سلام.میخواستم راجب به موضوعی باهاتون دردودل کنم.ببینید من مدت های پیش که ارتباط بسیار قوی باخدا داشتم سعی کردم تاجایی که میتونم از گناه و هوس خودم رو حفظ کنم.مثلا قول داده بودم هیچ نگاه بدی به نامحرم نداشته باشم،گناهان جنسی نکنم و غیره.نگاه کردن به نامحرم رو تا حد زیادی به خودم ممنونع کردم.ولی نگاه کردن به پسان رو خیر.چون اولا به قصد لذت بهشون نگاه نمیکردم و دوما واقعا اززیبایی بعضی از پسرا لذت میبردم.البته لذت نه لذت جنسی.واقعا برام جذاب بودن.خب بعد ازمدتی متوجه شدم گرایشات همجنسگرایانه پیدا کردم.یعنی خیلی دوست دارم با پسرها رابطه ی جنسی داشته باشم.شاید تو اون زمان حتی نگاه کردن به دخترای بدلباس و زیبا هم اونقدرها منو تحریک نمیکرد که اندام و زیبایی پسرها تحریک میکرد.مدت ها تو این حسو حال بودم و باخودم کلنجار میکردم که من واقعا میخوام باخدا باشم ولی مشکل اینجاست که واقعا ازدست خدا ناراحت بود .به خاطر این که (خیلی ببخشید اینطوری حرف مزنم)رابطه ی جنسی پسران رو منع کرده.و همین طور بخاطر این که به خیلی ها زیبایی پسیار بیشتری نسبت بمن بخشیده.خب حالا مشکل اینجا بود که واقعا واسم سخت بود از همجنسم دل بکنم.به خیلی از پسرا عشق میورزیدم و زیباییشون رو دوست داشتم تا اینکه به خودم واجب دونستم درباره ی این موضوع تحقیق کنم.منظورم همجنسگراییه.خب آیات و روایات زیادی دراین باره خوندم که واقعا واسم تکان دهنده و عبرت انگیز بود وحسابی روم تاثیر گذاشت.فهمیدم واقعا اثرکرده و خیلی از گرایشات شهوترانانم ازبین رفته و همین متوجه شدم گرایش به جنس مخالف دوباره درونم پدید اومده.این موضوع همچنان درسته ولی یه مشکلی هست.هنوز هم که نوزه یکی ازدوستان مدرسم رو عاشقانه دوست دارم.هرکاری میکنم میبینم این هوس نیست عشقه.واقعا دوستش دارم.عشق به اون بکنار ولی هنوز هم به زیبایی پسرا علاقه دارم البته بدون شهوت.نکته ی جالب انگیز اینجاست که من گرایشات کاملی هم نسبت به دخترا دارم.یعنی هم جنس مخالف رو دوست دارم هم زیبایی های جنس موافق رو.که البته علاقه به جنس مخالف از بعد ازاون تحقیقات واقعا بیشتر از جنس موافق شد بطوریکه شاید زیاد قابل مقایسه نباشه.ولی خب همونطور که گفتم جدای از علاقه به زیبایی های پسران چندتا ازدوستانم رو عاشقانه دوست دارم.بعید میدونم این موضوع شهوت باشه.خیلی وقتا دوست داشتم یکم دین آزاد تر بود تامیتونستم به کسی که واقعا دوستش دارم ابراز عشق کنم.من همجنس باز نیستم ولی دوست دارم پسری رو که واقعا دوستش دارم رو ازصمیم قلب ببوسم نه از سر شهوت.که متاسفانه هیچوقت نتونستم اینکارو بکنم چون میترسم گناه باشه.حالا روشنم کنید آیا واقعا اشکالی داره به این دوستم عشق بورزم؟خیلی دوستش دارم .میدونید شاید دلیل اینکه به همجنسم عشق دارم اینه که خودمو از عشق و گناه به نامحرم حفظ کردم وگرنه مسلما بایکی از دخترا رابطه ی عاشقانه برقرار میکرم.چیکار کنم آیا اشکگالی داره عشقمو به اون پسر آشکارا به زبون بیارم.؟اشکالی داره ببوسمش یا بغلش کنم؟واقعا خیلی بهش وابستم.
من واقعا دوست دارم از دستورات خدا پیروی کنم بخاطر همینم هست که انقدر سردرگم شدم وگرنه واسم هیچ مشکلی نداشت.
کمکم کنید.ببینید من مثل اکثر جوونا فیلم های بد یا عکس های دختران زیبارو به قصد شهوت نمیبینم.بلکه عکسای پسرای زیبا رو و جذاب رو مبینیم و سعی میکنم واقعا بدون قصد لذت باشه.تا فقط اززیباییشون لذت ببرم.
بزارید خلاصش کنم.من هم به جنس مذکر علاقه دارم هم مونث ولی بدلیل اینکه گناه جنس مخالف رو ازخودم دورکردم به چنس موافق عشق میورز این چه جور کاریه؟گناهه؟
با سلام و سپاس از ارتباط تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اجازه می خواهم کمی آسیب شناسانه و نه همدلانه به نامه شما نظری بیفکنم. امید است دل آزرده نگردید و در آن بیش تر تأمل نمایید.
همانطور كه مي دانيد بسياري از رفتارهاي به ظاهر مثبت يا منفي ما تحت تاثير برخي اختلالات رواني مي باشد. مثلا اختلال اضطراب مي تواند بسياري از افكار و رفتارهاي ما را تحت تاثير خود قرار دهد و به نحوي آن ها را هدايت نمايد. وقتي ما از اضطراب بالايي برخورداريم به صورت هشيار يا ناهشيار به دنبال يك آرامشگر كاذب يا صادق هستيم. نقش اين آرامشگر را مي تواند يك شي يا يك فرد بازي كند. اگر آرامش گر ما از جنس انسان باشد و ما با يك بازداري ذهني يا مذهبي از جنس مخالف بودنش سر باز زنيم به ناچار اين نقش آرامشگري را به يك يا چند همجنس اعطا مي كنيم در حقيقت اين همجنس از حالت يك دوست يا ... خارج مي گردد و به صورت يك آرامشگر نقش ايفا مي كند. هر چقدر اين آرامشگر با جذابيت هاي بصري، بيشتر آرامشگري كند به همان ميزان بيشتر به او پناه مي بريم. از سوي ديگر غرايز جنسي بسياري از ما را به حال خود رها نمي سازند و همواره در صدد جهت دهي به افكار عواطف و رفتارهاي ما هستند. وقتي بين يك تصوير عيني يا ذهني يك همجنس با آرامش، پيوند شرطي ايجاد شد ما با هر اضطرابي ناخوداگاه به ديدار عيني يا ذهني او مشتاق مي گرديم. اگر اين امر به مرور فزوني يابد كم كم مقدمات يك وابستگي عاطفي يا عشق مرضي فراهم مي آيد. وابستگي عاطفي يا عشق مرضي در برخي موارد چيزي جز يك فكر وسواسي نيست و فرد عاشق همچون يك فرد وسواسي چاره اي جز تكرار آيين و تشريفات وسواسي براي كسب آرامش ندارد اين عشق مرضي چه هوس باشد چه يك امر معنا گرايانه در هر صورت باطني مرضي داشته و تحت تاثير اختلالات بستر ساز آن مي باشد.
اشتغال ذهني مكرر به معشوق چيزي جز تكرار يك فكر وسواسي نيست. همان طور كه در پيش گذشت غريزه جنسي در اين ميان بيكار نمي نشيند و به نحو بسزايي در تشديد علائق نقش ايفا مي كند.
پس با فرض اين كه شرعاً اين عشق ورزي شما عاري از گناه باشد (كه فرض محالي است) باز از نظر ما روانشناسان اين عشق آسيب زاست و نيازمند درمان تخصصي مي باشد. چرا نيازمند درمان تخصصي است زيرا كه تداوم اين عشق ورزي به پسران زيبارو باعث اختلال در عملكرد سالم شما خواهد شد و حتي هويت جنسي شما را به مخاطره خواهد انداخت اين نوسانات و رفت و برگشت هاي بين دو جنس باعث مي شود شما از يك ازدواج سالم و موفق با جنس مخالف باز بمانيد و باقي عمر خود را در اين سردرگمي هويتي تلف نماييد.
بايد قبل از مزمن شدن و وخيم تر شدن شرايط در اسرع وقت براي درمان اختلالات بستر ساز اين عشق نابهنجار اقدام نماييد. به عنوان مثال يك داور درماني ساده براي كاهش اختلالات احتمالي اضطراب و وسواس فكري در كنار چند جلسه روان درماني نگرش شما را به جنس موافق تا حد زيادي تغيير خواهد داد و شما مي توانيد به جاي اتلاف عمر در امور گناه آلود در زمان مقتضي به ازدواج خداپسندانه همت گماريد. خوشبختانه شرايط شما به گونه اي است كه با ملاك هاي همجنس گرايي فاصله دارد و به احتمال زياد شما نه يك همجنس گرا بلكه تحت تاثير بازداري ها و ممانعت هاي اوليه در رابطه با جنس مخالف به جنس موافق روي آورده ايد. البته اين بازداري هم كمي وسواس گونه بوده و گرنه مي توان در رابطه جنس مخالف بازداري نمود و به جنس موافق هم متمايل نشد
شرايط شما زياد دشوار نيست و شما بايد بيش از آن كه درصدد جستجوي حكم شرعي رابطه خود باشيد (كه حكمش از روز روشن تر است) به جستجوي يك روانپزشك و روان شناس باليني باشيد به نظر مي رسد يك دارو درماني ساده دو تا شش ماه در كنار 5 و 6 جلسه روان درماني شرايط شما را به نحو چشم گيري تغيير خواهد داد.






