چرا در این جنگ ها که اکثر صحابه پیامبر همانند عمار یاسر و .... حضور داشتند در برابر این جنایات هیچ عکس العملی انجام ندادند؟اصلا چرا حضرت علی (ع) در این جنگی که اعراب همه جور جنایت انجام دادند ساکت بودند؟
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشتان از چند بخش تشكيل شده كه به تفصيل، پاسخ خدمتتان ارائه مي شود:
-اجبار ايرانيان به اسلام:
در این که در پذیرش دین اجباری نیست، جای تردید نیست. قرآن کریم فرمود: «لا اکراه فی الدین قد تبیّن الرشد من الغی؛ در دین هیچ اجباری نیست، و راه از بیراهه به خوبی آشکار شده است.»(1) البته معنای دقیق این آیه چیزی غیر از آنچه در پرسش تصور شده است. در هر حال اسلام اجبار در دین را قبول ندارد؛ بنابر این جنگ ها و برخی فشارها در برابر کفار و... برای تحمیل دین و وادار کردن آن ها به پذیرش اسلام نبوده است.
شاهد سخن آن است که در تاریخ اسلام دیده می شود مسلمانان هنگامی که شهرها را فتح می کردند، پیروان ادیان و مذاهب دیگر را همانند مسلمانان آزادی می دادند، حمله مسلمانان در ایران هم به منظور اجبار ایرانیان به پذیرش اسلام نبود و اسلام با شمشیر وارد این کشور نشد، بلکه این حمله به منظور آزادی ایران از قید و ظلم حاکمان کشور صورت گرفت ،البته این جنگ در گرایش مردم ایران به اسلام بی تاثیر نبود. تاريخ نشان مي دهد که حاکمان برمردم ايران ظلم و آنان شديداً رنج مي برند و از حکومت و رهبران خود راضي نبودند.
به نوشته برخی از مورخان، وقتى سپاه اسلام وارد ایران شد، ایرانیان به نفع سپاه عدالت خواه اسلام و بر ضد دولت ستم پیشه ساسانی کوشیدند، از جمله چهار هزار سرباز ایرانى از دیلم با پیمودن صدها کیلومتر راه خود را به سپاه اسلام رساندند و به یارى آنان شتافتند و شاه ایران را یک آسیابان ایرانى به قتل رساند.
پیروزى مسلمانان در جنگهاى صدر اسلام، به دلیل برترى نظامى و تسلیحاتى نبود. آنچه موجب بسط و گسترش سریع اسلام در آن عصر گردید، شعارها و برنامههاى اسلام بود که به سرعت بر عقاید خرافى و جامعه طبقاتى آن روز، چیرگی مىیافت و مردم گروه گروه و مشتاقانه به اسلام مىگرویدند. قبل از آن که مرزهاى جغرافیایى ایران و یا روم فتح گردد، دل هاى مردم به واسطه تعالیم بر حق و فطرى اسلام فتح شده بود. آنچه پیشرفت اسلام را آسان مىکرد، فتح دل ها بود، نه فتح مرزها.
یکی از نشانه های حقانیت پذیرش اسلام توسط ایرانیان و عدم اجبار آنان، تلاش های بسیاری است که توسط ایرانیان برای گسترش اسلام به بسیاری از نقاط جهان، مانند کشورهای آسیای جنوب شرقی و برخی مناطق آفریقا انجام شد. ملتی که به زور، دین و عقیده اي را بپذیرد، هیچ گاه برای گسترش آن تلاش نمی کند. بسیاری از علوم و دانش های اسلامی توسط ایرانیان پایه گذاري یا گسترش یافت. (2)
-جنايات سپاه اسلام:
جناياتي كه از سپاه اسلام در ايران نقل شده بسياري فاقد مستند مي باشد. زيرا بیشتر مطالبی که مورخان در باره جنگهای صدر اسلام نوشتهاند، از تاریخ طبری میباشد، که پذیرش هر کدام نیاز به بررسی دقیق دارد. طبری مطالب تاریخی را از راویان مختلف نقل میکند که برخی دروغگو و غیر موثق بودهاند، از جمله سیف بن عمر که خیلی از مطالب مربوط به جنگهای ایران و عربها و مطالبی را که از علی و فرزندان وی در این باره نقل شده، از طریق وی است. جواد علی (از مورخان) معتبر میگوید: طبری در استفاده از مآخذ، اصول اهل حدیث را در نظر نگرفته و از چهرههای ضعیف هم روایت کرده است او روایات سیف بن عمر را که متهم به زندقه است و خود طبری هم نظر مساعدی نسبت به وی ندارد، نقل میکند.(3)
-نقش امام علي و ياران:
امام علي(ع) نقشی در این جنگ نداشت. نفش امام در حد مشورت بود(4)بدین معنا که در جنگ شرایط به گونه ای فراهم شد که امام عمر را راهنمائی کند، این امر در راستای مصالح جهان اسلام بود، نه به معنای تایید حکومت خلفا وجنگ. امام نه به طور مطلق موافق جنگ ها بود و نه به طور مطلق مخالف. امام با بعضی از امور موافق و با بعضی از امور مخالف بود. که می توان از آن به عنوان سیاست بی طرفانه یاد کرد. جنگ ها هم آثار مفید و سازنده داشت و هم آثار منفی و زیانبار. از آن جهت که برخی آثار مفید را در پی داشت، مورد تایید امام بود. اما از سوی دیگر به دلیل این که جنگ ها برخی از شرایط جهاد و دفاع مورد نظر اسلام را نداشت و برخی پیامد های منفی داشت، امام مخالف بود.
گرچه ياران امام على(ع) در جنگها شركت فعال داشتند
اما اين سخن به معناى تأييد امام از سياستهاى عمر نيست؛ بلكه سخن در اصل فتوحات است، نه سياست عرب گرايانه عمر و موضعگيرى او در برابر ايرانيان كه مورد انتقاد امام قرار گرفت و نه موارد ديگر
برای آگاهی بیش تر از علت حمله عرب ها به ایران مطالعه این منابع مناسب است:
ـ تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، حسین مفتخری و حسین زمانی، ص32 ـ 34.
-دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 8، ص 505، مدخل اسلام در ایران.
ـ خدمات متقابل اسلام و ایران، شهید مرتضی مطهری.
پي نوشت ها:
1. بقره (2) آیه 256.
2. مرتضی مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، قم، جامعه مدرسین، 1362، ص77.
3. رسول جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، سیره رسول خدا (ص)، سال انتشار 1373ش، ناشر سازمان چاپ و انتشارات، ص 124
4. ابن اثير،الکامل في التاريخ، بيروت، دار صادر، ج2، ص450؛ شیخ صدوق،الخصال، ( ترجمه یعقوب جعفرى) ناشر نسيم كوثر، ج 2، ص 61.






