سلام علیکم
ایه مباهله رابه همراه معنی توضیح دهید وبیان کنید چرا مراد از انفسنا در این ایه خود پیغمبر نمیتوانند باشند. با تشکر
پرسش 1:
ايه مباهله
شرح : سلام عليکم ايه مباهله رابه همراه معني توضيح دهيد؟
پاسخ:
با سلام و سپاس از ارتباط تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكمُْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتهَِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلىَ الْكَذِبِين(1)
هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.
رسول خدا (ص) به دنبال مكاتبه با سران جهان، نامهاى خطاب به اسْقُف «نَجْران» (شهرى در 910 كيلومترى جنوب شرقى مكه) نوشت و مسيحيان آن ديار را به اسلام دعوت نمود.
در اين نامه، اعلام شده بود كه اگر اسلام را نمىپذيريد يا جزيه بپردازيد تا تحت حمايت حكومت اسلامى قرار بگيريد، يا مهيّاى نبرد شويد. اسْقُف كه در كتابهاى آسمانى، بشارت ظهور پيامبرى را كه بعد از عيسى عليه السلام مبعوث مىشود، خوانده بود، تصميم گرفت نمايندگانى به مدينه گسيل دارد.
هيئت عالي رتبه مسيحى، براى مذاكره و تحقيق پيرامون مسائل اسلام وارد مدينه شد. وقتى به مدينه رسيدند، در كمال آزادى به انجام مراسم مذهبى خود در مسجد مدينه پرداختند. سپس بحثهاى مفصلى درباره حضرت عيسى عليه السلام شروع شد. رسول خدا (ص) درباره عيسى (ع) فرمود: «إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْه»(2) «او آفريده و بنده خداست كه خداوند او را در رَحِم مريم پديد آورد.»
نمايندگان مسيحى مىگفتند: «عيسى فرزند خداست. زيرا كه مريم بدون همبسترى با مردى، او را زاده است.» در پاسخ؛ آيهاى نازل شد و رسول خدا (ص) پاسخ داد:« إِنَّ مَثَلَ عيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»(2) «چگونگى خلقت عيسى، همانند خلقت آدم است كه خداوند او را از خاك آفريد.»
يعنى: اگر نداشتن پدر دليل فرزندى خداست، آدم كه نه پدر داشت و نه مادر، به فرزندى خداوند شايستهتر بود.
مذاكرات و بحثها ادامه يافت. مسيحيان در برابر منطقِ استوار پيامبر اكرم (ص) خاموش مانده بودند. اما تعصب بيجا مانع از پذيرش حقيقت و ايمان بود.
فرشته وحى فرود آمد و آيه مباهله را نازل نمود و به پيامبر (ص) امر شد تا آنان را به مباهله دعوت كند.
يعنى هر دو گروه به صحرا روند و در زمان معيّن به درگاه خداوند نيايش كنند و هر كدام، بر آنكس كه دروغگوست لعنت فرستند.
وقت مباهله فرا رسيد. رسول خدا (ص) از ميان مسلمانان و بستگان خود فقط چهار تن را انتخاب نمود كه در اين حادثه تاريخى شركت نمايند: عليه عليه السلام، فاطمه دختر گرامى پيامبر (ص)، حسن و حسين (ع). زيرا در ميان تمام مسلمانان، انسانهائى پاكتر و با ايمانتر از اين چهار تن وجود نداشت.
بنابراين مراد از «ابناءنا» در آيه شريفه منحصر به امام حسن و امام حسين (ع) و «نساءنا» فاطمه زهرا (س) و «انفسنا» على (ع) مىباشد و روايات دالّ بر اين مطلب به حدّ تواتر نقل شده است.(4)
رسول خدا (ص) به همراهان سفارش كرد هنگامى كه بدانجا رسيديم شما دعاهاى مرا آمين بگوئيد.
آنگاه با شكوه معنوى بي مانندى در حالى كه حسين (ع) را در آغوش گرفته بود و دست حسن (ع) را در دست داشت و فاطمه و على (عليهما السلام ) پشت سر پيامبر (ص) حركت مىكردند، قدم به محل موعود مىگذارد.
وقتى چشمان منتظرمسيحيان به قيافههاى نورانى و ملكوتى رسول خدا (ص) و همراهان وى، افتاد اسقف اعظم آنان گفت: «چهره هائى را مشاهده مىكنم كه اگر رو به درگاه الهى كنند، اين بيابان به جهنمى سوزان تبديل مىگردد و دامنه عذاب به سرزمين نَجْران كشيده مىشود. بيم آنست كه تمام مسيحيان نابود شوند.» سرانجام آنان به پرداخت جزيه تن دادند و قرار شد ساليانه دو هزار حله و سى زره آهنين به مسلمانان تقديم كنند.(5)
پي نوشت ها:
1.آل عمران (3) آيه 61
2. نساء(4) آيه 171
3. آل عمران(3) آيه 59
4. براي مطالعه تفصيلي اين روايات ر.ک: آيت الله مكارم شيرازى ، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية ، 1374ش، ج2، ص 583
5. آيت الله مكارم شيرازى ، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية ، 1374ش، ج2، ص: 578
پرسش 2:
بيان کنيد چرا مراد از انفسنا در اين ايه خود پيغمبر نميتوانند باشند. با تشکر
پاسخ:
درباره مراد از «أنفسنا» در اين آيه بايد بگوييم كه مراد از آن خصوص پيامبر (ص) نمي تواند باشد زيرا در اين آيه آمده كه «...فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ...»(1) «... به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود را...» چنانكه ملاحظه مي نماييد در اينجا سخن از دعوت نمودن است و نمي شود كسي خودش را دعوت كندو لذا اگر مراد از انفسنا خصوص پيامبر (ص) بود ذكر انفسنا و انفسكم لغو بود مثل اينكه ما با كسي قرار بگذاريم كه روز جمعه به يك تفريح گاه برويم و به وي بگوييم:« جمعه زن و بچه و خودت رو دعوت كن بريم تفريح»
از سوي ديگر بر فرض كه مراد از انفسنا خود پيامبر (ص) باشد ما مي بينيم كه پيامبر(ص) حضرت علي (ع) را هم همراه خود براي مباهله مي آورد و روشن است كه حضرت علي (ع) تحت عنوان ابنائنا و نسائنا نيست و لذا جزء انفسنا مي باشد.
پي نوشت:
1. آل عمران(3) آيه 61.






