم بر او وارد شود، سقوط میکند".
بعد از حضرت سوال شد مراد از غضب چیست؟
حضرت فرمود: " مراد همان عذاب است، چه اگر کسی بپندارد خداوند از حالتی به حالتی دیگر متحول میشود، او را به صفتی از صفات مخلوقات توصیف (تشبیه) نموده است، زیرا خداوند را هیچ چیزی تحریک نکند تا او را دگرگون سازد". (3)
بنابراین مغفرت خدا به معنی نعمت بخشی وگذشت و غضب خدا به معنی مجازات و عذاب کردن است، نه تغییر حالت نفسانی که در مورد انسانها صادق است.از این رو از امام صادق(ع) که فرمود: «فرضاه ثوابه و سخطه عقابه مِن غیر شیء یتداخله فیهیّجه و ینقله من حال إلی حال...؛ (4)رضای خدا، ثواب او و خشم خدا انتقام اوست، بی آنکه چیزی در خدا تأثیر کرده و او را از حالی به حالی درآورد».
پی نوشت:
1. علامه طبا طبایی، تفسیرالمیزان، نشر جامعه مدرسین قم، ج 1، ص 19.
2. طه(20) آیه 81.
3. کلینی، اصول کافی، نشر دار الکتب الاسلامیه تهران 1380 ق، ج 1، ص 110.
4. ملا حسین کاشفی، جواهر التفسیر، محل نشر : تهرا ن ۱۳۷۹، ص 822.






