سلام
علل دین گرایی و دین گریزی در ادیان اسلام مسیحیت زرتشت . یهود چیست؟
کدام یک از اعتقادات دینی موجب دین گریزی و یا دین گرایی می شود؟
کدام یک از دستورات عملی ادیان موجب دین گریزی و یا دین گرایی می شود؟

با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

سوال شما تحقيق مفصلي است كه در اين جواب نمي گنجد. در جواب شما چند فاكتور را ارائه مي كنيم تا بتوانيد با تحقيق خود به پاسخ كامل برسيد:
به طور كلي اديان مسيحيت و زرتشتي گری کنونی به جهت تساهل و تسامحي كه در انجام فرايض ديني آن ها وجود دارد، براي افراد عادي جامعه كه اصولا دوست دارند فارغ از اين مسووليت ها باشند جذاب بوده و سبب كشش این افراد به اين دينها مي شود. به طور طبيعي افرادي كه متدين به اين اديان هستند نيز اين مساله سبب گرايش بيشتر آنها و به تعبير شما دين گرايي آنها مي شود. به علاوه در مسيحيت به جهت تبليغ و اصرار فراوان بر آموزه دعا و نيز صلح و آشتي با همگان، موجب كشش افراد عادي جوامع به اين دين شده است.
اما در مورد دين گريزي در مسيحيت نيز بايد گفت همين مساله يعني عدم وجود فرايض دقيق و برنامه مناسب زندگي در مسيحيت سبب دوري انسانهاي دور انديش از اين دين شده است. اين مساله در دين زرتشتي نيز صادق است و شايد بتوان ادعا كرد كه زرتشتيان امروز فارغ از هر گونه برنامه الهي مناسب براي زندگي هستند و لذا كسي كه بخواهد متدينانه و الهي زندگي كند در اين اديان احساس خلا مي نمايد. به علاوه در دين مسيحيت و كتاب مقدس به علت وجود آموزه هايي كه منافات و ناسازگاري با مولفه هاي عقلي دارند نيز سبب دين گريزي بسياري از مسيحيت شده است.
در يهوديت نيز به دليل وجود قوانين و احكام متعدد و بعضا سختگيرانه و خشن سبب دين گريزي بعضي از يهوديان و به خصوص جوانان آنها شده است. در اين زمينه حتي بعضي اظهار داشته اند كه يهودي متدين بودن در اين زمانه بسيار مشكل بوده و حتي مي توان گفت كه غير ممكن است.
اما در مورد دين اسلام وجود آموزه هاي متعدد عقلاني و نيز توجه به تمام ابعاد وجودی زندگی انسان اعم از مادی و معنوی سبب گرایش افراد مختلف از فرهنگها و آداب و رسوم گوناگون شده است. در مورد دین گریزی در دین اسلام نیز می توان به مواردی اشاره کرد که البته به نظر ما ربطی به دین ندارد. بلکه به جهت تبلیغ نادرست اسلام به صورت خاص و همه ادیان الهی به صورت عام دارد:
1-دوري از عقلانيت:
آنچنانكه مي فرمايد:" إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ" (1) همانا بدترين جنبندگان نزد خدا كران لالند كه تعقل نمى‏كنند"
2-دنيا دوستي:
دنيادوستى ريشه بسيارى از مفاسد است، بيشتر كسانى كه دين را در اعتقاد و عمل يا در عمل كنار گذاشته اند به اين جهت است كه دنيا وجود آنها را پركرده و جائى براى دين نمانده است. لذا خداوند درباره ريشه انكار قيامت از جانب برخي مي فرمايد:" إِنَّ هؤُلاءِ يُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ يَذَرُونَ وَراءَهُمْ يَوْماً ثَقيلا" (2) اين مردم (كافر غافل) زندگى زودگذر دنيا را دوست مى‏دارند و آن روز (قيامت) سخت سنگين را به كلى از ياد مى‏برند."
3-هواى نفس:
يكى از شعبه هاى دنيادوستى و دنياخواهى، پيروى از خواست هاى نفس است قرآن كريم كسانى را كه دعوت موسى و عيسى (ع) را نپذيرفتند سرزنش كرده و سبب عدم پذيرش را هواهاى نفسانى معرفى مى كند و مى فرمايد:" أَ فَكُلَّما جاءَكُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى‏ أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَريقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَريقاً تَقْتُلُونَ" (3) آيا اين درست است كه هر وقت رسولى بسوى شما آمد و كتابى آورد كه باب ميل شما نبود استكبار بورزيد طائفه‏اى از فرستادگان را تكذيب نموده و طائفه‏اى را بقتل برسانيد" كه البته در قرآن به عوامل ديگري مثل سنت گرايي و ... اشاره شده كه ما براي اختصار پاسخ از آن ها خود داري مي كنيم.
پي نوشت ها:
1. انفال (8) آيه 22.
2. انسان(76)آيه 27.
3. بقره(2)آيه 87.